سه‌شنبه، مهر ۲۳، ۱۳۹۲

بیچاره بزرگان ایران


این حقیقت تلخی است از فرهنگ بر باد رفته و به غربت نشسته ما. کشوری که پیشتاز فرهنگ و تمدن جهانی بوده است، اکنون به زباله دان و باتلاقی از اندیشه های خرافاتی و ارتجاعی بیابان گردان عربستان تبدیل شده است. خراسانی که سرچشمه خروشان فرهنگ و مدنیت ایرانی، و زادگاه دلاوران و پهلوانانی سترگ و بی همتا بود، هم اکنون با نام زشت و نازیبای تازی ای، چون خراسان رضوی، توهین و دشنامی است به فرد فرد انسان هایی که در سرزمین ایران بزرگ پای به جهان گشوده اند، و یا خواهند گشود.
در این میان، باید آرامگاه فردوسی گرانمایه ساختمان بی ارزش و نامتناسبی باشد، خانه و دهکده زادگاه او به ویرانه ای مانند باشد، ولی برای تازیانی که مملکت ما را ۱۴۰۰ سال غارت کردند، گنبد و بارگاه طلایی بسازند، و یا ضریخ طلایینی برای گور عرب دیگری به عراق گسیل دارند. اینجاست که مرز میان ایرانی بودن، و یا دشمن این سرزمین، جدا و مشخص می گردد. از این روی، آنان که دیدار ازگور تازیان را بردیدار فردوسی و بزرگان دیگر ادب و فرهنگمان ترجیح می دهند، بی تردید، بیگانه اند و با این کشور و مردم این سرزمین دشمنی و کینه توزی دارند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر