شنبه، اردیبهشت ۰۹، ۱۳۹۶

نادرشاه و ترساندن نماینده روس ها


چون نادر شاه افشار به سلطنت رسيد به ژنرال روسى كه شهرهاى شمال ايران را در اواخر دوره صفويه اشغال كرده بود پيغام داد و از او استفسار نمود كه آيا كشور ايران را ترك مى كند يا اينكه مايل است فراشان سلطنتى او را بيرون كنند؟

از مسكو يك نفر نماينده براى بستن قرارداد با نادر شاه به مشهد آمد ولى نادر او را نمى پذيرفت و او نيز به همراه سپاه نادر براى بدست آوردن فرصت ملاقات حركت مى نمود. يك روز نادر در حالى كه پيروزى جديدى به دست آورده بود سفير را نزد خود خواند. سفير نامبرده ، نادر را ديد كه روى زمين نشسته در حالى كه البسه اش بوى خون مى داد با دست غذا مى خورد. وقتى سفير از علت احضار خود پرسيد، نادر به او گفت كه مى خواهم ببينى كه چگونه با دست هاى آلوده بخون ، خشن ترين غذاها را مى خورم و شما مى توانى به آقايت بگويى كه چنين شخصى (نادر) گيلان را تسليم نخواهد كرد.

برگرفته از:ژنرال سايكس تاريخ ايران

چهارشنبه، اردیبهشت ۰۶، ۱۳۹۶

جنگ بوایب سومین نبرد یزدگرد سوم پادشاه ساسانی با اعراب


به دستور عمر سردارى سپاه به مثنا سپرده شد و اعراب پس ازرسيدن نيروهاى کمكى در رمضان سال ۱۳ هجرى (۶۳۴ ميلادى) با نيروهاى ايرانى در نزديكى كوفه محلى به نام بوايب نبردى سخت را آغاز كردند. نيروهاى طرفين در اين نبرد بسيار مردانه جنگيدند و «مردان مهرويه» سردار ايرانى در اثناى جنگ كشته شد و مثنا نيز زخمى كارى برداشت (كه در اثر آن چند هفته بعد فوت كرد) اما در نهايت ايران شكست خورده و از سپاه ايران تقريباً كسى زنده نماند.

چهارشنبه، فروردین ۳۰، ۱۳۹۶

نخستین ایرانی که رسما تابعیت ایالات متحده آمریکا را پذیرفت

میرزا محمد علی محلاتی ملقب به حاج سیاح ، زندگی‌ای سراسر همراه با شر و شور داشت از این‌رو سرگذشت او برای بسیاری جذاب و خواندنی و قابل توجه‌است.
او سفرهای طولانی مدتی به اقصی نقاط اروپا و آمریکای شمالی و همچنین کشورهای شرق از جمله هندوستان صورت داده و کشورهای زیادی را دیده بود . پس از ۱۸ سال سفر به فرنگ ، وی در سال ۱۸۷۷ به ایران بازگشت و وارد صحنه انقلاب مشروطیت شد و بخاطر نوشتن نامه‌ای انتقاد آمیز به مدت ۲۰ ماه رهسپار زندان نیز گردید.
وی از دوستان نزدیک سید جمال الدین اسدآبادی بود . حاجی سیاح از روشنفکران عصر قاجار محسوب می‌شود که سختی زیادی کشید و کتاب‌هایی هم نوشت . میـرزا محمدعلی محلاتی به سبب سفر هجـده ساله خود به دور دنیا (اقصی نقاط اروپا و آمریکای شمالی و همچنین کشورهای شرق از جمله ژاپن و هندوستان) و سفرهای فراوانش در سراسر ایران به حاجی سیـاح معروف شده‌است.
وی نخستین بار از طریق نیویورک وارد آمریکا گردید ، و تا سانفرانسیسکو نیز در سفرهای خود پیش رفت ، جایی که در ۲۶ می ۱۸۷۵ تابعیت آمریکا را در دادگاه ناحیه ۱۲ کالیفرنیا رسما پذیرفت . حاجی سیاح حتی در دو نوبت موفق به دیدار با رئیس جمهور آمریکا، پرزیدنت اولیسس گرنت نیز گردید . حاج سیاح در سن ۸۹ سالگی در سال ۱۹۲۵ درگذشت.

یکشنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۹۶

ببخشید شما ثروتمندید؟‎

هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابى مچاله شده بودند.هر دو لباس هاى کهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزیدند.
پسرک پرسید : «ببخشید خانم! شما کاغذ باطله دارین»

کاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم به آن ها کمک کنم. مى خواستم یک جورى از سر خودم بازشان کنم که چشمم به  پاهاى کوچک آن ها افتاد که توى دمپایى هاى کهنه ی کوچکشان قرمز شده بود.
گفتم: «بیایید تو یه فنجون شیرکاکائوى گرم براتون درست کنم.»
آن ها را داخل آشپزخانه بردم و کنار بخارى نشاندم تا پاهایشان را گرم کنند. بعد یک فنجان شیرکاکائو و کمى نان برشته و مربا بهشان دادم و مشغول کار خودم شدم. زیر چشمى دیدم که دختر کوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خیره به آن نگاه کرد.
بعد پرسید: «ببخشید خانم! شما پولدارین»
نگاهى به روکش نخ نماى مبل هایمان انداختم و گفتم: «من اوه … نه!»
دختر کوچولو فنجان را با احتیاط روى نعلبکى آن گذاشت و گفت: «آخه رنگ فنجون و نعلبکى اش به هم مى خوره.»
آن ها درحالى که بسته هاى کاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند.
فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولین بار در عمرم به رنگ آن ها دقت کردم. بعد سیب زمینى ها را داخل آبگوشت ریختم و هم زدم. سیب زمینى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم، یک شغل خوب و دائمى، همه ی این ها به هم مى آمدند. صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجایشان گذاشتم واتاق نشیمن کوچک خانه ی مان را مرتب کردم.
لکه هاى کوچک دمپایى را از کنار بخارى، پاک نکردم.
مى خواهم همیشه آن ها را همان جا نگه دارم که هیچ وقت یادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم.
ماریون دولن

پنجشنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۹۶

عباس مسعودی بنیانگذار روزنامه اطلاعات


سناتور عباس مسعودی مؤسس ومدیر روزنامه اطلاعات، سال ۱۲۸۰ش در تهران متولد شد. تحصیلات مقدماتی و متوسطه را در مدرسه دارالفنون تهران پایان داد وسپس وارد فعالیت‌های مطبوعاتی و خبرنگاری شد. او در عین حال، تحصیلات را در خارج از محیط مدرسه ادامه داد و به تكمیل زبان خارجه و فراگرفتن رشته‌های مختلف پی گرفت.
 
زندگی سیاسی مسعودی از اوایل ۱۳۰۰ ش. آغاز شد. در این سال وی «مركز اطلاعات‌» را در خیابان علاءالدوله سابق (فردوسی‌) دایر كرد. این مؤسسه تا سه سال دایر بود و اخبار داخله وخبرهای خبرگزاری‌های خارجی را كه به وسیله مخبرین خود كسب می‌كرد، دراختیار نشریه و مجلات پایتخت می‌گذاشت‌. چندی بعد تصمیم گرفت برای اولین بار روزنامه یومیه عصر را منتشر سازد. در تیر ۱۳۰۵ امتیاز روزنامه اطلاعات به نام وی صادر شد و مركز اطلاعات به روزنامه اطلاعات تبدیل شد.


اولین شماره این روزنامه، عصر ۱۹ تیر ۱۳۰۵ منتشر شد. مجموعه اخبار و گزارش‌های این شماره عبارت بود از: مقاله‌ای در معرفی «مركز اطلاعات‌»، گزارش جلسه افتتاحیه مجلس ششم‌، متن نطق افتتاحیه رضاشاه در جلسه مجلس‌، خبری در مورد قیام مردم مراكش وخبری درباره انتشار بیماری وبا در هند.

روزنامه اطلاعات تا چند سال به صورت یك برگ، هر روز منتشر می‌شد و عباس مسعودی در هر برگ نام خود را به عنوان صاحب امتیاز در بالای صفحه می‌نوشت. وی بعد از انتشار اولین نسخه روزنامه با مشكلات زیادی مواجه شد به طوری كه ناگزیر شد شماره دوم آن را یك ماه بعد در ۱۹ مرداد منتشر كند.

از آن سال تاكنون هر روز عصر روزنامه اطلاعات مرتباً منتشر می‌شود. فعالیت‌های پارلمانی مسعودی از ۱۳۱۴ ش. آغاز شد. در این سال، وی به وكالت دوره دهم مجلس شورای ملی از تهران برگزیده شد و شش دوره متوالی ـ تا پایان دوره پانزدهم‌ـ در آن سمت باقی ماند. در ۱۳۲۸ ش. كه انتخابات مجلس سنا برای اولین بار در تهران برگزار شد، با سمت سناتوری تهران به این مجلس راه یافت و در سال‌های بعد نیز تازمان مرگ سناتور بود.

و اما پس از انقلاب روزنامه اطلاعات مصادره و این موسسه زیرنظر بنیاد مستضعفان قرار گرفت و به وضعیت اسفناکی افتاد.

عباس مسعودی سرانجام روز سه شنبه۲۷ خرداد ۱۳۵۳، در ۷۳سالگی با سكته قلبی فوت كرد.

یکشنبه، فروردین ۲۰، ۱۳۹۶

تعریف مکتب فیزیوکراسی چیست ؟

فیزیوکراسی یا فیزیو کراتیسم به معنی تسلط طبیعت و در واقع آموزه اقتصاد ملی طبیعت می‌باشد. دوران حیات این مکتب از سال ۱۷۵۸ همزمان با «تابلوی اقتصادی» دکتر کنه بنیان گذار این مکتب تا سال ۱۷۷۶یعنی در تاریخ انتشار کتاب معروف و ارزشمند «ثروت و ملل» آدام اسمیت می‌باشد.
در واقع حیات این مکتب همزمان با پیشرفت علوم و فنون مکانیک وگسترش افکار ناتورالیستی (یک جهان بینی فلسفی است که بر اساس آن همه چیز به وسیله طبیعت و طبیعت تنها به وسیله خودش توضیح پذیر است) بوجود آمد.

فیزیوکراتیسم اولین مکتب اقتصادی است که به بیان قواعد علمی اقتصاد پرداخت و بیشترین سهم را در شکل گیری اصول اولیه نظام اقتصادی سرمایه‌داری داشت. مبنای این مکتب بر پایه فلسفه دئیسم استوار بود. دئیسم یا «مکتب خدا پرستی طبیعی» از ریشه لاتین دئوس به معنی خداست که در قرن ۱۷ و ۱۸ پدید آمد و با کلیسا مخالف بود و منکر وحی بود و عقل و ندای طبیعت را برای سعادتمند شدن انسان کافی می‌دانست و کلا بر طبق نظر این فلسفه خداوند منشا هستی می‌باشد و دنیا را خلق نموده و و پس از خلقت هیچ چیز در جریان عالم دخالت نمی‌کند. در واقع خداوند دخالتی در این دنیا بعد از خلقت نمی‌کند مانند ساعت سازی که ساعتی را می‌سازد اما بعد از آن ساعت خود کار می‌کند ونیازی به دخالت سازنده اش ندارد. همین طور جهان هستی نیز با قواعد طبیعی که خداوند در بدو خلق کردن در آن نهاده به حیات خود بدون نیاز دخالت خدا ادامه می‌دهد در واقع تعبیر دئیسم از خداوند معمار باز نشسته است.
در واقع در اینجا به روشنی منشا فکری آزادی اقتصاد و عدم دخالت دولت در اقتصاد دیده می‌شود چون نظر بر این است که اقتصاد نیز مانند طبیعت با توجه به مکانیسمهایی که در آن وجود دارد به تعادل می‌رسد و نیازی به دخالت دولت در رسیدن به تعادل ندارد. در واقع فیزیوکراتیسم معتقد است دو نوع نظام در دنیا وجود دارد. یکی نظام طبیعی که شامل قوانین غیر قابل تغییر طبیعی است و در عین حال بهترین نظام ممکن است و دوم نظامهای تکوینی که به وسیله انسان بوجود می‌آیند وبر اساس قوانین حقوقی تنظیم شده‌اند. از نظر فیزیو کراتها هدف این است که نظامهای تکوینی بوجود آمده توسط انسان بر نظامهای طبیعی منطبق گردند و طبعاً نظامهای اقتصادی ساخته دست بشر نیز باید مانند نظامهای طبیعی طوری ساخته شوند که نیازی به دخالت دولت نداشته باشند. و وظیفه دولت فقط از بین بردن موانع ساختگی ایجاد آزادی و مالکیت و مجازات افراد متعدی به این دو و همچنین تعلیم قوانین طبیعی است.
اصل «تعادل اقتصادی خودکار» به این معنی که اقتصاد به خودی خود به تعادل می‌رسد و نیازی به دخالت دولت ندارد نیز اولین بار توسط این مکتب بیان شد که ریشه در دیدگاه آنان به طبیعت دارد. دکتر «کنه» بنیانگذار مکتب فیزیکراتیسم در کتاب «تابلوی اقتصادی» خود جریان ثروت در اقتصاد را به مشابه جریان گردش خون در بدن می‌داند که بصورت خودکار و بدون نیاز به دخالت از خارج انجام می‌گردد. او توضیح می‌دهد که چگونه تولید، توزیع و مصرف به یکدیگر وابسته‌اند و کلیه مبادلات حلقه‌های یک زنجیر را تشکیل می‌دهند. با تکرار مستمر جریان تولید، توضیع و مصرف اقتصاد متعادل می‌گردد. با نظریه «جریان ثروت» هسته فکری یکی از مهمترین اصول سرمایه داری یعنی «تعادل خودکار» شکل گرفت.
مکتب فیزیوکراتیسم با استفاده از دئیسم در شکل گیری لیبرالیسم اقتصادی که یکی دیگر از اصول سرمایه داری است نیز نقش داشته؛ زیرا از یک طرف شرایط طبیعی حاصل از عدم دخالت را بهترین شرایط دانسته و از طرفی دیگر با نفی لزوم وحی، معتقد است که انسانها با استفاده از قانونمندی‌های فطری آزادانه به بهترین نحو عمل خواهند نمود و به علت همسویی منافع، محدود نکردن آزادی‌های آنها موجب بهره مندی هرچه بیشتر کل جامعه خواهد شد.
به این صورت بود که سه اصل اساسی نظام سرمایه داری یعنی اصل «تعادل اقتصادی خودکار» و اصل «عدم مداخلهٔ دولت در امور اقتصادی» و در نهایت اصل «لیبرالیسم اقتصادی» توسط فلسفه دئیسم در مکتب فیزیوکراتیسم شکل گرفت.

پنجشنبه، فروردین ۱۷، ۱۳۹۶

همه چیز پیرامون دست

دست، اندامی بی‌نظیر
دست انسان اندامی بی‌نظیر است. انسان می‌تواند با کمک دستان‌اش اجسام را بگیرد، لمس کند و با کار دستان‌اش می‌تواند چیزهایی را بسازد که دیگر موجودات از ساختن آن عاجز هستند.
اناتومی دست
دست از ۲۷ استخوان مجزا از هم تشکیل شده است که تقریبا یک چهارم تمامی استخوان‌های بدن را تشکیل می‌دهند. بخش زیادی از ۳۳ ماهیچه‌ای که دست و انگشتان را حرکت می‌دهند در قسمت "ساعد" قرار گرفته‌اند. تنها ماهیچه قدرتمند دست، در زیر "شست" نهفته است.
حس لامسه
بخش زیادی از حس لمسی انسان در دستان‌اش نهفته است. بیش از ۱۷ هزار حسگر یعنی در هر سانتیمتر مربع ۱۴۰ حسگر بر روی دست وجود دارد. این حسگر‌ها اطلاعاتی را هم‌چون درد، ارتعاش، دما و فشار را به مغز مخابره می‌کنند.
انگشت
اثر انگشت هیچ انسانی شبیه به انسان دیگر نیست. از دیرباز استفاده از اثر انگشت برای امضا و شناسایی اموال و دارایی‌ها مرسوم بوده‌است. ۷۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، کوزه گران چینی از اثر انگشت شست خود برای مشخص نمودن آثارشان استفاده می‌کردند. در اوایل قرن بیستم استفاده از تکنیک‌های تشخیص اثر انگشت برای تحقیقات جنایی در غرب رواج یافت.
چرخش کوچک انگشت شست، چرخشی بزرگ در زندگی انسان
به لحاظ تکاملی، چرخش انگشت شست و قرار گرفتن آن در مقابل انگشت "سبابه" چرخشی بزرگ در زندگی انسان بوجود آورد. چرخش انگشت شست امکانات جدیدی را در اختیار دست انسان قرار داد: "گرفتن و مشت کردن".
گرفتن
دست انسان توانایی دو نوع گرفتن را دارد. "گرفتن پرقدرت" که برای اجسام سنگین و بزرگ صورت می‌گیرد. "گرفتن دقیق" اجسام و ابزار در دست. افزون بر این انسان می‌تواند از سطح دست خود نیز استفاده کند. بهترین نمونه آن نوشیدن آب بدون لیوان و با کمک دستان است.

دست در مرکز توجه انسان
دست از دیرباز در مرکز توجه انسان‌ها قرار داشته است. تصاویری از دست‌های انسان‌های غارنشین که عمر آن‌ها تا ۴۰ هزارسال پیش از میلاد مسیح تحمین زده می‌شوند، این ادعا را ثابت می‌کنند.
دست و کار
همانطور که انسان با کمک دستان‌اش کار می‌کند و چیزی را می‌سازد، کار نیز بر روی دست تاثیر می‌گذارد و چهره آن را تغییر می‌دهد.
دست و ارتباط
تقریبا در تمامی جوامع بشری بخشی از ارتباطات غیر کلامی با دست صورت می‌گیرد. علائمی که همه اعضای جامعه آن را می‌فهمند و نیازی به سخن باقی نمی‌گذارد. جالب اینکه تاریخ ثبت شده زبان اشاره در جوامع غربی از قرن ۱۶ به عنوان یک روش‌های ارتباطی گسترش یافته‌ است. زبان اشاره از یک سیستم حرکتی مرسوم، تقلید و اشارات دست و املای انگشتان به‌علاوه استفاده از حرکات دست برای بیان حروف الفبا تشکیل شده‌است.
دست و شمارش
انسان‌ها در گذشته از انگشتان خود برابر اعداد استفاده می‌کره‌اند. سیستم اعداد ده‌گانه نیز برهمین مبنا ابداع شده است.
دست و زیبایی
انسان‌ها در طول تاریخ با استفاده از عناصر گوناگون سعی به زیبا کردن دستان خود کرده‌اند. استفاده از حنا در مناسبت‌و جشن‌ها بر روی دست هنوز هم یادگاری از آن دوران است.
یکی از بخش‌های مهم تاریخ زیورآلات، مربوط به زینتی‌هایی است که برای دست‌ها ساخته شده‌اند. جالب اینکه حلقه ازدواج نه تنها کاربرد زیبایی و زینتی دارد، بلکه حاوی پیام "ازدواج کرده" نیز هست.
زیبایی به ناخن‌ها نیز کشیده شده است. هرچند زیبایی ناخن تاریخی چند هزار‌ساله دارد، اما مانیکور فرانسوی به قرن هجدهم برمی‌گردد. حالا دیگر انواع لاک ناخن را می‌توان در هر فروشگاه مواد بهداشتی یافت و در سال‌های گذشته نیز مغازه‌های بسیاری به صورت حرفه‌ای فقط به زیبایی ناخن می‌پردازند.
مشت
مشت در تمامی فرهنگ‌ها تقریبا دارای یک مفهوم است و به عنوان نمادی از خشم، پایداری و اعتراض فهمیده می‌شود.
دست و دوستی
انسان‌ها وقتی با هم روبرو می‌شوند به هم دست می‌دهند. ملاقات‌های رسمی نمایندگان کشورها با دست دادن همراه است. جالب اینکه خصومت‌ها نیز با دست دادن به پایان می‌رسند.
دست و زبان
تقریبا در تمامی زبان‌ها واژه‌های بسیاری تحت تاثیر دست قرار دارند: دست‌نویس، دست‌نشانده، دست‌ساز، دست‌پخت، دست‌مایه و دست‌آموز تنها نمونه‌هایی از این "دست" از واژه‌ها در زبان فارسی هستند.

دوشنبه، فروردین ۱۴، ۱۳۹۶

لطفعلی خان ؛ دلاور زند


لطفعلی خان زند ؛ پسر جعفرخان و هشتمین حکمران سلسله زندیه بود که از سال ۱۲۰۳ تا ۱۲۰۹ به مدت شش سال فرمانروایی نمود . و البته در تمام این مدت به مبارزه با رقیب نیرومند خویش اقا محمدخان قاجار پرداخت . لطفعلی که از همان آغاز نوجوانی ، همراه پدر در جنگها شرکت می جست ، تیراندازی تیزبین ، شمشیرزنی قهار و دلاوری بی باک بارامد . وی به سال ۱۲۰۲ق از سوی پدر رهسپار لار گردید تا ان دیار را به قلمرو پدر خویش بیفزاید و البته این ماموریت را با پیروزی به سرانجام رسانید . و از انجا رو به سوی کرمان نهاد تا ان را نیز تسخیر نماید . اما در پشت دیوارهای کرمان خبر قتل پدر در اثر توطئه و خیانت برخی از یاران از جمله صیدمرادخان زند و همچنین اقداماتش در تهدید و تطمیع سپاه به وی رسید و موجب پراکندگی سپاه وی شد .
خان زند به هنگام ؛ از توطئه ای که بر ضد او در شرف انجام بود باخبر گشت و بر طبق نظر برخی تاریخ نگاران بر پشت اسب بی زین و لگام خود پرید و به طرف بوشهر حرکت کرد. در بوشهر ، شیخ ناصر حاکم عرب تبار ان شهر و حاکم بندر ریگ اندکی سپاهی دراختیارش نهادند و او رو به سوی شیراز نهاد . خان زند خود را به شیراز رسانید و با کمک بزرگان شهر و ازجمله حاجی ابراهیم خان کلانتر که سپاهی نیز به یاری لطفعلی خان فرستاده بود و با دستگیر ساختن صید مرادخان بر اریکه شاهی تکیه نمود .
با به تخت نشستن لطفعلی خان ، اقامحمدخان قاجار به سرعت روبه سوی شیراز نهاد و سرانجام در منطقه ای به نام هزار بیضا در پنج فرسنگی شیراز جنگ در گرفت که البته به سبب فرار محمدخان ، عموی لطفعلی خان ، زندیان شکست را پذیرا شده و به داخل شهر پناه بردند و قاجارها شیراز را محاصره نمودند ، اما پس از اندکی به سبب برج و باروی شیراز و کمبود اذوقه و خوراک دامها ناچار به ترک محاصره گشتند .
خان زند پس از این ماجرا به تدارک سپاه و تجهیز ان دست یازید و به سوی کرمان تاخت و ان را در محاصره گرفت اما چندی از محاصره نگذشته بود که با فرا رسیدن زمستان ، سپاه با کمبود اذوقه روبرو گشته و در نتیجه خان جوان بدون نیل به هدف ناگزیر به سوی شیراز بازگشت .

پس از این واقعه ، لطفعلی خان زند تصمیم به افزودن اصفهان بر قلمروی خویش گرفت که در دستان حاکم قاجاری بود، بنابراین رو به سوی ان دیار نهاد . در این هنگام توطئه ای از سوی برخی بزرگان شهر از جمله حاجی ابراهیم خان کلانتر در شرف تکوین بود تا خان زند را سر به نیست کنند . به محض خروج شاه زند از شیراز حاجی ابراهیم به اجرای نقشه خود اقدام نمود و امرای طرفدار خان زند را دستگیر و به برادرش که در اردوی لطفعلی خان بود خبر داد که شورشی را در سپاه تدارک بیند . نتیجه انکه خان ناکام زند با اندک یاران وفادار رو به سوی شیراز نهاد غافل از انکه مرکز فرماندهی شورشیان شیراز می باشد. هنگامیکه او به پشت دروازهای شیراز رسید با بسته بودن دروازه های شهر از خیانت حاجی ابراهیم اگاه گردید و تلاش نمود تا وارد شهر گردد ، اما حاجی ابراهیم کلانتر با تهدید سپاهیان او مبنی بر اینکه زن و فرزندانشان را در شیراز دستگیر و به قتل خواهد رساند توانست اندک یاران جوان دلاور زند را نیز از او جدا نماید و در نتیجه خان زند به اتفاق باقی مانده یاران که شمارشان از شمار انگشتان دست کمتر بود رو به سوی دشتستان گریخت .
پس از این اتفاقات ناگوار ، حاکم بندر ریگ در حد توان خویش سپاهی فراهم ساخت و در اختیار خان جوان زند نهاد . و البته او با همین سپاه اندک شیخ بوشهر و حاکم کازرون را که به حاجی ابراهیم خان کلانتر پیوسته بودند شکست داده و سپس در دشت زرقان فارس مستقر گردید . حاجی ابراهیم دو دسته سپاه برای جلوگیری از پیشرویهای او فرستاد و لیکن هر دو سپاه به سختی شکست را پذیرا گشتند . در حقیقت زین پس بود که اوازه دلاوری و قابلیتهای جنگی و شاهکارهای پهلوانی لطفعلی خان طنین انداز گردید .

با شکستهای پیاپی خائنان ، حاجی ابراهیم خان کلانتر از بیم خشم و انتقام لطفعلیخان ، به ناچار رو به سوی اقا محمدخان اورد و از او یاری خواست . اقامحمدخان بیست هزار نیرو برای نبرد با خان زند و کمک به کلانتر خائن فرستاد . اما دلاور بی باک زند با سه هزارنفر سپاهی راه بر انان بست و در صحرای قبله شیراز این سپاه را درهم شکست و متواری ساخت .پس از این نبرد خان قاجار که حریف را بی باک می یافت خود شخصا با نیرویی بین سی تا چهل هزارنفر رهسپار شیراز گردید و در نخستین روزهای شوال سال ۱۲۰۶ ق در منطقه ای به نام شهرک در چهارده فرسنگی شیراز اردو زد . و بدین ترتیب نبرد اجتناب ناپذیر گشت . و البته این در حالی بود که شمار سپاهیان لطفعلی خان پنج هزار نفر بود . در این نبرد دگربار خان زند و سپاهیانش جلوه های درخشانی از دلیری و فداکاری از خویش به یادگار نهادند و در یکی از شبیخونها لطفعلی خان تا نزدیک خیمه خان قاجار پیش رفت و اردوگاه دشمن زیر و رو شد و سپاهیان قاجار فرار را بر قرار ترجیح دادند . اما در این هنگام و در استانه پیروزی نهایی ، دلاور بی تجربه زند گفتار یکی از زیردستان خائن خود که ادعای فرار خان قاجار را می نمود باور کرد و دستور توقف نبرد را صادر کرد و فقط به هنگام روشن شدن هوا و در هنگامیکه بسیاری از سپاهیان او پس از تاراج و چپاول اردوی قاجار به مرودشت بازگشته بودند و فقط پانصد نیرو به جای مانده بودند که از خیانت اگاه گردید و به ناچار رو به سوی کرمان نهاد تا بتواند سپاه جدیدی تدارک بیند . و بدین ترتیب اقامحمدخان به شیراز وارد گشت و دستور داد تا گور کریم خان زند را بکشافند و جنازه او را به تهران انتقال دهند تا در جایی که همیشه زیر گامهایش باشد دفن کنند .
خان زند بعد از اشتباه بزرگ خویش و در حالی که به سوی کرمان می گریخت بازهم با خیانت یارانش روبرو گشت که او را تنها گذاشته و گریختند . بدین ترتیب او ناگزیر به حاکم طبس پناهنده شد . خان طبس در حدود دویست سپاهی در اختیار جوان دلاور اما بی تجربه زند نهاد و البته لطفعلی خان با همین سپاه کم شمار توانست که سپاهی عظیم را شکست داده و یزد را به تصرف خویش در اورد .پس از اندک زمانی بزرگان بم به خان زند پیوستند و او با نیرویی که شمارگانش به سیصد نفر می رسید برای تسخیر کرمان به راه افتاد . و با وجود انکه مدافعان و اهالی شهر سرسختانه می جنگیدند سرانجام چاره ای به جز تسلیم شدن به خان بی باک زند را نیافتند .
اقا محمدخان با شنیدن این خبر دریافت که حریف دگربار در حال قدرت یابی است ، بنابراین بی درنگ رو به سوی کرمان نهاد و با سپاهیان بسیار که برخی مورخان شمارگانش را پنجاه هزارنفر دانسته اند کرمان را محاصره نمود . این محاصره چهارماه به طول انجامید و در این مدت بنا به برخی روایات نیمی از مردم کرمان جان خویش را از دست دادند . گفته اند که دیدن سکه ای طلا که به نام خان زند ضرب شده بود چنان خان قاجار را به خشم اورد که دستور داد تا کودک خردسال وی را که در تهران اسیر و نامش فتح الله بود اخته نمایند .

اما به هرحال با وجود دفاع دلاورانه و سرسختانه یاران لطفعلی خان و در حالیکه حتی یکبار گروهی نزدیک به چهارهزارنفر از لشگریان قاجار را که به شهر نفوذ نموده بودند از دم تیغ گذراندند دگربار خیانت پیشگان وسایل شکست را تدارک دیدند . و سربازان قاجاری به شهر وارد شدند . با این وجود دلاور زند با پایمردی و رشادت در برابر ایشان مقاومت نمود و انگاه در تاریکی شب با سه تن از یاران نزدیک خویش به قلب سپاه انبوه دشمن تاخت و موفق شد که از کرمان خارج شود و به سوی بم بگریزد . چون اقامحمدخان از فرار لطفعلی خان اگاه شد ، با خشم و غضبی که ناشی از کینه شدید او نسبت به خاندان زند بود ، دمار از روزگار مردم کرمان براورد و دستور داد هشت هزار نفر زن و بچه ان شهر را بسان کنیزکان و غلامان میان سپاهیان تقسیم نمایند و گروهی بسیار از مردان را نابینا سازند و یا به قتل رسانند.
« جمیع مردان بلد را به حکم وی کشتند یا کور کردند ، منقول است که عدد کسانیکه از چشم نابینا شدند به هفت هزار رسید و عدد قبلی نیز از این متجاوز بود . کسانیکه در این بلیه شامل نشدند نه به سبب رحم کسی یا گریز خود بود بلکه بدین جهت که دست جلادان از کثرت عمل از کار بازماند . گویند اقامحمدخان حکم کرد که به وزن مخصوصی یعنی چند من چشم از برای او ببرند . »
اما اطفعلی خان که به حاکم بم پناه برده بود دگربار دچار خیانت گردید. خان جوان زند در روز چهارشنبه پنجم ربیع الثانی سال ۱۲۰۹ ق پس از روبرو گشتن با حمله یاران حاکم بم و در حالیکه تنها و بی یاور مانده بود به مبارزه ای دلیرانه برخواست و سرانجام پس از ساعتی نبرد نابرابر زخمی و اسیر گردید . خان قاجار به هنگام اگاهی از دستگیری دلاور زند بی درنگ محمد ولی خان قاجار را با هزار و پانصد سوار مامور اوردن لطفعلی خان از بم نمود . همین که لطفعلی خان را به کرمان اوردند به دستور خان قاجار و بنا به برخی روایات به توسط خود خان قاجار نابینا شد و سپس به تهران فرستاده شد و پس از تحمل شکنجه های بسیار بود ، که او را به فرمان خان قاجار به قتل رساندند .

