سه‌شنبه، فروردین ۰۹، ۱۴۰۱

اسطوره ها و افسانه ها - خلقت


مردم‌ سومر باستان‌ و بابل‌ قوه‌ تخيل‌ نيرومندی داشتند و با نقل‌ حكايات‌ و قصص‌ اغراق‌ آميز از خدايان‌ و پهلوانان‌ خود داستانهای خيالی جالب‌ توجهی‌ می‌ساختند. اين‌اساطير و افسانه‌ها علاوه‌ بر اينكه‌ دارای‌ نكات‌ و فوايد زيادی بودند و تا حدودی‌ آداب‌ ورسوم‌ و افكار و عقايد مردم‌ آن‌ روزگاران‌ را به‌ تصوير می‌كشند ; از شاهكارهای بزرگ‌ ادبی‌ عهد باستان‌ نيز بشمار می‌آيند. از جمله‌ اين‌ افسانه‌های‌ ادبی‌ داستان‌ خلقت‌ است‌. برطبق‌ اين‌ افسانه‌ كهن‌ كه‌ خود نشأت‌ گرفته‌ از عهد سومريها است‌ نظم‌ و ترتيب‌ جهان‌ فعلی در روز ازل‌ از نبرد و جدالی‌ به‌ وجود آمد كه‌ بين‌ اژدهای‌ دريای‌ ظلمت‌ و پيكرهای‌ درياهای‌ آشفته‌ و طوفانی‌ با خدايان‌ نور و نظم‌ و آرامش‌ اتفاق‌ افتاد; در رأس‌ عفريتهای‌ هولناك‌ اژدهايی بود به‌ نام‌ تيامات‌ و سردار خدايان‌ روشنايی نيز خدايی‌ موسوم‌ به‌ نينور تا (خدای جنگ‌)بود. كشيشان‌ و كاهنان‌ بابلی، اين‌ افسانه‌ سومری را به‌ صورتی ديگر نگاشتند و خدای‌ شهرخود، مردوخ‌ را به‌ جای‌ نينورتا پهلوان‌ اين‌ جنگ‌ قرار دادند و او را آفريننده‌ جهان‌ و آدميان‌ و بر آورنده‌ نظم‌ و آرامش‌ معرفی كردند. آنان‌ اين‌ داستان‌ را به‌ اين‌ صورت‌ تغيير دادند كه‌ اپسو، رب‌ آبهای شيرين‌ و گوارا و تيامات‌ اژدهای درياهای شور با يكديگر به‌ پيكاربرخاستند. از آميزش‌ اين‌ دو خدا، خدايان‌ ديگری‌ به‌ وجود آمدند و تصميم‌ گرفتند جهان‌ را از آشفتگی رهايی‌ بخشيده‌ و انتظام‌ و استقراری‌ در آن‌ ايجاد كنند; لذا در صدد برآمدند آب‌شيرين‌ را درون‌ شهرها و ترعه‌ ها جريان‌ داده‌ و سرزمين‌ نوين‌ و اراضی‌ نو پديد را كه‌ از گل‌ وته‌ نشين‌ رسوبات‌ به‌ وجود آمده‌ بود سرحد فاصله‌ آبهای شور قرار دهند. خدايان‌ نخستين‌ از اين‌ تنظيم‌ و ترتيب‌ راضی و خشنود نبودند و می‌ خواستند روش‌ ديرين‌ همچنان‌ باقی وبر قرار بماند. گويند:

اپسو دهان‌ خود را بگشود و به‌ تيامات‌ گفت‌:

((روز نمی‌ توانم‌ آرميد و شب‌ نمی توانم‌ خفت))

بايد كه‌ لشكريان‌ را پراكنده‌ سازم‌، و راه‌ و روش‌ ايشان‌ را براندازم‌،

شايد كه‌ اين‌ آشفتگی‌ پايان‌ يابد و كار به‌ سامان‌ آيد،و ما بتوانيم‌ اندكی‌ آسايش‌ و آرامش‌ پيداكنيم‌.‌

((چون‌ تيامات‌ اين‌ سخنان‌ بشنيد،

نائره‌ غضب‌ او مشتعل‌ شد.

و درون‌ دلش‌ شرارت‌ و خشم‌ شعله‌ ور گشت‌ و گفت‌:

هرچه‌ ساخته‌ ايم‌ تباه‌ خواهيم‌ كرد.

تا لشكريان‌ در كار خود به‌ بيچارگی‌ و ناتوانی‌ افتند و ما آسايش‌ يافته‌ بخوانيم‌))

در اين‌ جنگ‌ و پيكار اپسو به‌ دست‌ خدای‌ آب‌ كشته‌ شد، ولی‌ تيامات‌ ياران‌ خود را فراخواند و خدايان‌ اثا (خدای‌ آب‌) وانو (خدای آسمان‌) را شكست‌ داد. سپس‌ خدايان‌ ازمردوخ‌ ياری‌ خواستند و به‌ او اطمينان‌ دادند كه‌ او را به‌ سروری و رياست‌ خود انتخاب‌خواهند كرد. پس‌ مردوخ‌ به‌ پا خاست‌ و مجددا جنگ‌ با اژدهای آبهای‌ شور را آغاز كرد.گويند آن‌ دو خدا، تيامات‌ و مردوخ‌، درهم‌ آويختند،

مردوخ‌ دام‌ خود را بگسترد و آن‌ اژدها را صيد كرد،

باد و طوفان‌ را، كه‌ پيروان‌ او بودند به‌ سوی‌ آن‌ عفريت‌ جريان‌ داد،

و چون‌ تيامات‌ دهان‌ خود را به‌ وسعت‌ تمام‌ بگشود تا خصم‌ را ببلعد،

بادی‌ وحشتناك‌ به‌ حلق‌ او راه‌ يافت‌،

و در اندرونش‌ جای گرفت‌،

و دل‌ و جگر او را از جای‌ بكند.

پس‌ مردوخ‌ او را ناتوان‌ ساخت‌ و جان‌ او را بگرفت‌;

و كالبد او را پهن‌ بگسترد و خود بر فراز آن‌ بايستاد.

در الواح‌ گلی‌ ، كه‌ به‌ خط ميخی‌ اين‌ داستان‌ حماسی بابلی‌ را نقل‌ كرده‌اند،بقيه‌ اين‌ افسانه‌ به‌ اين‌ صورت‌ آمده‌ كه‌: ((از آن‌ پس‌ مردوخ‌ در گيتي‌ نظم‌ و ترتيب‌ برقرار فرمود وحركات‌ ستارگان‌ آسمان‌ و نمو نباتات‌ و گياهان‌ و رشد جنين‌ جانوران‌ را وضعی‌ ثابت‌ عطاكرد تا آنكه‌ نوبت‌ به‌ آفرينش‌ انسان‌ رسيد))

پس‌ مردوخ‌ دهان‌ گشوده‌ به‌ خدای‌ اثا،

انديشه‌ و قصد خود را باز گفت‌ و چنين‌ فرمود:

((اكنون‌ از خون‌ و استخوان‌ خود مقداری خواهم‌ گرفت‌.

و آدم‌ را خلق‌ خواهم‌ كرد كه‌ بر روی‌ زمين‌ ساكن‌ گردد))

اين‌ افسانه‌ از بهترين‌ داستانهای‌ اساطيری‌ عهد باستان‌ بابل‌ بشمار می آيد كه‌ داستان‌ خلقت‌ جهان‌ آفرينش‌ و انسان‌ را به‌ زيباترين‌ صورت‌ بيان‌ مي‌كند.

منابع‌:

۱- ناس‌، جان‌: تاريخ‌ جامع‌ اديان‌، ترجمه‌ علي‌ اصغر حكمت‌، تهران‌، انتشارات‌ آموزش‌ وانقلاب‌ اسلامی‌، ۱۳۶۲

۲- راوندی، مرتضی‌: تاريخ‌ اجتماعی‌ ايران‌، (جلد اول‌)، تهران‌، اميركبير، ۱۳۵۷

۳- هوار، كلمان‌:
ايران‌ و تمدن‌ ايرانی، ترجمه‌ حسن‌ انوشه‌، تهران‌، اميركبير،

شنبه، اسفند ۰۷، ۱۴۰۰

اخترشناسی در ایران باستان


درباره سطح دانش نجوم در ایران باستان چندان اطلاعی در دسترس نیست. در ایران پیش از ورود آریایی ها، نقوش باقی مانده روی سفالینه های دوران پیش از تاریخ ایران توجه مردم این سرزمین را به ستاره ها به خوبی نشان می دهد. در بسیاری از تپه های باستانی ایران، نشانه هایی از دانش اخترشناسی ایرانیان پیش از هزاره یکم قبل از میلاد به دست آمده است. نشانه های نجومی در تپه های تاریخی ایران( مانند تپه گیان نهاوند، تپه حصار دامغان و …) را می توان بر روی برخی تکه سفالینه ها و تراشه های ابزار های سنگی به دست آمده از آنها مشاهده کرد. اما چندان که باید در این باره پژوهش جدی انجام نگرفته است. در اوستا، به ویژه در یشت ها، اطلاعات بسیاری ارائه شده که نشان می دهد ستاره شناسان آریایی با ستاره ها و طلوع و غروب آنها آشنا بوده اند. سال نو در ایران باستان با گذر خورشید از نقطه اعتدال بهاری آغاز می شد. به احتمال، آریایی ها با صورت های فلکی، شاید نه دقیقا به شکلی بابلی آن، آشنایی داشته اند. تقویم دوره هخامنشی، مانند تقویم بابلی و عیلامی دوازده بخش با تفاوت نام ماه ها، داشته است.

 برخی پژوهشگران نقش معروف شیر به گاو در تخت جمشید را که بر دیواره بیرونی کاخ آپادانا دیده می شود، نقش نجومی می دانند. در دوره حکومت هخامنشیان بر بابل به احتمال، مغان دانش ستاره شناسی آریایی را به بابل منتقل کردند و در این مدت دانش ستاره شناسی بابلی و آریایی با هم پیوند داشته و رو به کمال نهاده است. در این دوره در بابل تقسیم دایره البروج به دوازده برج ۳۰ درجه ای صورت گرفته است.

هم چنین حرکت های ماه، خورشید و سیارات به دقت بررسی شدند. برای مثال درزمان حکومت کمبوجیه در بابل رصد دقیق ماه و سیارات آغاز شد. رصد سیاره مشتری که در این زمان آغاز شده بوددر هنگام پادشاهی داریوش بزرگ نیز ادامه یافت و حاصل آن تدوین نظریه حرکت سیاره مشتری بود، هم چنین روش کسبیه گیری برای ایجاد نظم در تقویم قمری در این دوره ایجاد شد. در این دوره، سیارات را هم هویت با ایزدان می دانستند و نام های ایزدان را بر آنها می گذاشتند. جالب آن که نام پهلوی سیاره زحل یعنی کیوان از نام بابلی کیمانو گرفته شده است که این از پیوند ایزدان، یا شاید اخترشناسی بابلی و ایرانی، حکایت دارد. از متون نجومی دوره هخامنشی و دوره های بعدی چیزی باقی نمانده است. برخی احتمال می دهند که بسیاری از این متون در حمله اعراب به ایران از بین رفتند.

در اواخر دوره ساسانی زیجی به نام شهریار یا شاه در ایران تالیف شده بود. این زیج را علی بن زیاد تمیمی در حوالی سال ۱۷۰ قمری از یک متن اصلی پهلوی به نام زیک شترایار به عربی ترجمه کرد و تاثیر زیادی بر نجوم دوره اسلامی داشت. جالب آن که در این زیج مبدا شبانه روز را از نیمه شب محاسبه می کردند.
واژه زیج از فارسی به عربی وارد شده است. ریشه این کلمه در فارسی زیک به معنی تار یا رشته، به ویژه زه کمان است. بعدها این معنی تعمیم یافته و برای مجموعه رشته های موازی که تارهای نزدیک به هم در یک جدول نجومی و مجموعه تارهایی که در بافندگی کشیده می شود، این واژه برای مجموعه جدول های نجومی دوره اسلامی نیز به کار رفته است. این جدول ها همراه با توضیحات نجومی و روش های محاسباتی بعدها از مهم ترین کتاب های پایه در نجوم دوره اسلامی به حساب می آمدند.
 
 

چهارشنبه، بهمن ۱۳، ۱۴۰۰

استراتژی چیست؟


اگرمجموعه ای از آگاهیها و اطلاعات منظم درباره یک یا چند موضوع را (علم) بنامیم ومهارت به کارگیری علم در صحنه عمل نیز (هنر) باشد، استراتژی؛ آگاهیهای منظمی است که نحوه به خدمت گرفتن قدرت سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی را برای رسیدن به هدفهای مورد نظر نشان می دهد. بنابراین، استراتژی علم است ؛ اما همه کسانی که از علم استراتژی آگاهی دارند، قادر نیستند آن را به کارگیرند، فقط کسانی که مهارت کافی در این زمینه دارند، می توانند از استراتژی استفاده کنند، پس به یک معنا، استراتژی نوعی هنر است. خلاصه آنکه، استراتژی هم علم و هم هنر است.
تعریف استراتژی

الف: مفهوم لغوی استراتژی: واژه استراتژی از کلمه یونانی (استراتگوس) Strategos گرفته شده است. استراتگوس یا (استراتژ) به معنای لشکر است. استراتگوس به معنی فرماندهی ارتش هم به کار می رفت. بطور مثال، ارتش یونان باستان که از گروههای کوچک سربازانِ متعلق به خاندانهای یونانی تشکیل شده بود، توسط افرادی به نام «استراتگوس» فرماندهی می شد. علاوه بر این، معانی زیر نیز برای استراتژی مطرح شده است : فن اداره جنگ، فن فرماندهی، فن جنگ و طرح نقشه برای جنگ. ب: مفهوم اصطلاحی استراتژی: استراتژی در معنای اصطلاحی جدید به این صورت تعریف میشود:
فن و علم توسعه و به کارگیری قدرت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی ملت، هنگام جنگ و صلح، به منظور تأمین حداکثر پشتیبانی از سیاستهای ملی و افزایش احتمال دستیابی به نتایج مطلوب برای کسب حداکثر پیروزی و حداقل شکست. هرگاه قدرت سیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی، در جهت دستیابی به اهداف نظامی یک ملت به کار رود، استراتژی نظامی نامیده میشود به همین ترتیب برای هر یک از ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نیز می توان یک تعریف از استراتژی ارائه داد. استراتژی در معنای قدیمی خود به مفهوم به کارگیری همه امکانات کشور برای دست یافتن به هدفهای نظامی بود، اما به تدریج استراتژی از بعد نظامی محض، فاصله گرفت و در حال حاضر اهداف نظامی، بخشی از اهداف ملی یک کشور را تشکیل میدهد
.
مفاهیم مرتبط و نزدیک به استراتژی
:
در این قسمت، واژههای تاکتیک، و مناطق استراتژیک را بیان می کنیم تا قلمرو معانی آنها از قلمرو معنای استراتژی متمایز شود
.
الف تاکتیک : تاکتیک در گذشته همانند استراتژی یک مفهوم نظامی داشت. و در این معنا، به مفهوم کاربرد سلاحها در جنگ بود. اما معنای تاکتیک مانند استراتژی تغییر یافته است. امروزه تاکتیک به روشهایی گفته میشود که به وسیله آن، استراتژی به اجرا در میآید تا به هدفهای مورد نظر برسد. بنابر این، تاکتیک، جزیی از استراتژی و در خدمت آن است. علاوه بر این، استراتژی یک هدف کلی است که در دراز مدت قابل دسترسی است، در حالی که تاکتیک در کوتاه مدت تحقق می یابد
.
ب: مناطق استراتژیک : در اصطلاح، منطقه استراتژیک به برخی از نقاط جغرافیایی زمین گفته میشود که به دلایل زیر دارای اهمیت است
:

‍‍
۱- واقع شدن بین دو ناحیه مهم : مانند عربستان که بین خلیج فارس و دریای سرخ قرار گرفته است.

۲- موقعیت تجاری و مسافری : مانند جزیره کیش در آبهای جنوبی ایران که دارای چنین نقشی است.

۳- موقعیت بندرگاهی : مانند لبنان که در ساحل شرقی دریای مدیترانه از موقعیت بندرگاهی برخوردار است.

۴- واقع شدن در کنار تنگههای بین المللی : مانند ایران و عمان به علت واقع شدن در دو سوی تنگه هرمز.به دلیل چنین اهمیت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی است که تصرف یا کنترل منطقه استراتژیک یا حیاتی، موجب برتری قابل توجه قاره ای، منطقه ای و ملی هر کشور یا کشورهایی است که آن را به اشغال در میآورند و یا از آن نگهداری میکنند. البته اهمیت مناطق استراتژیک در زمان جنگ دو چندان میشود، زیرا از طریق آن می توان ضربه های مؤ ثری بر دشمن وارد کرد.
انواع استراتژی
:
در تقسیمی که برای استراتژی در نظر میگیرند، واژه (سیاست ملّی) در رأس آن قرار دارد. سیاست ملّی با (استراتژی بزرگ)، (استراتژی همه جانبه) و نظایر آن مترادف می باشد و به معنای بسیج و هدایت همه امکانات کشور برای نیل به خواستههای ملّی است. برای دستیابی به اهداف و منافع ملی از استراتژیهای مختلفی استفاده میشود. به عنوان مثال، هرگاه امکانات نظامی کشور برای تحقق سیاست ملّی، بسیج و هدایت گردد، چنین اقدامی در چارچوب استراتژی نظامی قرار می گیرد.بطور عمده، استراتژی به استراتژیهای نظامی و سیاسی تقسیم می گردد. تمایز استراتژی نظامی از سیاسی به اهداف، ابزارها و منابع مورد استفاده هر یک از آنها برمی گردد. به عنوان مثال، استفاده از نیروی نظامی، مشخصه به کارگیری استراتژی نظامی است. بنابراین، استراتژی نظامی را (استراتژی مستقیم) و استراتژی سیاسی را (استراتژی غیر مستقیم) مینامند
.
در استراتژیهای نظامی یا مستقیم، به کارگیری نیروی نظامی، امکانات نظامی و تاءکید فزاینده بر اهمیت تعیین کننده بهره برداری از نیروی انسانی در دستیابی به هدف جنگ، نقش اساسی دارد. استراتژی مستقیم از آزادی عمل کمتری برخوردار است، زیرا فقط می توان از نیرو و قدرت نظامی برای پیروزی بر دشمن بهره گرفت. در استراتژیهای سیاسی یا غیر مستقیم از توان نظامی به منظور فشار بر دشمن و برای پذیرش خواسته ها استفاده میشود و در کنار آن برای دستیابی به اهداف مورد نظر، از مذاکرات و راه حلهای سیاسی هم بهره میگیرند. اگرچه استراتژی غیر مستقیم در گذشته نیز، مورد توجه و استفاده بود، اما در حال حاضر با کاهش اعتبار استراتژی مستقیم که ناشی از تنفر بشر از جنگ و عدم کارایی مؤ ثر جنگ برای تأمین اهداف است، بر اهمیت به کارگیری استراتژی غیر مستقیم افزوده شده است
.
واضع واژه استراتژی غیر مستقیم، «لیدل هارت» انگلیسی در سال ۱۲۹۱ ه. ش. / ۱۹۱۲ میلادی است. به عقیده وی استراتژی غیرمستقیم به معنای فشار غیر مستقیم نیروی نظامی بر دشمن، توجه محدود به کاربرد قدرت نظامی، به کارگیری عوامل روانی، پرهیز از زور و خشونت تا سرحد امکان و بهره گیری از تشویق، ترغیب، تنبیه و مصالحه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی برای نیل به تأمین و حفظ امنیت و منافع واهداف ملّی است. برای تحقق هدفهای مورد نظر، هر کشوری با توجّه به امکانات و تواناییهای بالفعل و بالقوه، موقعیت جغرافیایی، نیازهای داخلی، تهدیدهای موجود، توان اقتصادی، ساختار نظام بین المللی و نظایر آن استراتژی سیاسی مناسب را بر میگزیند
.
انواع استراتژی سیاسی عبارتند از:
 
الف: استراتژی انزواطلبی استراتژی انزواطلبی، حاکی از عدم پذیرش تعهدات نظامی و اعزام نیروی نظامی به خارج وکاهش روابط دیپلماتیک، اقتصادی و فرهنگی با کشورهای دیگر است. کاهش روابط با کشورها به معنای عدم توانایی در برقراری روابط نیست، بلکه یک کشور به میل خود به قطع یا کاهش روابطی می پردازد که ممکن است منجر به دخالت و یا سلطه دیگران بر آن کشور گردد، زیرا هدف استراتژی انزوا، حفظ تمامیت ارضی و استقلال کشور است. علاوه بر آن، این استراتژی در صدد است بدون اتکا به دیگران، هرگونه تهدید داخلی و خارجی را دفع نموده و با بهره گیری از خودکفایی اقتصادی و اجتماعی، زندگی توأم با رفاه ملّی را برای مردم خویش به ارمغان آورد. شرط انتخاب و موقعیت استراتژی انزوا، غنای اقتصادی و اجتماعی، تعدد قدرتهای جهانی و توزیع قدرت، دور بودن موقعیت جغرافیایی کشور و برکناری از صحنه اصلی کشمکش (یا فقدان تهدید مستقیم) است. چنین شرایطی در گذشته فراهم بود، ولی امروزه با ارتقای سطح تکنولوژی، بخصوص گسترش و بهبود ارتباطات و افزایش قدرت پرتاب تسلیحات نظامی که قادر است هرکشور دور دستی را مورد حمله قرار دهد و نیز، افزایش وابستگی متقابل، ادامه استراتژی انزوا طلبی را غیر ممکن کرده است.
ب: استراتژی بیطرفی بیطرفی برای نخستین بار در جنگهای قرن سیزده (ه. ش. /) قرن (نوزده میلادی) مورد توجه قرار گرفت. دولت بیطرف، از هرگونه اقدامی که منجر به شروع جنگ و ادامه آن شود، خودداری می کرد. این اقدامات شامل آموزش و نام نویسی داوطلبان جنگ، تجهیز و تدارک نیروی نظامی، اجازه عبور و مرور به سربازان متخاصم و مانند آن می شد. در ازای قبول و انجام این الزامات، کشورهای قدرتمند، حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور بیطرف را تضمین می کردند. پذیرش بیطرفی از سوی قدرتهای بزرگ علاوه بر مزایای فوق، حاوی مزایای سیاسی و دیپلماتیکی چون نقل و انتقال اسرا و زندانیان و حل و فصل اختلافات نیز می باشد. اعلام بیطرفی یک جانبه هیچگاه به اندازه بیطرفی دولتی که مورد قبول دولتهای قدرتمند قرار گرفته باشد، پایدار نیست استراتژی بیطرفی همانند استراتژی انزواطلبی موجب تداوم وضع موجود و برقراری توازن قدرت بین کشورهای قدرتمند می گردد؛ بر خلاف مفهوم واقعی بیطرفی، شوروی (سابق) کشوری را بیطرف می دانست که در درگیری شوروی (سابق)، با آمریکا، موضع ضد آمریکایی داشته باشد. آمریکا هم با بیطرفی مخالف بود، زیرا قبول بیطرفی کشوری از سوی آمریکا، متضمن خروج آن کشور از حوزه نفوذ آمریکا بود. بیطرفی موقت (بیطرفی در یک جنگ) و بیطرفی پایدار (بیطرفی برای مدت طولانی)، بیطرفی مثبت (عدم شرکت در جنگ و تلاش برای خاتمه دادن به جنگ) و بیطرفی منفی (نجات دادن خود از معرکه جنگ ) از انواع بیطرفی محسوب می شوند
.
ج: استراتژی عدم تعهد دلایلی چون تجربه تلخی که کشورهای مستعمره از سالها وابستگی به دولتهای استعمارگر داشتند و نیز، به دلیل صدماتی که از جنگ جهانی دوم دیده بودند و همچنین خساراتی که ادامه جنگ سردِ (بین دو ابرقدرت) برای آنان داشت، باعث شکل گیری جنبشهای استقلال طلبانه و ایجاد جنبش عدم تعهد یا (عدم وابستگی) گردید. شالوده عدم تعهد به ابتکار و پیشقدمی مارشال یوسیپ بروزتیتو (رهبر یوگسلاوی سابق)، جواهر لعل نهرو (نخست وزیر هند)، جمال عبدالناصر (رئیس جمهور مصر) و احمد سوکارنو (رئیس جمهور اندونزی) در سال ۱۳۲۶ ه. ش. / ۱۹۴۷ م، با برگزاری کنفرانس کشورهای آسیایی در دهلی نو ریخته شد و سرانجام در اجلاس گسترده کشورهای آسیایی و آفریقایی در «باندونگ اندونزی» در سال ۱۳۳۴ ه. ش. / ۱۹۵۵ م، تکمیل و در کنفرانس ۱۳۴۰ ه. ش. / ۱۹۶۱ م، بلگراد رسمیت یافت
.
عدم تعهد بر اصولی چون احترام متقابل به تمامیت ارضی و حاکمیت کشورها، عدم تجاوز، عدم دخالت دولتها در امور داخلی یکدیگر، مساوات کشورها، همزیستی مسالمت آمیز، بیطرفی مثبت، مخالفت با تبعیض نژادی، مبارزه با توسعه نیافتگی، استعمار و سرمایه داری، پرهیز از واگذاری پایگاه نظامی و مانند آن استوار است. نقطه ثقل استراتژی عدم تعهد بر عدم وابستگی نظامی و نه سیاسی و فرهنگی و اقتصادی قرار دارد، به همین دلیل و نیز به علت فقدان ایدئولوژی مشترک بین اعضا، این استراتژی چندان قرین موفقیت نبوده است
.
د: استراتژی اتحاد و ائتلاف: هرگاه دو یا چند کشور معتقد شوند که فقط در صورت برقراری اتحاد و ائتلاف متقابل، قادر به حفظ و یا دستیابی به اهداف و منافع ملی هستند، مبادرت به تاءسیس (اتحاد) می کنند. بنابر این، اشتراک در اهداف و منافع ملی، ایدئولوژی و تصور خطر مشترک موجب ایجاد و تداوم اتحادهاست. بر این اساس، اتحادها فقط جنبه نظامی ندارند (مانند بازار مشترک اروپا و اکو). در واقع افزایش نفوذ همه جانبه و یا جنگ، تنها هدف اتحادها نیست، بلکه اتحادها بیشتر جنبه بازدارندگی دارند. حتی پیمانهایی که از جنبه تهاجمی برخوردارند تهاجمی بودن خود را به وضوح در قراردادهای منعقده ذکر نمیکنند. اتحادها را به طُرق مختلف تقسیم میکنند، بطور عمده، شرط تحقق پیمان (مانند تجاوز به یکی از اعضا)، نوع و میزان تعهدات اعضا(همیشه تعهدات اعضا برابر نیست)، درجه همکاری اعضا (همکاری اعضای پیمان بر خلاف گذشته تا زمانی که پیمان وجود دارد، دایمی است ) و گستردگی حوزه جغرافیایی، معیاری برای تقسیم بندی اتحادهاست. عملی شدن یا نشدن هدفهای همه اعضا

و یا یکی از آنها، اختلاف میان متعاهدین، روی کارآمدن نخبگان سیاسی جدید در یکی از کشورهای عضو، وقوع جنگ بین طرفین معاهده، تغییر اساسی در اوضاع و احوال بین المللی، انقضای زمانی اتحاد، عدم هماهنگی در ارزشها و ایدئولوژی بین اعضا و نظایر آن از عوامل شکاف و فروپاشی اتحادها به شمار میروند.

سه‌شنبه، دی ۲۸، ۱۴۰۰

جنگ گنجه پنجمین جنگ عباس میرزا با روسیه


مشخص نبودن مرزهای بین ایران و روسیه و شورش ها و ناامنی هایی که بسیاری از حاکمان و ساکنان مرزی برپا کرده بودند (از جمله حسین خان قاجار حاکم ایروان) از علل اصلی شروع دوباره جنگ های ایران و روسیه بود.علت شورش حسین خان قاجار پس از انعقاد صلح بین ایران و روسیه (عهدنامه گلستان) این است که حسین خان قاجار چون نمی‌خواست مالیات به دولت ایران بپردازد و برای اینکه عباس میرزا به این منظور او را سرکوب نکند مایل به روشن کردن آتش جنگ بین ایران و روسیه و گرفتار شدن ولیعهد ایران بود. دست اندازی روس ها به قلمرو ایران و قسمت ارس (از جمله گوگچه و قپان) و نارضایتی بسیاری از حاکمان سرزمین های ایرانی که به تصرف روس ها درآمده بودند از جمله ابراهیم خان جوانشیر حاکم شوشی و نگرانی های دولت ایران از جهت از دست دادن سرزمین های وسیع، ظلم و ستم پی در پی روس ها به مسلمانان قفقاز و تقاضای کمک از دولت ایران به ایشان از عوامل اصلی شروع دوباره آتش جنگ بود.

فتحعلی شاه، عباس میرزا را به فرماندهی سپاه ایران منصوب و راهی نواحی تصرف شده کرد چون روس ها مهیای جنگ نبودند غافلگیر شدند و سپاهیان ایرانی تمامی ولایات از دست رفته از جمله باکو، دربند، شوشی، داغستان، ایروان و تالش را به تصرف درآوردند. پس از این واقعه پاسکوویچ از سرداران معروف روسیه از جنگ های روس و عثمانی فارغ شد و فرماندهی سپاه روس در قفقاز را عهده دار شد ویرملوف به خاطر عدم کامیابی در جنگ از طرف تزار روسیه احضار شد. پاسکوویچ درصدد برآمد تمامی نواحی متصرف شده توسط ایرانیان را بازپس گیرد. ابتدا قره باغ و سپس ایروان را تصرف کرد و در جبهه‌های طالش و لنکران قوای ایران را شکست داد لذا با شتاب خود را به گنجه رساند. عباس میرزا نیز با ۳۰ هزار سپاهی عازم گنجه شد. در این نبرد که به جنگ گنجه معروف شد عنقریب بود که گوی پیروزی نصیب ایرانیان شود اما به علت خیانت آصف الدوله صدراعظم جدید ایران در اعزام نیرو به سپاه ایران، در سپاه ایران بی نظمی به وجود آمد و تلاش های عباس میرزا در نظم بخشیدن به امور فایده‌ای حاصل نکرد و ناچار به عقب نشینی پرداخت و در نتیجه این عمل تلاش های ایرانیان در کسب فتوحات در خطر افتاد و باعث پیروزی کامل پاسکوویچ و سپاهیانش شد. پیشرفت قوای روس به سوی پایتخت در جنگ دوم :
پس از تصرف گنجه و وارد آمدن تلفات سنگین به سپاه ایران سرانجام معابر ارس به دست روس ها افتاد. کشتی های جنگی روسیه در سواحل روسیه با ترکمانان و ایلات یموت سازش کردند و حتی آنها را به طغیان علیه دولت ایران وادار کردند. عباس میرزا نیز آخرین نیرو های خود را در سردار آباد متمرکز و به سال ۱۲۴۳ (ه.ق) با قوای روسیه به نبردی سخت پرداخت اما نرسیدن آذوقه و جیره و مواجب سپاهیان از تهران باعث تضعیف و متزلزل کردن روحیه سربازان ایرانی شد و سردارآباد به تصرف سردار روس درآمد و قوای ایران به کلی از ساحل چپ رود ارس به داخل آذربایجان رانده شدند. پاسکوویچ در تعقیب سپاه وارد آذربایجان شد و پایتخت ایران را مورد تهدید نظامی قرار داد. پس از آن عباس میرزا دسته‌های متفرق سپاه خود را به خوبی تمرکز داد و حفظ تبریز را به آصف الدوله سپرد اما با خیانت آصف الدوله تبریز توسط ارتش روسیه تصرف شد. سپاه روسیه بدون مقاومت مردم وارد شهر شده و ذخایر و مهمات دولتی را به تصرف درآوردند. با تصرف تبریز نیرو های ارتش روسیه تا ده خوارقان پیش رفتند. در این هنگام بود که عباس میرزا فتحعلی خان رشتی را نزد پاسکوویچ فرستاد و از وی تقاضای صلح کرد.

