دوشنبه، اسفند ۰۵، ۱۳۹۸

حکایت مرد نابیا و ملا


روزی رضاشاه با هیات همراه با ماشین جیپ در حال حرکت به سوی جنوب بوده که سر راه از یزد رد می شود و میبیند که مردم زیادی در آن جا گرد هم جمع شده اند. رضا شاه به جلو می رود و از حاضرین می پرسد که چه خبر شده..؟؟
 
در پاسخ می گویند که: آخوند فلان مسجد یک دعایی خوانده که کور مادرزاد را شفا داده است. رضا شاه می گوید: آخوند و فرد شفا یافته را بیاورید تا من هم ببینم. چند دقیقه پس از آن، آخوند را به همراه یکی… دیگر که لباس دهاتی به تن داشت و شال سبزی به کمر بسته بود را نزد رضاشاه می برند. رضا شاه رو به شفا یافته می کنه و میگه: تو واقعن کور بودی…؟؟
 یارو میگه: بله اعلا حضرت.. رضاشاه می پرسد: یعنی هیچی نمی دیدی و با عنایت این آخونده بینایی خود را بدست آوردی..؟
یارو میگه : بله اعلاحضرت رضاشاه میگه: آفرین… آفرین… خب این شال قرمز رو برای چی به کمرت بستی…؟
 یارو میگه: قربان… این شال که قرمز نیست… این سبز رنگ هست.. بلافاصله رضاشاه شلاق رو بدست میگیره و میفته به جون اون شفایافته و آخوند و سیاه و کبودشون میکنه و میگه بی همه چیز… تو دو دقیقه نیست که بینایی بدست آوردی… بگو ببینم فرق » سبز » و » قرمز » رو از کجا فهمیدی…؟؟؟؟

سه‌شنبه، بهمن ۲۲، ۱۳۹۸

نظام پارلمانی یا مجلس‌ محور چه نوع نظامی است ؟

نظام پارلمانی یا مجلس‌محوری نوعی نظام حکومتی است که از تفکیک نسبی قوا ایجاد می‌شود. در رژیم‌های پارلمانی قوه مجریه و قوه مقننه در همکاری با یکدیگر فعالیت می‌کنند و از ابزارهایی برای تأثیرگذاری و نفوذ بر یکدیگر برخوردارند.
در نظام‌های پارلمانی رئیس کشور و رئیس قوه مجریه دو شخص متفاوتند. رئیس کشور که ممکن است رئیس‌جمهور (در نظام‌های جمهوری) و یا پادشاه (در نظام‌های مشروطه سلطنتی) باشد، نقش مهمی ندارد و از مسئولیت مبراست. رئیس قوه مجریه که معمولا نخست وزیر نامیده می‌شود به پیشنهاد رئیس کشور و انتخاب پارلمان مشخص می‌شود. اعضای هیئت وزیران در این سیستم حق پیشنهاد قانون به مجلس و شرکت در مذاکرات و مباحثات مجلس نمایندگان و یا انحلال پارلمان را دارند و از سوی دیگر پارلمان نیز حق سئوال، استیضاح و دادن رأی عدم اعتماد به آنان را دارد.

جمعه، بهمن ۱۱، ۱۳۹۸

راه های جلب اعتماد همسر را یاد بگیرید

بین اعتماد و بی اعتمادی، فقط یک خط کمرنگ فاصله است؛ اگر حواستان به رفتار هایتان و معادلات زندگی تان نباشد، خیلی زود محو می شود و دیگر نمی توانید پیدایش کنید. پس اعتماد کردن را یاد بگیرید و راه هایی که اعتماد همسرتان به شما جلب می کند هم بیاموزید.
اول در ذهنتان کسی علیه همسرتان حرف می زند، کوچک ترین رفتارهایش را تحلیل می کند و از او یک غول پنهانکار می سازد. کمی بعد شما به یک بازپرس تبدیل می شوید. ساده ترین موضوعات را به چالش می کشید و بحث هایی که هیچگاه میان تان نبوده را راه می اندازید.
قدم بعد دعواهای دونفره و بعد هم قهر و بی تفاوتی است. دست آخر تنها به دلیل یک حس و بدون اثبات هیچ اتفاقی، همه چیز از بین می رود. بین اعتماد و بی اعتمادی، فقط یک خط کمرنگ فاصله است؛ خطی که اگر حواستان به خودتان، رفتار هایتان و معادلات زندگی تان نباشد، خیلی زود محو می شود و دیگر نمی توانید پیدایش کنید. پس اعتماد کردن را یاد بگیرید و راه هایی که اعتماد همسرتان به شما جلب می کند هم بیاموزید.
 
● با حرف چیزی را ثابت نکنید
به جای اینکه با حرف زدن بخواهید کار هایتان را توجیه و اعتماد او را جلب کنید، سعی کنید با رفتار هایتان او را به خود مطمئن کنید. اگر می خواهید با حرف هایتان خود را بهتر از آنچه هستید نشان دهید، باید بگوییم که تضاد میان حرف هایتان و آنچه عمل می کنید، می تواند اوضاع را از این هم پیچیده تر کند. اگر هم فکر می کنید او شما را آنطور که واقعا هستید نمی بیند و باید با حرف زدن و توضیح دادن به او بقبولانید که صادق و مورد اعتمادید، باز هم در اشتباهید. بیش از حد توضیح دادن نه تنها کمکی به بهتر دیده شدن نمی کند، بلکه خودش می تواند یکی از دلایل شک کردن باشد. پس وفاداری تان را در عمل تان نشان دهید و مسوولیت قضاوت او را بر عهده خودش بگذارید.
 
● به خودتان اعتماد کنید
بی اعتمادی شما نسبت به خودتان، یکی دیگر از دلایلی است که می تواند شک همسرتان را باعث شود. آدم هایی که در مورد عقاید و سبک زندگی شان مطمئن نیستند، هیچ وقت هم مورد اعتماد قرار نمی گیرند. سعی کنید چارچوب مشخصی برای عقاید تان داشته باشید و با قاطعیت نظر تان را اعلام کنید. به خودتان و توانایی هایتان اعتماد داشته باشید تا دیگران هم به شما اطمینان کنند. اگر همسرتان احساس کند که فرد توانا و قدرتمندی هستید، دیگر به خودش اجازه نمی دهد که به شما شک کند. البته این موضوعی نیست که به تنهایی از پس آن بربیایید. اگر شما هیچ وقت آدم قوی ای نبوده اید، نمی توانید یک شبه خودتان را تغییر دهید. کلاس های خود شناسی و جلسات انفرادی با یک روانشناس، می تواند بهترین کمک برای تقویت عزت نفس شما باشد.
 
● به او آموزش دهید
قبل از آنکه بخواهید مورد اعتماد قرار بگیرید، باید خودتان بتوانید به دیگران اعتماد کنید. تا زمانی که در کارهای همسرتان تجسس کرده و مثل یک بازپرس از او بازجویی می کنید، نمی توانید انتظار داشته باشید که او به شما اعتماد کند. نمی گوییم نسبت به همه چیز بی اعتنا باشید، اما با راه انداختن یک تعقیب و گریز در زندگی تان، خودتان قبل از هرکسی قربانی خواهید شد. با اعتماد کردن، می توانید به همسرتان راه و رسم تفکر منطقی را یاد بدهید و به او کمک کنید که مثل یک فرد بالغ دنیا را ببیند و زندگی کند. البته این اتفاق یک شبه نمی افتد، پس به آن به چشم یک پروژه بلندمدت نگاه کنید.
 
● بهترین همسر روی زمین باشید
برای آنکه بتوانید یک زندگی سرشار از اعتماد را بسازید، قبل از هرچیزی باید در یک خانه آرام زندگی کنید. تا زمانی که همسرتان به آینده زندگی مشترک تان امیدوار است و احساس خلأ نمی کند، دلیلی هم برای شک کردن پیدا نمی کند. البته زیاد از حد محبت کردن و باج دادن در زندگی مشترک هم می تواند باعث بی اعتمادی او شود. پس اغراق نکنید و در عین رعایت توازن، برای خوشبخت کردن او هم تلاش کنید. دلیلی ندارد که با هر یک قدمی که او برای شاد کردن شما برمی دارد، ۱۰ قدم به سمتش بروید اما می توانید به او نشان دهید که قدر محبت هایش را می دانید و تمام تلاشتان را برای نگران نکردنش می کنید.
 
● شریک زندگی باشید
به همسرتان نشان دهید که شما هم به اندازه او نگران زندگی مشترک تان هستید و برای بهتر کردنش تلاش می کنید. بی تفاوتی شما در مورد موضوعات مالی یا مشکلات تان می تواند جرقه های شک را بزند. به او بفهمانید که سرنوشت این زندگی برایتان مهم است و می خواهید پابه پای او برای موفق بودن تلاش کنید. به او نشان دهید که در زمان مشکلات، شرایطش را درک می کنید و تا بهتر شدن اوضاع کنارش می ایستید. یکی از موضوعاتی که می تواند تردید او نسبت به شما را برانگیزد، حس کردن این موضوع است که شما در شرایط بحرانی در کنار او نمی مانید یا اینکه نسبت به او و توانایی هایش ناامید شده اید و ماندن در این زندگی آزار تان می دهد.
 
● زبان یکدیگر را بفهمید
در مورد حسی که دارید با او صحبت کنید. دلایلی که باعث بی اعتمادی تان شده را مطرح کنید و بگویید که به دلیل این موارد، نگاه تان نسبت به او در حال تغییر است. برایش توضیح بدهید که این شک ها به شما و زندگی مشترک تان آسیب می زند و اگر او واقعا اشتباهی نکرده است، باید با رفتار هایش این موضوع را به شما ثابت کند. با گفتن این حرف ها یک دعوای دیگر راه نیندازید و فاصله را بیشتر نکنید؛ تنها با مهربانی و آرامش توضیح دهید و از او برای برگرداندن زندگی تان به روزهای قبل کمک بخواهید.
 
● در ذهنتان از او یک هیولا نسازید
اگر هیچ سندی علیه همسرتان پیدا نمی کنید و تنها به دلیل یک حس، اوضاع را به چالش کشانده اید، دست بردارید. در صورتی که بارها کنکاش کرده اید اما مدرکی برای اثبات بی وفایی اش پیدا نکرده اید، مشکل شما هستید نه همسرتان. اگر واقعا رفتارهای همسرتان مشکوک است، شما حق دارید وارد حریم خصوصی اش بشوید و شک تان را برطرف کنید اما اگر در دنیای واقعی، هیچ چیز برای اثبات شک شما وجود ندارد، باید بگوییم که این شک زاییده ذهن شماست و این شما هستید که به دلیل بدبینی های خیالی تان، این زندگی را با بحران روبه رو کرده اید.
 
● خودتان قضاوت کنید
شاید همسرتان به دلیل شیطنت، تنهایی، مشکلات زندگی یا هر دلیل دیگری، حرمت ها را شکسته باشد. اما این حرمت شکنی در ذهن هرکسی معنا و مجازات خاص خودش را دارد. برای یک فرد ممکن است یک پنهانکاری ساده، مصداق خیانت و غیربخشش باشد و برای فرد دیگری ممکن است دروغی بزرگ تر و آسیب زننده تر هم باعث از هم پاشیدن زندگی نشود. پس در این زمینه، تجربه ها و واکنش های دیگران را ملاک قرار ندهید و فقط و فقط به خودتان فکر کنید. به دلیل این رفتار چه حسی به شما دست داده، چه برنامه ای برای آینده ارتباط تان دارید، چقدر می توانید از کاری که کرده بگذرید و... برای این موضوع هیچ الگوی ثابت و قانونی وجود ندارد پس فقط به دل خودتان رجوع کنید.
 
● از بچه ها جاسوس نسازید
هرگز از بچه ها به عنوان ابزاری برای کنترل همسرتان استفاده نکنید. گمان نکنید که وقتی فرزند تان را برای جاسوسی همسرتان بسیج می کنید، او حس و حالتان را نمی فهمد و متوجه فاصله میانتان نمی شود. اگر شما به همسرتان شک دارید، حق پیگیری و حتی در موارد شدید تر تفتیش را دارید، اما حق ندارید در جریان این کار ها، از فرزندتان به عنوان یک ابزار استفاده کنید. پس در هیچ شرایطی، بچه ها را وارد بازی خودتان نکنید.
 
● ماجرا را فریاد نزنید
حتی اگر شک های شما اثبات شد و فهمیدید که همسرتان به هر بهانه ای از خط قرمز های زندگی مشترک تان گذشته، حق ندارید ذهن بچه ها را نسبت به پدرشان مسموم کنید. اگر شما به دلیل خیانتکار بودن همسرتان می خواهید او را ترک کنید و بچه ها به سنی رسیده اند که توانایی پذیرش این موضوع را دارند، می توانید تا حدودی آنها را در جریان واقعیت بگذارید. اما اگر قرار نیست اقدامی بکنید و این موضوع تنها یک زنگ خطر برای شما و همسرتان بوده، بچه ها را به دلیل خالی کردن خودتان با یک ترس همیشگی روبه رو نکنید و مشکل را میان خودتان حل کنید.

دوشنبه، دی ۳۰، ۱۳۹۸

ضحاك‌


نام‌ ضحاك‌ در اوستا اژيدهاكا آمده‌ است‌ كه‌ به‌ معنی اژدهای ده‌ عيب‌ است‌. در اوستا اژيد هاك‌ از مردم‌ بابل‌ بود و دارای سه‌ پوزه‌و سه‌ سرو شش‌ چشم‌ و دارنده‌ ی هزارگونه‌ چالاكی بود و نيز از شكست‌ دهنده‌ی او ‌فريدون ياد شده‌ است‌. آمده‌ كه‌ اژيد هاك‌ در كوی رينتا Kavirinta (كرند) برای وايو فرشته‌ی هوا قربانی كرد و از وی خواست‌ او راياری دهد تا زمين‌ را از آدمی تهی سازد. ولی وايو خواهش‌ او را بر نياورد. در بندهش‌ و كتب‌ مذهبی ‌زرتشتی نام‌ پدر ضحاك‌ اروند اسب‌ يا خروتاسب‌ و نام‌ مادرش‌ اذاك‌ Odhagآمده ‌است‌ و لقب‌ ضحاك‌ بيوراسب‌ است‌، يعنی صاحب‌ ده‌ هزار اسب‌ . نسب‌ او نيز به‌ اعراب‌ میرسد.
به‌ روايت‌ فردوسی به‌ روزگار جمشيد در دشت‌ سواران‌ نيزه‌ گزار (عربستان‌) نيك‌ مردی مرداس‌ نام‌ بود كه‌ پسر زشت‌ سيرت‌ و ناپاك‌ اما دلير و جهانجويی بنام‌ ضحاك‌ داشت‌ كه‌ او رابيوراسب‌ می گفتند. وی به‌ فريب‌ ابليس‌ در سر راه‌ پدر چاه‌ كند و او را بكشت‌ و به‌ شاهی نشست‌، آنگاه‌ اهريمن‌ بصورت‌ جوانی خوبروی ظاهر شد و خواليگر(طباخ‌) بيوراسف‌ شد. اهريمن‌ روزی كتف‌ او را ببوسيد و دراثر آن‌ دو مار از دوشهای وی بروئيد. چون‌ آن ‌مارها باعث‌ رنجوری او شدند اهريمن‌ بصورت‌ پزشكی در آمد و ضحاك‌ را گفت‌ چاره‌ آن‌دو مار سير داشتن‌ آنهاست‌ با مغز سر آدمی و بايد دو تن‌ از آدميان‌ را هرروز كشت‌ و از مغزايشان‌ خورش‌ به‌ اين‌ دو مار داد و به‌ اين‌ حيله‌ اهريمن‌ مي‌خواست‌ نسل‌ آدميان‌ را براندازد.ضحاك‌ پس‌ از كشتن‌ جمشيد هزار سال‌ و يك‌ روز كم‌ پادشاهی كرد و بر مردم‌ ستم‌ می كرد وهر روز دو تن‌ از جوانان‌ را می كشت‌ و مغز آنان‌ را به‌ ماران‌ می داد.
به‌ گفته‌ فردوسی دو مرد گرانمايه‌ و پارسا بنام‌ آرمائيل‌ و كرمائيل‌ كه‌ از نسل‌ پادشاهان‌ بودند، بر آن‌ شدند كه‌ به‌خواليگری (طباخی) به‌ خدمت‌ ضحاك‌ روند تا مگر از اين‌ راه ‌هرروز يك‌ تن‌ را از مرگ‌ برهانند. آنان‌ از آن‌ پس‌ به‌ جای آن‌ كه‌ هر روز دو تن‌ را برای خورش‌ ماران‌ بكشند يكتن‌ را بكشتند، چنانكه‌ هرماه‌ سی تن‌ به‌ همت‌ ايشان‌ از مرگ‌ نجات ‌می يافتند و آن‌ سی نفر را به‌ صحرا به‌ شبانی می فرستادند. تا روزی كاوه‌ آهنگر كه‌ ضحاك‌ يازده‌ پسر او را كشته‌ بود و خيال‌ كشتن‌ پسر دوازدهم‌ وی را داشت‌ پيش‌ بند چرمی آهنگری خود را بر سر نيزه‌ كرد و مردم‌ را بر ضحاك‌ بشورانيد، اين‌ پيش‌ بند بعدها درفش‌ كاويان‌ ناميده‌ گرديد. كاوه‌ آهنگر فريدون‌ رابه‌ شاهی برگزيد. به‌ قول‌ بندهش‌ فريدون‌ بر ضحاك‌ دست‌ يافت‌ و خواست‌ او را بكشد ولی هرمزد او را گفت‌ كه‌ اگر تو ضحاك‌ را بكشي‌ زمين‌ پر از مخلوقات‌ موذی و زيان‌ آور خواهد شد; پس‌ او را بربسته‌ به‌ دماوند كوه ‌برد و در غاری بياويخت‌. در سنت‌ زرتشتی است‌ كه‌ در هزاره‌ی هوشيدر ماه‌ دومين‌ موعود مزديسنی، ضحاك‌ در دماوند زنجير خود را گشوده‌ و يك‌ ثلث‌ از مردان‌ و ستوران‌ را نابود خواهد كرد آنگاه‌ هرمزد گرشاسب‌ را از دشت‌ زابلستان‌ برانگيخته‌ آن‌ نابكار را نابود خواهد ساخت‌.
داستان‌ ضحاك‌ ظاهرا خاطره‌ی تسلط سامی ها را بر ايران‌ روزگاران‌ قديم‌ به‌ ياد می آورد. از مجموعه‌ اين‌ روايات‌ برمی آيد كه‌ اژيد هاك‌ از مردم‌ ممالك‌ غربی ايران‌،بابل‌ يا آشور بوده‌ و علی الظاهر از آشور يا ‌كلده بر ايران‌ تاخته‌ است‌.
ظاهرا تا پيش‌ از تشكيل‌ دولتهای ماد و هخامنشی، ايران‌ چند بار دچار حمله ‌مهاجمين‌ و سفاكی لشكر آشور گرديد و از اين‌ مهاجمات‌ خاطراتی در ذهن‌ ايرانيان‌ باقی ماند. اين‌ خاطرات‌ سينه‌ به‌ سينه‌ نقل‌ شد و باعث‌ پديد آمدن‌ داستان‌ ضحاك‌ گشت‌ و در روزگارانی كه‌ ايرانيان‌ تاريخ‌ كلده‌ و آشور را فراموش‌ كرده‌ بودند، ضحاك‌ را به‌ نژاد عرب‌ كه ‌از قبايل‌ سامی و با آشوريان‌ و بابليان‌ از يك‌ نژاد بودند نسبت‌ دادند.

یکشنبه، دی ۲۲، ۱۳۹۸

سر و گوش آب دادن


عبارت بالا اصطلاحی است که در میان طبقات از وضیع و شریف رایج و معمول است و هر گاه که پای تجسس و تحصیل اطلاع از امری پیش آید آن را به کار می برند.

در قرون و اعصار قدیمه که سلاح گرم هنوز به میدان نیامده با سلاحهای سرد از قبیل شمشیر و کمان و گرز و نیزه و جز اینها مبارزه می کردند و مدافعان اگر خود را ضعیفتر از مهاجمان می دیدند در دژها و قلاع مستحکم جای می گرفتند و در مقابل دشمن مهاجم پایداری می کردند.

برای تامین آب مشروب قلعه غالبا از قنات استفاده می کرده اند که مظهر قنات در درون قلعه به اصطلاح آفتابی می شد.

با این توصیف اجمالی که از کیفیت و چگونگی ساختمان قلعه به عمل آمد ساکنان و مدافعانشان سربازان مهاجم را کاملا می دیدند و از کم و کیف اعمال آنها آگاه بودند زیرا در بلندی و مشرف بر مهاجمان قرار داشته اند در حالی که سربازان مهاجم جز دیوارهای بلند چیزی را نمی دیدند و از حرکات و سکنات محصورین به کلی بی خبر بوده اند.

گاهی که کار بر مهاجمان سخت و دشوار می شد و هیچ گونه راه علاجی برای تسخیر قلعه متصور نبود فرمانده قوای مهاجم یک یا چند نفر از افراد چابک و تیزهوش را از درون چاه تاریک قنات به داخل قلعه می فرستاد و به آنان دستورات کافی می داد که در مظهر قنات در درون قلعه سر و گوش آب بدهند یعنی سرو گوششان را هم هر به چند دقیقه در درون آب قنات فرو برند و بدین وسیله خود را از معرض دید محصورین محفوظ دارند تا هوا کاملا تاریک شود و آن گاه داخل قلعه شده به جاسوسی و تجسس در اوضاع و احوال قلعه راجع به تعداد مدافعان و میزان اسلحه و نقاط ضعف و نفوذ آن بپردازند.

یکشنبه، دی ۰۸، ۱۳۹۸

تاریخچه سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی در ایران

با نگاهی به تاریخچه سازمانهای آتش نشانی كشور متوجه می‏شو یم كه یكی از عوامل بسیار موثر در تأسیس اینگونه سازمانها در دنیا و به تبع آن در كشورمان پیشرفت‌های تكنولوژیك و صنعتی در قرن اخیر و مكانیزه شدن حیات بشر امروز می ‌باشد. اگرچه این پیشرفتها و تلاش ها در جهت مناسب سازی حیات بشر موجبات رفاه و آسایش هرچه بیشتر انسان را فراهم نموده است امّا به تبع آن حوادث و خطرات روز افزونی نیز انسان را تهدید می‌نماید. این در حالی است كه جوامع صنعتی توانسته‌اند با تجهیزات گوناگون و با افزایش سطح آموزش و اختصاص بودجه‌های مناسب، بر بخش‏های عمده‌ایی از معضلات مربوطه چیره شوند. در كشور ما نیز در چند سال اخیر تلاش فراوانی در این خصوص انجام شده است امّا اگر بخواهیم به تاریخچه سازمانهای آتش نشانی در كشور اشاره كنیم می ‌توانیم به اسناد و مدارك گذشتگان مراجعه نماییم. در بررسی این مدارك به نظر می‌رسد كه در سال ۱۲۲۱ حدوداً در ۱۵۱ سال پیش هنگامی كه شهر تبریز در تصرف نیروهای اشغالگر روسی قرار داشت این كشور استعمارگر نه به این دلیل كه تصمیم به ارائه خدمت به مردم منطقه داشته باشد، بلكه فقط به جهت منافع اقتصادی ، سیاسی نیروهای وابسته به خود، اقدام به ایجاد یك واحد آتش نشانی در این شهر نمود. این اولین واحد اطفاء حریق در كشور بود و همانطور كه تصور می‌شود از یك هسته نظامی تشكیل شده است.
دومین و سومین واحدهای آتش نشانی رسمی در جنوب كشور و در شهرهای مسجد سلیمان و آبادان ایجاد شد و در این زمان علت احداث این واحدها حفظ تأسیسات ایجاد شده در پالایشگاه شهرهای مربوطه متصور است و این در حالی بود كه سیاست اصلی ، حفظ پایگاههای مهم سرمایه گذار و سیانت از تأسیسات ایجاد شده بوده است و یك نوع پیش بینی مقابله با حوادث محسوب می‌شد.
با توجه به ایجاد زیر ساختهای اقتصادی در اقصی نقاط كشور، ایجاد واحدهای اطفائی در مناطق مختلف كشور آغاز گردید كه می‌توان به احداث واحدهای آتش نشانی (اطفائیه) در بلدیه آنروز نام برد كه در قطبهای اقتصادی و صنعت كشور ایجاد شده و بطور مثال احداث پایگاه‌هایی در تهران ۱۳۰۳ ، قزوین ۱۳۰۳ ، اهواز ۱۳۰۴ ، بندر انزلی ۱۳۰۵ ، شهر رشت ۱۳۱۰ ، مشهد مقدس ۱۳۱۲ ، شهر زنجان ۱۳۲۷ ، شهر اصفهان ۱۳۲۸ و شهر شیراز ۱۳۲۹ نام برد.


دوشنبه، آذر ۲۵، ۱۳۹۸

دوازده سناریوی پایان جهان


محققان دانشگاه آکسفورد فهرست خطراتی را تهیه کرده‌اند که می‌تواند باعث انقراض نسل بشر یا نابودی کره زمین شود.

محققان "بنیاد چالش های جهانی" و "موسسه آینده بشریت" گزارش خود را "ارزیابی علمی از احتمال انقراض بشر" و اولین فهرست از این نوع توصیف کرده‌اند.

آنها همجنین معتقدند که این، نخستین بررسی سازمان یافته از رویدادهای مهمی است که ممکن است به پایان جهان بینجامد.

نویسندگان گزارش امیدوارند درک بهتر مسائلی که بشر با آن مواجه است به حل آنها کمک و مسیر توسعه پایدار را باز کند.

از این رو، آنها گزارش خود را فراخوانی می‌دانند برای تبدیل معضل به فرصت: "این موضوع که ما با معضلاتی جهانی مواجهیم و این مشکلات اساس تمدن بشری را در سالهای آغازین قرن بیست و یکم تهدید می‌کند، در جامعه علمی کاملا پذیرفته شده است، اما هنوز تلاشی هماهنگ برای حل این مشکلات و تبدیل آنها به فرصت انجام نشده است."


تغییر شدید آب و هوای زمین

اگر تغییرات آب و هوای زمین از پیش بینی‌ها شدیدتر باشد، چرخه بازخورد (Feedback loops) ممکن است متوسط دمای کره زمین را ۴ تا ۶ درجه نسبت به دوران ماقبل صنعتی بیشتر کند و در نتیجه گاز متان از پرمافراست (زمین‌های یخزده سیبری) متصاعد شود یا جنگل‌های آمازون به علت عوامل بیماری‌زا یا باران های اسیدی از میان برود.
گرم شدن هوای زمین به کشورهای در حال توسعه آسیب شدیدتری خواهد زد و اگر این گرم شدن شدید باشد این کشورها ممکن است کاملا غیرقابل سکونت شوند.

در این سناریو، احتمال قحطی و مرگ در ابعاد وسیع، فروپاشی اجتماعی و مهاجرت وسیع زیاد است.
اگر تغییرات شدید در کشاورزی و صنایع وابسته به زیست بوم را در نظر بگیریم احتمال تنش جهانی و نابودی تمدن ها وجود دارد. تاریخ هم شاهدی بر این مدعاست؛ تغییرات آب و هوا در نابودی تمدن‌ها نقش داشته‌اند.


شیوع جهانی بیماریهای عفونی

تمام عواملی که برای شیوع یک بیماری کشنده و بسیار مسری لازم است هم اکنون فراهم هستند: غیر قابل علاج بودن (ابولا)، کشندگی نزدیک به صد در صد (هاری)، قابلیت سرایت بسیار زیاد (سرماخوردگی) و دوره نهفتگی طولانی (اچ‌آی‌وی).
اگر تمام این قابلیت‌ها در یک ارگانیسم جمع شود (همانطور که ویروس آنفلوآنزا توانسته برخی ویژگی‌های انواع دیگر ویروس را در خود جمع کند) آمار مرگ خیره کننده خواهد بود. با وجود پیشرفت دانش و امکانات پزشکی، سهولت سفر و تراکم جمعیت نسبت به زمانهای گذشته احتمال همه گیری عفونتها را بیشتر کرده است.


جنگ اتمی

احتمال جنگ اتمی بین آمریکا و روسیه به نسبت دوران جنگ سرد کاهش چشمگیری پیدا کرده، اما خطر جنگ اتمی تصادفی یا عمدی هنوز مرتفع نشده است. برخی حتی در قرن آینده هم ده درصد خطر برای جنگ اتمی قائلند. میزان خطر بستگی به این دارد که آیا این جنگ زمستان و یخبندان اتمی ایجاد کند یا نه.
در جنگ اتمی لایه اوزون تخریب خواهد شد و توفان آتش (Firestorm) شهرها را در خواهد نوردید و قحطی جهانگیر و جوامع نابود خواهند شد.


نابودی زیست‌بوم

اگر تغییری بسیار شدید و دائمی در ظرفیت اکوسیستم برای زندگی تمام موجودات ایجاد شود ممکن است انقراض موجودات در سطحی وسیع رخ دهد و انسان نیز به عنوان یکی از موجودات طبیعت تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
البته بشر ممکن است سبک زندگی فعلی خود را در یک اکوسیستم نسبتا مستقل با هزینه نسبتا کم حفظ کند، اما در صورت بحران زیست بوم انجام چنین کاری یک چالش تکنولوژیک خواهد بود که البته در کنار آن مسئله اخلاقی هم مطرح می شود.


فروپاشی نظام جهانی

فروپاشی نظام مالی و اجتماعی در سطحی وسیع تبعات بسیار گسترده ای خواهد داشت. فروپاشی نظام های مالی معمولا با ناآرامی اجتماعی و هرج و مرج همراه است. نظام مالی و سیاسی دنیا شبکه ای درهم پیچیده و ظریف از عوامل مختلف است که آنها را در مقابل فروپاشی سیستم آسیب پذیر می کند. بنابراین با اینکه اجزاء سیستم تک تک قادر به انجام وظایف خود هستند، فروپاشی سیستم آنها را در وضعیت آسیب پذیری و ناکارآمدی قرار می دهد.
چنین پدیده هایی پیش از این در زیست بوم، نظام مالی و زیرساخت های اساسی مثل نیروگاه ها مشاهده شده است. احتمال چنین فروپاشی‌ای وقتی زیاد می شود که سیسمتهای مستقلی که به هم وابسته هستند زیاد باشد.


آتشفشانی عظیم

هر آتش فشانی بالقوه می تواند معادل هزاران کیومتر مکعب گدازه و خاکستر فوران کند. خطر وقتی است که ذرات هواپخش (aerosol) و گرد و غبار به لایه های بالای جو برسند.

اگر این اتفاق در میزان وسیع رخ دهد، این ذرات نور خورشید را جذب و "زمستان آتش فشانی" ایجاد خواهد شد. فوران آتش فشان پیناتوبو در سال ۱۹۹۱، دمای سطح زمین را در عرض سه سال نیم درجه سانتی گراد کم کرد.
گمان می رود که فوران آتش فشان توبا که حدود هفتاد هزار سال پیش رخ داد، دمای کره زمین را به مدت دو قرن کاهش داده باشد. تاثیر چنین آتش فشان هایی را می توان با انفجار اتمی مقایسه کرد. فوران آتش فشان می‌تواند شدیدتر از انفجار اتمی باشد اما احتمال ایجاد توفان آتش بسیار کمتر است.


برخورد یک سیارک بزرگ با زمین

برخورد سیارک هایی با قطر بیش از پنج کیلومتر هر بیست میلیون سال یک بار اتفاق می افتد اما انرژی‌ای که آزاد می شود صدها هزار برابر قویترین بمب اتمی موجود است. چنین برخوردی می تواند منطقه ای به مساحت کشور هلند را نابود کند.
اما خطر برخورد سیارک به تاثیر مستقیم برخورد خلاصه نمی شود. گرد و غبار حاصل آن می تواند خورشید را بپوشاند و "زمستان اصابت" ایجاد کند. غذا کم و قحطی و مرگ گسترده خواهد بود و احتمال بی ثباتی جوامع وجود دارد.


دستکاری در زیست شناسی

طراحی و ساخت سیستم ها، موجودات و ابزارهای بیولوژیک با هدف مشخص کاربردهای فراوانی خواهد داشت.
فعلا دخالت بشر در نظام موجود و دستکاری در خود-تنظیمی این سیستم ها در مراحل اولیه است، اما به سرعت پیشرفت می کند. یکی از خطرناکترین عواقب می تواند طراحی و ایجاد ارگانیسم بیماری زایی باشد که انسان یا یک جزء بسیار حیاتی زیست بوم را هدف قرار دهد.
چنین اتفاقی ممکن است از دل صنایع نظامی یا شرکت‌های تجاری بیرون آید یا محصول جنگ تروریستی یا جنگ بیولوژیک باشد (مثلا از راه تحقیقات مشروعی که محصولات با کاربرد دوگانه تولید می کنند).
شاید هم این ارگانیسم‌ها به طور تصادفی یا عمدی از یک آزمایشگاه تحقیقاتی به بیرون راه پیدا کند. اگر یک ارگانیسم مهندسی شده، وارد زیست بوم یا نظام اقتصادی شود، عواقب آن بسیار وخیم‌تر خواهد شد.


نانوتکنولوژی

به کارگیری فرآیندهای تولید در سطح اتم یا مولکول به تولید محصولاتی جدید منجر شده است، مثلا ساخت موادی بسیار مقاوم یا مواد هوشمند. گسترش این فناوری باعث آسانی تولید سلاحهای متعارف یا سلاح های جدید خواهد شد چرا که تولید در سطح اتم، برای افراد و گروه ها امکان پذیر شده است.


خطر دیگر، استفاده از نانوتکنولوژی برای تولید سلاح اتمی است.
اما از طرف دیگر بسیاری از معضلات فعلی دنیا را نانوتکنولوژی می تواند حل کند، مثل از بین رفتن منابع طبیعی، آلودگی محیط زیست، تامین آب سالم و حتی فقر.
اما برخی درصدد تولید نانوماشین‌هایی هستند که قابلیت خودتکثیری داشته باشند، چنین ماشین هایی ممکن است تمام منابع طبیعت را مصرف کرده و خطری عظیم ایجاد کنند.


هوش مصنوعی

هوش مصنوعی هوشی است که ماشین یا نرم افزار از خود نشان می دهد تا محیط اطرافش را شناسایی و احتمال موفقیتش را افزایش دهد.
چنین هوش هایی را نمی‌توان به آسانی کنترل کرد، کنترل هوش مصنوعی هم برای سازنده دشوار است هم برای دیگران.
اگر انگیزه استفاده از این فناوری ارزش های انسانی نباشد، ممکن است به جهانی بدون انسان ختم شود.
هوش مصنوعی پیشرفته می تواند خطری منحصر به فرد ایجاد کنند که به انقراض بشر منجر شود. اما این فناوری قابلیت آن را دارد که راه حلهایی استثنایی برای مشکلات بشر هم پیدا کند.
یکی از احتمالات اسکن کل مغز انسان و تولید و قرار دادن آن در داخل یک ماشین است، به این ترتیب هوش مصنوعی می تواند مغز طبیعی بشر را بسازد که در این صورت کاربردهای زیادی خواهد داشت.


بد اداره کردن جهان

در اداره جهان دو نوع فاجعه ممکن است اتفاق بیفتد: ناتوانی در حل مشکلی بزرگ که قابل حل است یا ایجاد مشکلاتی تازه به مراتب بزرگتر از مشکلات موجود.
برای مشکل اول می توان به عنوان مثال به ریشه کن نشدن فقر مطلق اشاره کرد و برای مورد دوم به ایجاد یک حکومت خودکامه جهانی. تغییر فناوری، سیاست و اجتماع می توانند به نوع جدیدی از حکومت منجر شود که می تواند بهتر یا بسیار بدتر از نمونه های کنونی باشد.
پیش بینی این فجایع حکومتی دشوار است و برای سنجش پیامدهای آن باید به سوال‌هایی از این دست پاسخ داد: آیا یک حکومت خودکامه جهانی فاجعه ‌بارتر است یا تداوم فقر یا مرگ میلیونها نفر یا فروپاشی تمدن‌ها؟


ناشناخته‌ها

هر یک از این ناشناخته‌ها بعید است که به خودی خود مشکل ساز باشند، اما وقتی در کنار هم قرار بگیرند می توانند فاجعه ایجاد کنند.
برای مثال تناقض فرمی (Fermi paradox) را در نظر بگیرید. این تناقض به تضاد آشکار بین احتمال وجود موجودات هوشمند در فضا و اینکه بشر مطلقا به هیچ نشانه‌ای از این موجودات دست نیافته اشاره دارد.
یکی از توضیحات موجود برای این تناقض این است که حیات هوشمند پیش از آنکه به حد سفر به کهکشان برسد خود را نابود می کند.
همه خطرات شناخته‌شده نیستند و احتمال ایجاد خطرات جدید هم منتفی نیست.
استقامت برای بقا و تلاش برای بازسازی پس از فاجعه می‌تواند خطر ناشناخته‌ها را کم کند، اما بی تردید در این زمینه نیاز به سرمایه گذاری بیشتری است.

چهارشنبه، آذر ۱۳، ۱۳۹۸

چگین ها که بودند ؟



چگین ها به گروهی از جلادان زنده خوار در دربار سلاطین صفوی میگفتند که در برابرمردمی که برای عبرت بتماشا خوانده شده بودند به اشاره ی سلطان همچون جانوران درنده به قربانی حمله کرده و زنده زنده او را می خوردند... ! این افراد همچون جانوران درنده با دندان بدن قربانی را تکه تکه کرده و می خوردند و از کاسه ی سرش برای نوشیدن شراب استفاده می کرده اند... آنگونه که از نوشته های شاردن و برخی تاریخ نگاران دیگر بر می آید گروه ۴۰ نفری چگین ها شخص را زنده می خوردند و آنچنان هم این کار را می کردند که چپز زیادی از بدن قربانی باقی نمی ماند ... علی اکبر سعیدی سیرجانی در مقدمه ی کتاب وقایع التفاقیه چنین مینویسد: مرشدکامل شاه عباس صفوی در دربار خودجلادانی به نام چگین (کسانی که آدم زنده میخورند) داشت ! کار آنها این بود که محکومان را به امر مرشد کامل زنده زنده میخوردند. به روایت مولف روضه الصفویه، مورخ رسمی دربار صفوی ؛
آن فرقه آلت سیاست و غضب حکومت بودند که گناهکاران واجب التغدیر را از یکدیگر ربوده و انف(بینی) و اذن (گوش) ایشان را به دندان قطع نموده و بلع می فرمودند و همچنین بقیهء اعضای بدن ایشان را به دندان افصال داده (یعنی می کندند ) و می خوردند... !
(زندگانی شاه عباس اول تالیف نصرالله فلسفی، جلد دوم، صفحه ۱۲۵... )
مرشد کامل شاه اسماعیل اول پس از آنکه بر شیبک خان ازبک سنی مذهب غلبه کرد و او را کشت (جنازه اش را به میان مومنین و متدینین متعصب صوفی انداخت(و به صوفیان گفت هر که سر مرا دوست دارد از گوشت او بخورد... (تازه این صوفیان جزو علمای دینی دربار بودند ونه آن آدمخوران رسمی که چیگیین ها باشند ! ) خواجه محمود ساغرچی که در آن معرکه حاضر بوده گفته است که پس از فرمان شاه ازدحام علما برای خوردن جسد شیبک خان به جایی رسید که جمعی تیغ کشیدند و (برای خوردن آن جسد) به جان یکدیگر افتادند و آن مردهء به خاک و خون آغشته را مانند لاشه خواران از دست یکدیگر می ربودند و می خوردند...
(نقل از روضه الصفویه)

شنبه، آذر ۰۹، ۱۳۹۸

شهلا ریاحی اولین کارگردان زن سینمای ایران


"قدرت زمان وفادوست" معروف به شهلا ریاحی بازیگر و اولین کارگردان زن سینمای ایران متولد ۱۸ شهریور ماه ۱۳۰۵ در تهران است.
وی همسر مرحوم اسماعیل ریاحی کارگردان قدیمی سینما است.
ریاحی فعالیت خود را در ۱۷ سالگی با بازی در تئاتر آغاز کرد که در زمان خود محبوبیت خاصی در میان مردم پیداکرد.
این بازیگر سینمای حرفه ای را سال ۱۳۳۰ با بازی در فیلم "خوابهای طلایی" به کارگردانی معزدیوان فکری تجربه کرد.
شهلا ریاحی سال ۱۳۳۵ فیلم سینمایی "مرجان" را کارگردانی کرد و نام اولین کارگردان زن سینمای ایران را به خود اختصاص داد.
نام خانوادگی پیشین او "شربت چی" بود که پس از ازدواج با مرحوم اسماعیل ریاحی
تغییر یافت.

یکشنبه، آذر ۰۳، ۱۳۹۸

شوش کهن ترین پایتخت جهان


شوش یکی از قدیمی ترین پایخت های جهان است که پایتخت تمدن ایلامی بوده است و قدمتی بین هفت تا نه هزار سال قبل از میلاد مسیح باز می گردد. قدمت زندگی شهری در شوش به پنج هزار سال قبل از میلاد باز می گردد. نیاکان ما از ده هزار سال قبل در این منطقه به کشاورزی می پرداختند و آب راههای در این شهر وجود داشته است. در بین سالهای ۴۶۰ تا ۴۶۵ قبل از میلاد این شهر توسط آشوربانی پال تسخیر شد و به خاک آشور ضمیمه شد. در این جنگ مردم بسیاری از شوش کشته شدند و آشور بانی پال در منشور خود توضیح می دهد که بعد از تسخیر شوش معابد و قبر مردگان را تخریب می کند و شوش را به برهوت تبدیل می کند و سپس حیوانات و زنها و دختران شوش را به آشور منتقل می کند. مردم عیلام بعد از این حمله ترمیم امپراتوری خود می پردازند و فردی بنام آتاهامیتی این شوشیناک را بعد از چند سال بعد از حمله آشور بانی پال به تخت می نشانند.
داریوش هخامنشی آنجا را بازسازی نمود و کاخ آپادانای خود را در آنجا بنا کرد و خشایار شاه نیز آن شهر را بعنوان پایتخت خود برگزید و راه شاهی را که این شهر را به همه نقاط جهان مرتبط می نمود بنا کرد.
بعد از حمله اسکندر این شهر مرکزیت خود را از دست می دهد. در هنگام حمله اعراب نیز سی هزار فر از مردم شهر کشته می شوند و بیست هزار زن و چهارپا از این شهر به غارت می رود. بعد از حمله مغول نیز شوش مرکزیت خود را از دست داد و مرکزیت منطقه ای به دزفول و شوشتر منتقل شد.

معبد زیگورات چغازنبیل یا معبد خدایان قدمتی در حدود سه هزار سال دارد و در ۱۹۷۹ در فهرست میراث جهانی ثبت شد.این معبد در چهل کیلومتری شوش قرار دارد. و در ۱۹۳۵ در حفاری های نفتی کشف شد. در آن دوران پرستش خدایان در ایران رواج داشته و مردم بری خدایان خود که می پریستند معابدی می ساختند.
سنگ نگاره های کاخ آپادانای شوش در موزه لور پاریس نگهداری می شوند. همچنین مقبره دانیال نبی نیز در این شهر قرار دارد. قلعه شوش نیز توسط ژاک دمورگان فرانسوی برای سکونت باستان‌شناسان فرانسوی در نزدیکی آرامگاه دانیال نبی در شوش بر روی تپه‌ای تاریخی بناشده‌است.

پنجشنبه، آبان ۱۶، ۱۳۹۸

نام روغن «جهان» از کجا آمد؟


ماجرایی شنیدنی از شهر کرج
جهانشهر منطقه ای زیبا و سرسبز در مرکز شهر کرج که از مناطق عیان نشین کرج است
...

محمد صادق فاتح یزدی متولد ۱۲۷۷ برای تحصیل در رشته مهندسی کشاورزی به کشور هندوستان می رود...در حالیکه نامزد یا به قول ما نشون شده اش خانم رقیه غضنفر که جهان صدایش می کردند در یزد منتظر برگشت او بود...اما خانم جهان به دلیل بیماری همگیر آبله بینایی خود را از دست می دهد...به آقای فاتح بعد از برگشت از هند توصیه میشود از ازدواج با خانم جهان صرفنظر کند...اما ایشان به دلیل عشق و علاقه به مهربانو جهان با او ازدواج می کند و این اتفاق مانع عشق آن دو نمی شود...به دلیل بروز خشکسالی وقحطی در یزد آقای فاتح و بستگانش کرج را برای زندگی انتخاب می کنند...با توجه به مکنت مالی و خانوادگی شروع میکند به کشاورزی و تاسیس کارخانه های مختلف در کرج روغن نباتی جهان،چای جهان ،جهان چیت ،یخ سازی جهان، پتو بافی جهان، صابون جهان، روغن موتور جهان و ...بله به دلیل عشق به همسر نام کارخانه ها و باغات خود را جهان نامید.


تمام اموال فاتح یزدی پس از انقلاب اسلامی مصادره شد و زمین‌های او به نفع «بنیاد شهید» توقیف شد.

جمعه، آبان ۱۰، ۱۳۹۸

اسطوره ها و افسانه ها - اهورامزدا


اهورامزدا خدای بزرگ‌ ايرانيان‌ باستان‌ و زرتشتيان‌ بشمار می‌رود. اين‌ پروردگار بزرگ‌ در سنگ‌ نبشته‌های هخامنشی ائورمزده‌، در زبان‌ پهلوی‌ اوهرمزدا و در ادبيات‌ فارسی‌ هرمزد و هرمز ناميده‌ شده‌ و خالق‌ زمين‌ و آسمان‌ و آفريدگان‌ است‌. ‌امشاسپندان و ايزدان‌ نيز جملگی آفريده‌ اويند. اين‌خدای‌ بزرگ‌ كه‌ در ونديداد (خدای دانا، مينوي‌ پاكتر، آفريدگار جهان‌ مادی، مقدس‌) دانسته‌ شده‌ است‌ در عين‌ قدرت‌ و دانش‌، منبع‌ راستی‌ و تقدس‌ و تقوی و سرچشمه‌ خير است‌. هر يك‌ از مهين‌ فرشتگان‌ (امشاسپندان‌) مظهر يكی از صفات‌ اهورامزدا می باشند كه‌ به‌ هر كدام‌ از آنان‌ پاسبانی‌ وحفظ قسمتی‌ از عالم‌ هستی‌ سپرده‌ شده‌ تا تحت‌ امر آفريدگار جهان‌ بكار پردازند. ايزدان‌ نيز كارگزاران‌ اهورامزدا به‌ شمار می‌روند.
جدای‌ از دين‌ زرتشت‌ كه‌ اهورامزدا منشأ خير و قادر مطلق‌ اين‌ دين‌ و آفريننده‌ انسانها و اعطاكننده‌ آزادی و اختيار به‌ آنها است‌; در عهد ‌هخامنشيان و در روزگاران‌ باستان‌ اهورامزدا بزرگترين‌ خدايان‌ دين‌ هخامنشی‌ محسوب‌ می‌شده‌ است‌. ستايش‌ اهورامزدا در سنگ‌ نبشته‌های‌ شاهان‌ هخامنشی كاملا آشكار و مشخص‌ است‌ و مردم‌ همه‌ رويدادها و كارهای‌ خوب‌ را ناشی از اراده‌ و خواست‌ اين‌ خداوند بزرگ‌ و ياری وی می دانسته‌اند. اهورامزدا بركت‌دهنده‌ و ايجادكننده‌ قانون‌درست‌، راستی و عدالت‌ بوده‌ و به‌ مردم‌ توانايی می‌داده‌ است‌ تا از خوبی و بدی يكی را برگزينند وسپس‌ آنان‌ را بسته‌ به‌ كارشان‌ پاداش‌ و سزا می‌داد.
نيايش‌ پادشاهان‌ هخامنشی نيز كه‌ نماينده‌ اهورامزدا بر روی زمين‌ بوده‌اند عمدتا بر اين‌ مبنا بوده‌است‌ كه‌ اهورامزدا ميهن‌ و مردم‌ و خاندانشان‌ را پايدار نگهدارد. سرودی‌ در آغاز بيشتر كتيبه‌های شاهانه‌ وجود دارد كه‌ در ستايش‌ اهورامزدا است‌:

خدای‌ بزرگ‌ اهورامزداست‌

كه‌ اين‌ زمين‌ را آفريد

كه‌ آن‌ آسمان‌ را آفريد

كه‌ مردم‌ را آفريد

كه‌ شادی‌ مردم‌ را آفريد

شاهان‌ بويژه‌ برای‌ درست‌ و قانونی‌ جلوه‌دادن‌ اعمال‌ خود همواره‌ اهورامزد را شاهد خود دانسته‌ واز وی طلب‌ ياری می‌كرده‌اند. داريوش‌ هخامنشی‌ پس‌ از قتل‌ برديای‌ دروغی‌ و سر و سامان‌ بخشيدن‌ به‌ اوضاع‌ آشفته‌ كشور پيروزی‌ خود را ناشی از لطف‌ و ياری‌ اهورامزدا دانسته‌ است‌:
(... آنچه‌ كردم‌ به‌ خواست‌ اهورامزدا كردم‌. اهورامزدا مرا ياری كرد. از برای آن‌ اهورامزدا مرا ياری‌كرد كه‌ دروغزن‌ نبودم‌.... اهورامزدا اين‌ كشور را از گزند نگاه‌ دارد. اهورامزدا اين‌ سرزمين‌ را از دشمن‌،سال‌ بد و دروغ‌ دور بدارد... خدای بزرگی‌ است‌ اهورامزدا كه‌ اين‌ دستگاه‌ شگرف‌ آفرينش‌ را كه‌ به‌چشم‌ می‌آيد آفريد... به‌ خواست‌ اهورامزدا چنانم‌ من‌ كه‌ راستی را راستم‌ و بدی‌ را دشمن‌... هنرهايی‌كه‌ اهورامزدا به‌ من‌ بخشيده‌ است‌ و توانسته‌ام‌ كه‌ به‌ كارشان‌ گيرم‌ چنين‌ است‌. آنچه‌ بر دستم‌ رفته‌است‌، به‌ ياری‌ يزدان‌، همه‌ را با هنرهای خويش‌ كه‌ اهورامزدايم‌ ارزانی داشته‌ است‌ به‌ انجام‌رسانده‌ام‌...)
اهورامزدا در ادبيات‌ ايران‌ بعد از اسلام‌ نيز مورد احترام‌ شعرا بوده‌ و نام‌ اين‌ خداوند هم‌ معنی‌ بابرجيس‌ و زادش‌ به‌ معنی ستاره‌ مشتری گرفته‌ شده‌ است‌:

فروتر زكيوان‌ ترا اورمزد

برخشانی‌ لاله‌ اندر فرزد (ابوشكوربلخی‌)

***

امتعه‌ اورمزدا را پس‌ ازين‌ دور

مشتريی در همه‌ جهان‌ نبماند (سعيد طائی)

منابع‌:

۱ ـ زرياب‌ خوئی‌، عباس‌: ماد و هخامنشيان‌، تهران‌، دانشگاه‌ آزاد ايران‌، بی تا.

۲ ـ كريستن‌ سن‌، آرتور: ايران‌ در زمان‌ ساسانيان‌، ترجمه‌ رشيد ياسمی‌، تهران‌، انتشارات‌ اميركبير،۱۳۶۴.

۳ ـ معين‌، محمد: مزديسنا و ادب‌ فارسی (جلد اول‌)، تهران‌، انتشارات‌ دانشگاه‌ تهران‌، ۱۳۵۶.

جمعه، آبان ۰۳، ۱۳۹۸

روزولت، استالین، چرچیل ، خوراندن خردل به سگ


آورده اند که در کنفرانس تهران روزی چرچیل ، روزولت و استالین بعد از میتینگ‌ های پی در پی آن روز تاریخی! برای خوردن شام با هم نشسته بودند.

در کنار میز یکی از سگ ‌های چرچیل ساکت نشسته بود و به آن ها نگاه می کرد ، چرچیل خطاب به همراهانش گفت ؛ چطوری میشه از این خردل تند به این سگ داد؟

روزولت گفت من بلدم و مقداری گوشت برید و خردل را داخل گوشت مالید و به طرف سگ رفت و گوشت را جلوی دهانش گرفته و شروع به نوچ نوچ کرد ، سگ گوشت را بو کرد و شروع به خوردن کرد تا اینکه به خردل رسید ، خردل دهان سگ را سوزاند و از خوردن صرف نظر کرد.

بعد نوبت به استالین رسید. استالین گفت هیچ کاری با زبون خوش پیش نمیره و مقداری از خردل را با انگشت هایش گرفته و به طرف سگ بیچاره رفته و با یک دستش گردن سگ را محکم گرفته و با دست دیگرش خردل را به زور به داخل دهان سگ چپاند ، سگ با ضرب زور خودش را از دست استالین رهانید و خردل را تف کرد.

در این میان که چرچیل به هر دوی آن ها می خندید بلند شد و گفت : دوستان هر دو تا تون سخت در اشتباهید! شما باید کاری بکنید که خودش مجبور بشه بخوره ، روزولت گفت چطوری؟

چرچیل گفت نگاه کنید! و بعد بلند شد و با چهار انگشتش مقداری از خردل را به مقعد سگ مالید ، سگ زوزه کشان در حالی‌ که به خودش می پیچید شروع به لیسیدن خردل کرد! چرچیل گفت دیدید چطوری می توان زور را بدون زور زدن تحمیل کرد!