جمعه، فروردین ۱۱، ۱۳۹۶

ورود گرامافون در ايران


ورود گرامافون در ایران و همزمان با اولین ضبط‌های موسیقی ایرانی در سال ۱۲۸۴ش در زمان مظفر الدین شاه قاجار باعث شد که به مرور زمان اول اشراف و بعد مردم از طریق شنیدن صفحات باآثار پرارزش موسیقی ایرانی آشنا شوند.
به گزارش سایت خانه موسیقی، مقاله "گرامافون؛ اولین رسانه صوتی در ایران" نوشته بهروز مبصری، عضو هیئت مدیره کانون پژوهشگران که در شماره نخست فصلنامه خانه موسیقی منتشر شده بود، به شرح زیر است:

سالهای آخر سلسله قاجار ۵ دوره ضبط موسیقی انجام یافت که به ترتیب در سالهای ۱۲۸۴ش در تهران – ۱۲۸۶ ش پاریس ۱۲۸۸ ش لندن ۱۲۹۱ش تهران و ۱۲۹۳ش تفلیس است و عملا گرامافون به عنوان یک وسیله صوتی رسانه‌ای جایگاه خود را در میان مردم باز کرد اگرچه در ضبط اول سال ۱۲۸۴‌ش بیشتر دستور درباریان و دسته‌های موزیک سلطنتی بوده اما پس از پایان دوره استبداد صغیر و فرار محمد علی‌شاه در ضبط دوم در تهران ۱۲۹۱ش زنان از خلوت دربار بیرون آمده و به ضبط تصانیف عارف قزوینی برای اولین بار می‌پردازند. ضبط دوم در تهران با ضبط نخستین در سال ۱۲۸۴ش از نظر محتوا اختلاف چشمگیری داشته است که خود مبحثی جداگانه را می‌طلبد.
نکته این که در آن روزگار کسانی که می‌توانستند بخوانند و بنویسند اندک بودند اما چون همه می توانستند بشنوند و تصانیف عارف و شیدا ، آثار کمدی و حتی صفحات تئاتر را به ضبط رسید و گرامافون به عنوان یک وسیله صوتی توانست در تاریخ اجتماعی ایران تاثیر گذار باشد.
اما پس از آخرین ضبط در دوره قاجاریه ۱۲۹۳ ش تفلیس – تا سال ۱۳۰۶ به مدت ۱۴ سال به دلیل تغییرو تحولات حکومتی و شرایط نامطلوب اقتصادی هیچ کمپانی حاضر به سرمایه گذاری در ایران نشد و در این ۱۴ سال توقف ضبط موسیقی هنرمندان بزرگی چون میرزا عبد الهن میرزا حسینقلی و درویش خان روی در نقاب خاک کشیدند در سال ۱۳۰۶ کمپانی های هیزمستر ویس و پولیفون و چند کمپانی دیگر به ایران آمدند و به ضبط آثار موسیقی پرداختند که وسعت چشمگیری نسبت به ضبط های گذشته داشت و تنوع افراد شرکت کننده در این ضبط ها در خور توجه بوده است.
در این شرایط جامعه ایرانی رو به تجددگرایی می رود و گرامافون به هتل ها و رستوران ها و قهوه خانه ها راه می‌یابد. برق اختراع شده و تکنولوژی ضبط صفحات بالا رفته و گزارشی از روزنامه اطلاعات در ۵ مهر ماه ۱۳۰۶ به قلم میر حسین حجازی اشاره به این نکته داشته که از میدان توپخانه تا میدان حسن آباد ۱۶ قهوه خانه موجود است که انسان در رفت عبور از پیاده‌رو تازه‌ترین صفحات موسیقی ایرانی را می‌شنود.


در سال ۱۳۰۷ بازتاب تصانیفی چون مرغ سحر با صدای ملوک ضرابی، ای دست حق (کابینه سیاه) با صدای قمر و تصانیفی که با اشعار ملک الشعرای بهار و صدای جمال صفوی به گوش مردم می رسید دولتمردان را بر آن داشت که گرامافون را به عنوان یک وسیله تجملی نگاه نکنند بلکه خطرش را از مطبوعات کمتر ندانند به همین دلیل سرتیپ محمد در گاهی رئیس کل تشکیلات نظمیه مملکتی مصوبه هیئت محترم وزراء مورخه ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۳۰۷ نظام‌نامه مقررات ضبط صوت در صفحات گرامافون را به تصویب وزیران رساند و در تاریخ ۲۴ اردیبهشت ماه ۱۳۰۷ جهت اجرا ابلاغ شد این نظام‌نامه در ۵ ماده بوده که به امضاء رسید.
ماده ۱. کلیه نمایندگان کمپانی ها قبل از هر اقدام، جهت تحصیل اجازه مخصوص برای اسناد و آرتیست های خود به اداره نظمیه محل مراجعه و کتبا متعهد بشوند که صفحات را بر طبق این شرایط پر نمایند.
ماده ۲- در هیچ موقع صفحاتی بدون اطلاع و حضور نماینده نظمیه پر نکرده و با آرتیست های غیرمجاز کنترات منعقد ننمایند.
ماده ۳- در کنتراتی بین نمایندگان کمپانی ها و آرتیست ها منعقد و به اداره نظمیه ارایه می شود نام دستگاه و اشعار و آواز و تصنیف و هویت اشخاص که صفحه را پر می کنند با ذکر اسم – خانواده – شغل قید گردد.
ماده ۴ – پس از انعقاد کنترات نظمیه را در پروگرام ایامی که صفحه پر می‌شود با ذکر ساعت و محل مشروحا مستحضر نمایند.
ماده ۵ – در صورت تخلف از مقررات صفحاتی که بدون اجازه پر شده متخلفین برای مجازات به محکمه صلحیه تسلیم خواهند شد.
طهران مورخه ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۳۰۷ محل امضاء مهر مهدی قلی و مر ریاست وزراء.
از این تاریخ تاکنون برای ضبط و اجرای صحنه ای موسیقی و عوامل آن به وسیله ارگان های ذیربط کنترل می گردد.
این نکته قابل ذکر است که از این تاریخ به بعد دیگر بخش بزرگی از هنرمندان موسیقی و هم چنین ترانه سرایی ملک الشعرای بهار را نمی بینیم و به همین دلیل در کتابهای تاریخ موسیقی هم چون سرگذشت موسیقی نوشته روح اله خالقی و یا تاریخ موسیقی نوشته حسن مشحون که کتب مرجع اند نام هنرمندانی چون جمال صفوی خواننده – حسین خان تهرانی (آواز) – سنجلابی و برخی دیگر دیده نمی‌شود. خوشبختانه آثار صوتی این هنرمندان روی صفحات گرامافون در دست است.
صفحات گرامافون تا دهه ۵۰ شمسی یک وسیله رسانه‌ای صوتی تاثیرگذار در تاریخ اجتماعی ایران بودند و از این سال به بعد رسانه های صوتی دیگری جایگزین آن شدند
.