[ویرایش] عهدنامه ترکمانچای
شرایطی که پاسکوویچ برای عقد مصالحه جدید پیشنهاد کرد بسیار سنگین بود اما سفیر انگلستان (مک دونالد) در تهران که بیشتر از فتحعلی شاه از پیشروی سپاه روسیه می‌‌ترسید، در عقاید خود پافشاری کرد و شاه را به قبول شرایط صلح وداشت. این قرارداد در اثر بی لیاقتی فتحعلی شاه و نرساندن وسایل لازم برای سپاه ایران در جنگ های دوم ایران و روسیه صورت گرفت و ارتش ایران از روسیه شکست خورد و تسلیم شد. پس از وساطت سفیر انگلیس مجلسی در قریه ترکمانچای (اردوگاه پاسکوویچ) مرکب از عباس میرزا، آصف الدوله و حاجی میرزا ابوالحسن خان شیرازی تشکیل شد و عهدنامه‌ای در ۱۶ فصل و یک قرارداد تجاری الحاقی در ۹ فصل نوشته شد و در تاریخ ۵ شعبان ۱۲۴۳ هجری به امضای نمایندگان ایران و روسیه رسید. روس ها با در دست داشتن امتیازات پیمان ترکمانچای، شمال ایران را قبضه کرده و اعتبار بین المللی ایران را کاملاً مخدوش ساخته بودند. خزانه مملکت تهی و صحنه سیاست کشور خالی از رجال و رهبران آزموده و خدوم وطن خواه و ملی و ضداستعمار بود، در واقع ایران در پرتگاه سقوط و تجزیه واقع شده بود و فقط این شخصیت فوق العاده امیر کبیر بود که توانست کشور را نجات داده، به فریاد کشور و ملت برسد، چون در غیر این صورت ایران، پس از تجزیه به طور کامل تحت استعمار قرار می‌‌گرفت. بعد از این واقعه دیگر میان روس و ایران حوادث مهم و برخوردهای دامنه داری رخ نداد، مگر در مورد آشوراده و چند پیشامد کوچک دیگر که هر یک دلیل خاصی دارد
.

شنبه، دی ۰۴، ۱۴۰۰

نبرد سرباز پارسی با سرباز برهنه ی یونانی


اثر یک مهر زیبای هخامنشی که در آن مرد سواره ی پارسی با یک جنگجوی برهنه ی یونانی در نبرد است.

مجموعه ی روزن - نیویورک

در این نگاره می توان دگرگونی های میان پوشش ایرانیان و پوشش یونانیان را دریافت.

سه‌شنبه، آذر ۰۲، ۱۴۰۰

شیخ و مست


مردی خواست به مسافرت برود،دختر مجردش را نزد امین مردم شهر و تنها شیخ و ملای آن شهر می برد تا به هنگام برگشت از او مواظبت کند.

شب شد و دختر دید شیخ بستر خود را بغل بستر خودش آماده کرد و خواست که بخوابد،دختر با زحمت توانست از دست شیخ فرار کند ،هوا خیلی سرد بود، دختر بعد از فرار هیچ لباس گرمی بر تن نداشت، توی راه دید که چند نفر دور آتیش جمع شدند… و دارند مشروب می خورند و حسابی مست کردند.

با خودش گفت، " اون شیخ بود می خواست باهام اون کارو بکنه "اینا که مست هستند، جای خود دارند. یکی از مست ها دختر و دید و به دوستاش گفت که سرتون به کار خودتون باشه، توی این صحبت ها دختر از شدت خستگی و سرما از حال میره و می افته.

یکی از مست ها میره دختر را بغل میکنه و میاره بغل آتیش تا گرم شه،یه کم بعد که دختر به هوش میاد می بینه که سالم و گرم هست و اونا دارند کار خودشونو میکنن.!

...میگه : یه پیک هم واسه من بریزین؛

می خوره و این شعر رو میگه :

از قضا روزی اگر حاکم این شهر شدم

خون صد شیخ به یک مست فدا خواهم کرد

ترک تسبیح و دعا خواهم کرد

وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد

تا نگویندکه مستان ز خدا بی خبرند!

جمعه، آبان ۲۸، ۱۴۰۰

پیشنهاد هایی برای اداره بهتر اتاق ایران امسال در پالتالک

پیشنهاد هایی برای اداره بهتر اتاق ایران امسال در پالتالک


اتاق " ایران امسال" به هیچ ارگان، حزب و یا سازمانی وابسته نبوده و هیچ شخص حقیقی را نمایندگی نمیکند. این اتاق بر اساس دیدگاه های آزادی خواهانه، حقوق بشر و سکولار شکل گرفته .

با توجه به نیازهای امر اداره اتاق " ایران امسال " و لزوم تنظیم رابطه میان ادمین ها و کاربران، موارد زیر بهتر است مورد توجه قرار گیرد.

۱- ایجاد فضای دوستانه و محترمانه از اساسی ترین اصول و پایه اتاق است و از همه دوستان تقاضا میشود در جهت این امر کوشا باشند.

۲- مدیریت اتاق همیشه با ادمینی است که اقدام به باز کردن اتاق میکند و تا زمانی که حضور دارد ادمین های دیگر حق دخالت در کار ایشان را ندارند مگر به درخواست خودش.
۳- ادمین ها بعد از باز کردن اتاق ترجیحا بهتر است یک متن بصورت شعر یا یک حرف نغز و یا یک موضوع برای صحبت کردن میان یوزرها تهیه  کنند.
۴- ادمین ها در زمان باز بودن اتاق بهتر است در جهت پیشرفت صحبتها و گرم کردن اتاق حضوری فعال داشته باشند.
۵- ادمین ها از بروز درگیری و مشاجره در فضای عمومی اتاق جلوگیری کنند و  با حفظ خونسردی کامل مشکل خود را در پی ام حل کنند.
۶- پیشنهاد می گردد ادمین ها به انتقاد یوزرها توجه و در انتقال آن به ادمینهای دیگر اقدام نمایند.
۷- هیچ کس به جز ادمین ها  حق وتو دیگران را ندارد و همواره الویت گرفتن مایک با مین ادمین  بوده و ادمین ها  دیگر هم میتوانند مایک دوم را کنترل کنند.
۸- بهتر است ادمین ها از برخورد شخصی با یوزر ها و دیگر ادمین ها بپرهیزند.
۹- ادمین در مدیریت اتاق استقلال کامل را دارد.

۱۰- چنانچه ادمینی به مدت طولانی (بیش از نیم ساعت) در اتاق نیست٬ بهتر است از ادمینی خارج شده تا کسی فرد دیگری وظیفه ادمینی را بر عهده گیرد.
۱۱- پیشنهاد می گردد اتاق همیشه باز بماند تا در لیست اتاقهای پالتالک دیده شود.

۱۲- از آنجایی که در بعضی از مواقع سخنرانان صحبت های ویژه ای دارند که نیاز به زمان بیشتری دارد٬ با هماهنگی با صاحب روم و ادمین وقت می توانید پس از تاٌیید٬ از زمان بیشتر بر خوردار گردید. پیشنهاد می گردد پیش از شروع صحبت ادمین وقت اطلاع رسانی کند.

تا زمانى كه خامنه اى و نظام متجاوز و فاسد و خونريزش ، ساقط و نابود نشود ، درد و رنج ملت ايران روز به روز افزون تر خواهد شد @ زمان ۵+۲
زنده باد ایرانی راستگو  @زندگی شما وقتی زيبا و شيرين خواهد شد که پندارتان، گفتارتان و کردارتان نيک باشد@ زمان ۵+۲

پنجشنبه، آبان ۱۳، ۱۴۰۰

معنی رنگ گل ها


رز قرمز: رز قرمز کم رنگ به نشانه «دوستت دارم» می باشد و رز قرمز پر رنگ به معنی زيبايی بی انتهاست.
رز زرد: امروزه رز زرد به معنی شادی و خوشحالی می باشد ولی در گذشته رز زرد معنی کاهش ميزان علاقه و وفاداری را داشت.
رز سفید: رزسفید به معنی عشق روحانی و پاک است و در دسته گل عروس به معنی احساس عاشقانه شادی آور و همچنین عشق مبارک و فرخنده میباشد. پاکی، معصومیت، سکوت، فروتنی و احترام دگر معانی آن است و با هدیه دادن این گل به طرف مقابل نشان خواهید داد که عشق و احترام شما نسبت به وی عمیق و خالصانه است.
رز ارغوانی: اين رز به معنی تمايل و اشتياق فرد به طرف مقابل می باشد.
رز نارنجی: رز نارنجی فریفتگی و دلباختگی را میرساند و گاه در معانی اشتیاق و آرزو نیز به کار میرود.
رز صورتی: رز صورتی کم رنگ به معنی تحسين، ستايش، وقار و شايستگی و زيبايي مي باشد و رز صورتی پر رنگ به معنی تشکر از طرف مقابل است.
گل شقايق: اميد، آرزو و عشق
گل بنفشه: وفاداری، پاکدامنی و فروتنی.
گل نسترن: به معنای آرزو ، همدلی است و تقاضای آنکه طرف مقابلتان دوستتان داشته باشد.
غنچه رز: نماد پاکی و زیبایی، جوانی و عشق نو پا است.
گل گلایل: گلایل به معنی به یاد کسی بودن است و به دریافت کننده خود شیفتگی و احساسات عمیق قلبی طرف مقابل را نشان میدهد.
گل ارکیده: گل ارکیده پیام آور عشق، زیبایی و خرد ورزی در جهان است. در چین این گل نشانگر خلوص و بیگناهی کودکان می باشد. ارکیده صورتی بیانگر عشق پاک و نوع بسیار مشهور آن کاتالیا (Cattalya) بیانگر جذابیت بیانتها بوده که بیشتر در روز مادر از آن در دسته های گل استفاده می شود.
گل نیلوفر آبی : به معنای حقیقت است.
گل سوسن سفید: به معنای دوشیزگی و پاکی است.
گل کاملیای صورتی: در آرزوی کسی بودن را میرساند.
گل رز سفید عروس : عشق مبارک و فرخنده
گل رز سیاه : مرگ
ترکیبی از گل رز سفید و سرخ : سازش ، اتحاد
گل رز کاملاً شکفته : من متعهد به تو هستم ، هنوز دوستت دارم
دسته گل رز : قدردانی
آنتوريوم: عشق ، علاقه و محبت
گل داوودی : تو دوست فوق العاده من هستی
گل نیلوفر آبی : حقیقت
گل نرگس : غرور ، خودبینی
گل بنفشه : اندیشه ناگفته ، سفر ، سفر بخیر ، پاکدامنی ، فروتنی
گل سوسن سفید : دوشیزگی ، پاکی
گل اقاقیا : عشق پاک ، عشق پنهانی
گل کاملیا صورتی : در آرزوی تو هستم
گل کاملیا قرمز : عشق تو همچون آتشی در قلب من است
گل کاملیا سفید : تو در خور پرستش هستی.
گل میخک : شیفتگی ، عشق زن ، ستایش ، بله
گل کاکتوس: پايداري، استقامت
گل قاصدک : وفاداری ، خوشبختی ، صداقت ، پیام آور عشق ، فراموشم نکن : خاطرات گذشته ، عشق ناب
گل نسترن : آرزو ، همدلی ، دوستم داشته باش
گل لاله : عاشق تمام عیار ، باور کن
کل نرگس زرد : احترام ، جوانمردی ، تا زمانی که تو در کنار من هستی خورشید بر من خواهد تابید
گل پامچال : بدون تو قادر به زندگی کردن نیستم
گل یاسمن : شادی ، شیرینی ، دلپذیری وقار
گل رزماری : یادآوری ، خاطرات ، یادگاری
گل آلاله : زرق و برق
گل آفتابگردان : ستایش ، غرور ، پرستش
گل مریم : لذت