دوشنبه، فروردین ۰۷، ۱۳۹۶

کتیبه سازمان ملل کوروش کبیر

منشور آزادی نوع بشر کوروش کبير بی ترديد جزء بزرگترين افتخارات آرياييها و سرزمين ايران می باشد چرا که روحيه خداجويی؛آزادگی و عدالت خواهی ايرانيان را در بيش از ۲۵۰۰سال پيش از زبان سردار بزرگ خويش به جهانيان اعلام می نمايد. آن هم در زمانی که جنگ و خون ريزی وظلم واستثمار يکديگردر ميان اقوام وحشی و متمدن آنروز امری رايج و عادی بشمار می آمد و تمدن بشری هنوز مراحل تکامل خود را کامل طی نکرده بود و در اواخر عصر آهن بسر می برد و بيان گفتارهايی که بی ترديد هنوز درهمين سرزمين ايران تازه و نو بشمار می آيد و راه گشای بسياری از مشکلات امروز ايران می باشد در ۲۵قرن پيش جای شگفتی و تفکر بسيار دارد آيا می توان گفت نياکان ما از ديد فرهنگ وتمدن در آن زمان به جايگاهی رسيدن که امروز ما حسرت آنرا می خوريم و راه درازی را برای رسيدن به آن در پيش رو داريم؟ احترام به عقايد ديگران؛ آزادی اديان و حق انتخاب حکومت رادر جامعه امروز ايران می توان پيدا کرد؟ دادگاه های امروزمان که با رشوه و بی لياقتی حکم بی دادگاه را پيدا کرده و کجاست کوروشی که داد مظلوم را از ظالم بگيرد. در۲۵۰۰سال پيش از زبان کوروش برده داری در شرايطی از ميان جوامع ايرانی بر می افتد که حتی ۱۰۰۰ سال بعد از آن در کتاب آخرين و کاملترين دين الهی شاهد قوانين متعددی راجع به آن هستيم!!! (من برای دين اسلام احترام بسياری قائل هستم ولی هرگز اين موضوع برايم روشن نشد). منشور آزادی کوروش نشان کاملی است از شايستگی و لياقت نژاد ايرانی. فراموش نکنيم ايران سزاوار آنست که سرفراز بماند.

متن کتیبه کوروش کبیر

اينک که به ياری مزدا تاج سلطنت ايران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من می دهد دين و آئين و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زير دستان من دين و آئين و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم يا ملتهای ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند.
من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هيچ ملتی تحميل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند يا ننمايد و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه ايران هستم نخواهم گذاشت کسی به ديگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت وبه او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگری را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی ديگری را به بيگاری بگيرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.

من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دينی را که ميل دارد بپرستد و در هر نقطه کخ ميل دارد سکونت کند مشروط بر اينکه در آنجا حق کسی را غصب ننمايد و هر شغل را که ميل دارد پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو که مايل است به مصرف برساند مشروط بر اينکه لطمه به حقوق ديگران نزند.

من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هيچ کس را نبايد به مناسبت تقصيری که يکی از خويشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و بر عکس به کای ممنوع است و اگر يک فرد از خانواده يا طايفه ای مرتکب تقصير می شود فقط مقصر بايد مجازات گردد نه ديگران.

من تا روزی که به ياری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان به عنوان غلام و کنيز بفروشند و حکام و زير دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و کنيز بشوند و رسم بردگی بايد به کلی از جهان برافتد.

از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ايران و بابل و ملتهای ممالک اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند.

پنجشنبه، فروردین ۰۳، ۱۳۹۶

جنگ اولیس دومین جنگ اعراب با یزدگرد سوم ساسانی


اولين برخورد جدى در برابر سپاه خالد در «اوليس» درنزديکى فرات روى داد. سپاهيان عرب تحت فرمان ايران و سپاهيان ايران در اين نبرد به شدت در برابر نيروهاى خالد مقاومت كردند تا آنجا كه خالد قسم خورد آب رودخانه را از خون آنها قرمز كند و پس از پيروزى نيز با كشتن اسرا سعى كرد كه اين قسم خود را عملى كند و سر صدها اسير را بريد.
خالد سپس پيشروى خود را به سوى فرات ادامه داده و پس از گرفتن شهر انبار در نزديكى بابل تقريباً جنوب بين النهرين را از دست ايران خارج كرد. اما سپس به دستور ابوبكر براى دخالت در نبرد اعراب و روم (چنانكه در جنگ بعدى توضيح داده خواهد شد) موقتاً جنگ با ايران را كنار گذاشت.
قدرت گرفتن عمر
ابوبكر كه مردى ملايم بود ابتدا سبب خوشحالى ايرانيان و روميها شد اما بعدها پس از بيمارى و روى كار آمدن عمر (كه مردى جنگجو بود) پى بردند كه زنده بودن ابوبكر براى آنها بهتر بوده است.
در همين زمان يزدگردسوم آخرين پادشاه ساسانى براى پايان دادن به پيشروى اعراب رستم فرخزاد را مأمور سركوبى دشمنان ايران كرد. رستم كه سردارى بزرگ و پر قدرت بود سپاهى عظيم گردآورد و آن را به دو قسمت تقسيم كرد. بخشى از آن را به «نرسى» و بخشى از آن را به «جاپان» سپرد.
عمر كه از عزم ايرانيان براى «مقابله» با خبر شده بود در مدينه بر منبر رفت و از مردم كمك خواست و ابوعبيده بن ثقفى را با لشكرى بزرگ به سمت ايران فرستاد.

شنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۹۵

میدان مشق - تهران ۱۲۸۹ خورشیدی

این میدان که مدت کوتاهی نیز در دوره رضاشاه به نام باغ ملی خوانده می‌شد در محدوده بین خیابان خمینی و سی تیر کنونی واقع شده است.
از ابتدای شمالی خیابان باغشاه (خیابان سپه) از طرف میدان توپخانه (میدان سپه) تا خیابان قوام السلطنه سر در و دیوار میدان مشق بود که سربازخانه مرکزی و سربازها در آن مشق نظام میکردند.
میدانی که از سوی شمال: به خیابان سوم اسفند، از شرق: به خیابان علاءالدوله(فردوسی)، از جنوب: به خیابان باغشاه(سپه) و از غرب: به خیابان قوام السلطنه، که قسمتی از ساختمانهای آن نیز با شیروانی قرمز به وزارت جنگ مخصوص شده بود.

یکشنبه، اسفند ۲۲، ۱۳۹۵

ارتش وتجهیزات نظامی ایران در زمان محمدرضا شاه

کتاب پاسخ به تاریخ محمدرضا شاه

بد نیست در اینجا بگویم که ارتش ما در سال ۱۳۶۲ چه میتوانست باشد:
تعداد کل قوای مسلح ایران می بایست از ۵۴۰ هزار نفر به ۷۶۰ هزار نفر بالغ گردد. ارقامی که ذیلا می آورم به خوبی نمایانگر قدرت عظیمی است که ایران در شرف دست یافتن به آن بودن
 
۱۵۰۰ تانک موسوم به شیر ایران که از طرف مهندسان انگلیس برای شرایط ایران طراحی شده و از هر جهت بر تانک های مشابه برتری داشت

این تانک ها قرار بود به موتور جدید و توپ ۱۲۰ میلیمتری . تله متر با لیزر ، و زرهی از نوع تازه مجهز باشد و همه دستگاه های آن با کامپیوتر تنظیم و رهبری شود

۸۰۰ تانک چیفتن با موتور جدید و دستگاه هایی که در بالا ذکر شد

۴۶۰ تانک " ام - ۶۰ " مجهز به دستگاه های جدید و توپ ۱۰۵

۴۰۰ تانک " ام - ۴۷ " با طرح تجدید نظر شده و توپ ۹۰ میلیمتری که امکان جایگزینی آن با توپ ۱۰۵ وجود داشت

۲۵۰ تانک " اسکورپیون " مخصوص عملیات اکتشافی 

تانک های دیگری از نوع بالا می بایستی متعاقبا سفارش داده شود

از نظر توپخانه واحد های ارتش ایران میبایستی دارای قدرت آتش مشابه با واحد های ارتش پیمان آتلانتیک شمالی باشد و ما میتوانستیم در آینده بسیار نزدیک در کارخانه های داخل کشور توپهای ۱۰۵ ، ۱۲۰ ، ۱۵۰ و حتی قوی تر تولید کنیم