پنجشنبه، مهر ۲۲، ۱۴۰۰

مورگان شوستر كه بود ؟


مورگان شوستر در دوره دوم مجلس شورای ملی برای ساماندهی امورمالی به ايران دعوت شده بود. او به اتفاق هيئت همراه، در تاريخ هشتم آوريل ۱۹۱۱ از نيويورك حركت كردند و در دوازدهم مه همان سال وارد تهران شدند. آمريكايی‌های جوان برای انجام وظيفه سازماندهی امور مالی ايران از نظر دولت ايران شايسته به نظر می‌رسيدند. سوابق آنها و وضعشان از نظر شغلی به قرار زير بود: «شوستر» سی و پنج ساله در واشنگتن وكيل بود و از ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۵ در اداره گمركات فيليپين و كوبا خدمت كرده و از ۱۹۰۶ تا ۱۹۰۸ رئيس تعليمات عمومی فيليپين بود. سمت او در ايران خزانه‌د‌ار كل بود. «براس ديكی» سی ساله از ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۸ در گمركات فيليپين خدمت كرده و سمت او در ايران كارشناس مالياتی بود. «فرانك كی‌رنز» چهل و دو ساله از ۱۸۹۹ تا ۱۹۱۰ در گمركات فيليپين و كوبا خدمت كرده و سمت او در ايران رياست اداره ماليات بود. «چارلز مك كاسكی» سی و چهار ساله از ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۷ در گمركات فيليپين خدمت كرده و از ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۱ در گمركات نيويورك به كار مشغول بوده و سمت او در ايران كارشناس درآمدهای مالياتی بود. «رالف هيلز» سی و شش ساله حسابدار بود كه به اتفاق شوستر در دانشگاه كلمبيا تحصيل كرده و سمت او در ايران مشاور مميزی و حسابرسی بود. شوستر در كتابی كه به نام «اختناق در ايران» نوشت ، عملكرد خود را در ايران موفق خواند .

به علت فقدان هرگونه نظم و قانون در امور مالی ايران، شوستر از مجلس تقاضا كرد قانونی را تصويب كند كه براساس آن به شخص شوستر به عنوان خزانه‌دار كل اختيارات مكفی در اداره امور مالی كشور داده شود و مجلس نيز در تاريخ سيزدهم ژوئن ۱۹۱۱ چنين قانونی را تصويب كرد. از اين مرحله به بعد، وظايف شوستر به علت مقاومت سفارتخانه‌های خارجی پيچيده‌تر گرديد. اين سياست‌ها توسط سفارت روسيه و برخی سياستمداران ايران هدايت می‌شد. به هر صورت شوستر ادعا كرد، موفق شده است امور مالی ايران را متمركز ساخته، وصول ماليات‌ها را در چارچوب منصفانه‌ای قرار داده و هزينه‌های دولت را از راه همين ماليات‌ها، بپردازد، من جمله هزينه‌هايی كه محمد عليشاه مخلوع جهت دفع حمله ترك‌ها و پرداخت ديون خارجی كشور پرداخته بود.
 

شوستر متوجه شد كه همكاری يك سازمان ژاندارمری برای وصول ماليات‌ها ضروری است و به اين منظور درصدد برآمد كه از سرگرد استوكس انگليسی برای فرماندهی اين سازمان استفاده كند. در اين موقع انگليس و روسيه به بهانه اينكه اين اقدام نقض قراداد ۱۹۰۷ است، با به راه انداختن آشوب، حكومت ايران را تهديد به دخالت نظامی كردند. بالاخره روسيه و انگليس از همكاری خودداری كردند و برای خنثی كردن اقدام ايران برای كسب استقلال كامل به نيروهای درنده‌خوی متوسل شدند. حكومت ايران در اكتبر۱۹۱۱ به شوستر دستور داد كه اموال دو برادر شاه را كه به تازگی در اقدام برای سرنگونی حكومت مشروطه شكست خورده بودند، توقيف كند.در اين مرحله مأمورين كنسولگری روسيه و قشون اين كشور مداخله كردند. اين برخورد بهانه‌ای شد كه دولت روسيه در دوم نوامبر، اولتيماتومی به ايران فرستاده و خواستار عذرخواهی ايران گردد. در همان حال كه قشون روسيه به شمال ايران وارد می‌شد مجلس اعتماد خود را در دوم نوامبر به شوستر اثبات كرد و به وی اجازه داد كه ده نفر آمريكايی ديگر را استخدام كند. حكومت ايران بعد از كمی مقاومت، توصيه انگليس را پذيرفت و در بيست و چهارم نوامبر در مقابل فشار روسيه تسليم شد و از آن كشور عذرخواهی كرد. اما پنج روز بعد، روسيه اولتيماتوم ديگری به ايران داد. درخواست‌های روسيه از اين قرار بود:

۱ـ اخراج شوستر و لكوفر (مردی انگليسی كه در استخدام خزانه‌داری كل بود). وضع ساير افرادی كه به خدمت هيئت شوستر درآمده بودند طبق شرايط ديگری تعيين خواهد شد.

۲ـ دولت ايران تعهد بسپارد كه بدون مشورت و رضايت سفارتخانه‌های روس و انگليس اقدامی جهت به خدمت گماردن افراد خارجی انجام ندهد.

۳ـ دولت ايران غرامتی به عنوان هزينه اعزام قشون به اين كشور بپردازد. مقدار و نحوه پرداخت غرامت بعد از رسيدن پاسخ ايران تعيين خواهد شد.

گرچه قشون روسيه به خاك ايران داخل شده و برای اشغال شمال اين كشور سازماندهی گرديده بود، مجلس به اتفاق آراء بر رد اولتيماتوم رأی داد. اما كمكی به ايران نرسيد و نتوانست در مقابل روس‌ها مقاومت كند و در بيست و چهارم دسامبر كابينه كودتايی عليه مجلس ترتيب داد و درخواست‌های روسيه را پذيرفت و شوستر در يازدهم ژانويه ۱۹۱۲ عازم كشور خود شد.