برنامه تکمیلی نیروی هوایی ایران تا سال ۶۲ به این شرح بود:
۷۸ هواپیمای " اف - ۱۴ " مجهز به موشک های فونیکس با برد ۹۰ مایل و دارای رادار با برد ۱۵۰ مایل. این هواپیما به شش دستگاه پرتاب موشک مجهز است و میتواند در آن واحد موشک های خود را به شش جهت مختلف پرتاب کند

۱۵۰ هواپیمای فانتوم که مرتب تعمیر میشدند و آمادگی کامل برای عملیات مختلف داشتند . قدیمی ترین نوع این هواپیما مجهز به بمبهای لیزری و جدید ترین آنها دارای دستگاه های انحراف موشک های دشمن بودند

بیش از ۱۰۰ هواپیمای " ای - ۵ - اف "

بیش از ۱۰۰ هواپیمای "Y- ۱۴" یا " Y-۱۵ " ترابری به تناسب برنامه های تولید این هواپیما ها در ممالک متحد امریکا
۱۶۰ هواپیمای " اف - ۱۶ " که سفارش داده شده بود و برای خرید ۱۴۰ فروند هواپیمای دیگر از همین نوع در مذاکره بودیم

۷ رادار پرنده که می توانست در ارتفاع ۳۵۰۰۰ پا پرواز کند و خرید آنها موجب صرفه جویی در تهیه ۳۰ رادار زمینی میشد

۲۴ بوئینگ ۷۴۷ و ۷۰۷ برای رسانیدن سوخت به هواپیما های در حال پرواز. این هواپیما ها با طرح مخصوصی به راهنما یی خود من ساخته شده بود (!) و در اختیار داشتن آنها به ما اجازه میداد که بیشترین تعداد هواپیما های جنگی را در حال پرواز پرواز نگه داریم و مذاکراتی برای خرید هواپیما های دیگر از این نوع در جریان بود

۵۷ هواپیمای حمل و نقل سی - ۱۳۰ ( هرکولس)

صدها هلی کوپتر از انواع مختلف . ساختمان و احداث ماشینهای کارخانه هلیکوپتر سازی ایران عملا در پایان شال ۵۷ به اتمام رسیده بود و به این ترتیب تعداد هلی کوپتر های ارتش ایران با هر یک از ممالک عضو پیمان آتلانتیک شمالی هم آهنگ میشد

باید اضافه کنم کارخانه جات اسلحه سازی ایران دارای توانایی سلاح های زیر بود:
موشک های ضد هوایی " سام - ۷ " شوروی

موشک های هوا به زمین مائوریک امریکایی با کلاهک تلوزیونی که بسیار دقیق و دارای برد ۱۲ مایل میباشد. به من گزارش داده اند که کارخانه سازنده این موشک ها در شیراز پس از حوادث اخیر به کلی تخریب شده است

موشک های ضد تانک T.O.W ما در فکر آن بودیم که به نوع متعارف این موشک ها که دارای سرعت کمتر از صوت است اکتفا نکنیم و به ساخت موشک های فوق صوت TOW با لیزر بپردازیم

موشک های ضد تانک شوروی
دستگاه های پرتاب موشک تله گید از نوع دراگون برای نیروی زمینی با بردی دو برابر برد متعارف یعنی ۱۰۰۰ متر بجای ۵۰۰ متر
ارتش ایران در پایان سال ۵۷ دارای ۳ تیپ هوابرد بود که تا سال ۶۲ به پنج تیپ افزایش میافت
برنامه نیروی دریایی ما به شرح زیر بود:
۴ رزم ناو ۸۰۰۰ تنی با دستگاه های پرتاب موشک دریا به دریا با سرعت ۳ ماخ و دستگاه های پرتاب موشک موشک دریا به دریا با سرعتی کمتر از صوت و برد ۹۰ کیلومتر
۱۲ ناو شکن ۳۰۰۰ تنی مجهز به موشک های دریا به دریا از نوع بالا
۱۲ ناوچه جنگی ساخت فرانسه
۳ زیر دریایی که سفارش داده شده بود و نه زیر دریای که قرار بود در اروپا ( احتمالا آلمان یا هلند ) ساخته شود

۵۰ هلیکوپتر مخصوص نیروی دریایی


تعداد لازم کشتی های نیرو بر ، کشتیهای تانکر سوخت و غیره
هواپیما های " ORION " ساخت کارخانه لاکهید با برد طولانی مامور انجام وظایف اکتشافی نیروی دریایی
 

چهارشنبه، اسفند ۱۸، ۱۳۹۵

حکایت پادشاه و هندوانه فروش

می گویند در زمان حکومت شاه عباس مرد باغبانی بود و در باغ خود میوه هائی چون هندوانه و خربزه می کاشت و با فروش آنها زندگانی می گذرانید. یکی از سالها دید که هندوانه هایش بزرگ و شیرین شده است. با خودش گفت: بهتر است مقداری از این هندوانه ها را بار الاغم بکنم و به شاه عباس هدیه کنم. هندوانه های درشت و خوب را بار الاغش کرد و به راه افتاد. می گویند آن زمانها شاه عباس و وزیرش با لباس درویشی از قصر خارج شده و در کوی و برزن به راه می افتادند و از احوال مردم مردم باخبر می شدند. آنها در بین راه به مرد باغبان رسیدند.
شاه عباس پرسید: بارت چیست و به کجا می بری؟
مرد باغبان گفت: هندوانه است و به خدمت شاه عباس می برم.
شاه عباس خندید و گفت: ای بیچاره برای شاه عباس طلا و جواهر و اشیای قیمتی هدیه می کنند نه هندوانه .   
- آنها لعل و جواهر دارند و هدیه می کنند و من هندوانه،  وارین وئرن اوتانماز ( کسی که آنچه که دارد هدیه میکند خجالت نمی کشد .)
- خدا پدرت را بیامرزد ، زحمت بیهوده می کشی. فکر نمی کنم شاه عباس چنین هدیه ای را از تو بپذیرد.
- خوب اگر قبول کند چه بهتر، قبول نکند الاغ را با بارش فرو می کنم به چشمش و برمی گردم.
بعد از خداحافظی با هنداونه فروش شاه عباس و وزیرش زودتر از او به قصر برگشتند. شاه عباس لباس شاهانه پوشید و بر تخت شاهی نشست. دیری نگذشت که مرد باغبان از راه رسید و هدیه اش را پیشکش پادشاه کرد. شاه عباس عصبانی شد و گفت:
- مرد حسابی  مردم برایم طلا و جواهر هدیه می کنند و تو هندوانه آورده ای؟ هیچ خجالت نمی کشی؟
- قبله عالم به سلامت مردم طلا و جواهر دارند و من هندوانه.
شاه عباس با خشم گفت: من هندوانه لازم ندارم بارت را بردار و از قصر برو بیرون.
- شاها چرا دیگر خشمگین می شوی می خواهی بردار نمی خواهی آنچه که به درویش گفتم حقت  باشد.
- بگو ببینم به درویش چه گفتی؟
مرد خواست جواب ندهد که از خشم شاه عباس ترسید و آنچه که در راه به درویش گفته بود به شاه نیز گفت. شاه دستور داد بار مرد را خالی کردند و هر دو خورجین او را پر از طلا کردند. وزیر شاه عباس که از این بخشش شاه خوشش نیامده بود به شاه گفت:
- هم اکنون می روم و طلا ها را از این مرد پس می گیرم.
- نه تنها نمی توانی طلاها را از او پس بگیری که می ترسم اسبت را نیز ببازی.
اما وزیر پافشاری کرده به سراغ مرد که هنوز ازدروازه  قصر خارج نشده بود رفت و به او گفت:
- اجازه نمی دهم بروی مگر این که به سوال من درست جواب بدهی.
-  بفرما جناب وزیر.
- بگو ببینم در آسمان چند ستاره وجود دارد؟
-  به اندازه موهای بدن الاغم.
-  این سوال را درست جواب دادی . حالا بگو ببینم خدا کجاست؟
- جواب سوالتان خیلی آسان است اما متاسفانه من سوار الاغ هستم و گناه است که من  سوار بر الاغ نامش را ببرم. اجازه بدهید که  سوار اسب شما شوم و جواب این سوال را بدهم.
وزیر از اسب خود پیاده شد ومرد خورجین ها را از روی الاغ برداشته برروی اسب نهاد و روی اسب پرید و گفت:
- جناب وزیر آن بالا را نگاه کن خدا آن بالاست و تا وزیر به بالا نگاه  کرد، تازیانه ای بر اسب زد و دور برداشت و از محل دور شد.
هرچه وزیر داد و قال کرد سودی نبخشید و مرد با اسب وزیر و طلاهای هدیه گرفته از قصر دور شد. شاه عباس قاه قاه خندید و گفت:  خجالتیوین یارسی منیم اولسون ( نصف خجالتت مال من ) نه تنها نتوانستی طلاها را از او پس بگیری که اسب خودت را نیز به او دادی.

شنبه، اسفند ۱۴، ۱۳۹۵

اعلام نتيجه ی جلسه ادمينی اتاق ایران برای همه در پالتالک

اعلام نتيجه ی جلسه ادمينی اتاق ایران برای همه ایرانیان در پالتالک

اتاق " ایرانیان برای همه ایرانیان" به هیچ ارگان، حزب و یا سازمانی وابسته نبوده و هیچ شخص حقیقی را نمایندگی نمیکند. این اتاق بر اساس دیدگاه های آزادی خواهانه، حقوق بشر و سکولار شکل گرفته و هیچ دین، حزب و مرامی حق تبلیغ در این اتاق را ندارد.
 
با توجه به نیازهای امر اداره اتاق " ایرانیان برای همه ایرانیان " و لزوم تنظیم رابطه میان ادمین ها و کاربران، موارد زیر در جلسه ادمین ها مورخ 03.03.2017 تصویب گردیده و بدین وسیله به اطلاع عموم رسانیده می شود.
 
۱- ایجاد فضای دوستانه و محترمانه از اساسی ترین اصول و پایه اتاق است و از همه دوستان تقاضا میشود در جهت این امر کوشا باشند.
۲- مدیریت اتاق همیشه با ادمینی است که اقدام به باز کردن اتاق میکند و تا زمانی که حضور دارد ادمین های دیگر حق دخالت در کار ایشان را ندارند مگر به درخواست خودش.
۳- ادمین ها بعد از باز کردن اتاق موظف به نوشتن یک متن بصورت شعر یا یک حرف نغز و یا یک موضوع برای صحبت کردن میان یوزرها اقدام کند.
۴- ادمین ها در زمان باز بودن اتاق باید در جهت پیشرفت صحبتها و گرم کردن اتاق حضوری فعال داشته باشند.
۵- ادمین ها حق هیچ گونه درگیری و مشاجره در فضای عمومی اتاق را ندارند و باید با حفظ خونسردی کامل مشکل خود را در پی ام حل کنند .
۶- ادمین ها موظف به شنیدن انتقاد یوزرها و انتقال آن به ادمینها ی دیگر هستند  تا در جهت بهبود اتاق اقدام شود.
۷- هیچ کس به جز ادمین ها  حق وتو دیگران را ندارد و همواره الویت گرفتن مایک با مین ادمین  بوده و ادمین ها  دیگر هم میتوانند مایک دوم را کنترل کنند.
۸- ادمین ها جدّاً از برخورد شخصی باید بپرهیزند.
۹- ادمین در مدیریت اطاق استقلال کامل را دارد.
۱۰- اطاق باید همیشه باز بماند تا در لیست اطاقهای پال دیده شود.

سه‌شنبه، اسفند ۱۰، ۱۳۹۵

هفت علامتی که دروغگوها را لو می‌دهد

به طور میانگین، همه مردم جهان، روزی دو مرتبه دروغ می‌گویند. برخی افراد، دروغگوهای خوبی نیستند و زود لو می‌روند اما برخی دیگر دروغگوهای قهاری هستند.
دوست دارید بدانید طرف مقابل‌تان در یک رابطه دروغ می‌گوید یا راست؟ به این ۷ نشانه دقت کنید:


اضطراب و عرق کردن:

شناخته‌ترین نشانه‌هایی که می‌تواند یک فرد دروغگو را لو دهد، عرق کردن و اضطراب اوست. زمانی که ما دروغ می‌گوییم همیشه می‌ترسیم لو برویم. به همین دلیل دچار اضطراب می‌شویم و اضطراب با افزایش ضربان قلب و عرق کردن همراه است. اما این موضوع در رابطه با همه مردم صادق نیست. برخی افراد به دروغگویی عادت دارند و دچار اضطراب نمی‌شوند.

صدای خیلی زیر یا خیلی بم:

روان‌شناسان معتقدند صدا، علامت خوبی برای شناسایی دروغگو است. چرا؟ در واقع این ما نیستیم که صدا را کنترل می‌کنیم. مغز بر اساس احساساتی که داریم آن را به شکل اتوماتیک تنظیم می‌کند. وقتی دروغ می‌گوییم، می‌ترسیم رسوا شویم. به همین علت معمولا تن صدا تغییر می‌کند و خیلی زیر یا خیلی بم می‌شود.

سخنان ضد و نقیض:

دروغگوها به دلیل ترس از رسوا و شرمگین شدن تعادل احساسی درستی نداشته و حتی حرف‌های آنها کم و بیش ضد و نقیض است. برای آنکه مطمئن شوید یک فرد دروغ می‌گوید از او بخواهید دقیقا حرفی را که در یک موقعیت خاص زده برای شما در مواقع مختلف تکرار کند، حتی سوالات متفاوت و مدام در مورد همان مساله می‌تواند ثبات فکری دروغگو را بر هم بریزد.

میمیک‌های غیرمعمول:

پلک زدن‌های مداوم، مالیدن پلک، نگاه‌های مبهم... همگی اینها نشانه میمیک صورت یک فرد حین دروغ گفتن است. صورت دقیقا احساساتی را که داریم نشان می‌دهد و کنترل عمقی آنها کمی سخت است. اگر فردی میمیک غیرطبیعی و غیرمعمول دارد و حین صحبت با شما دچار تیک خاصی مثل مالیدن پلک می‌شود، می‌توانید به حرف‌های او شک کنید.

ژست‌های مخصوص:

سرفه کردن درون مشت، بالا بردن دست روی سر و عقب بردن بالاتنه موقع حرف زدن از جمله ژست‌های آدم‌های دروغگو است. البته باید مراقب هم بود. برخی دروغگوها برای آنکه احساسات‌شان نمایان نشود حین حرف زدن کاملا خنثی عمل می‌کنند.

حرف زدن وسواسی:

دروغگوها معمولا در صحبت کردن وسواس به خرج نمی‌دهند و همه مسایل را رو نمی‌کنند. اگر شما حین صحبت‌ها از فردی بخواهید با دقت بیشتری مسایل را برای شما بیان کند و به عبارتی وسواسی‌تر از او سوال کنید، معمولا دروغگو چون حافظه خوبی ندارد و در دور بعد قادر به بیان همان جواب‌ها نیست. درنهایت می‌توانید از زبان او این جملات را بشنوید «به من اعتماد نداری؟» اگر فردی واقعا دروغگو نباشد، خیلی سریع از کوره درنمی‌رود و برای بار دوم هم به برخی سوالات شما پاسخ می‌دهد.

احساسات اغراق‌آمیز:

وقتی فردی فقط با دهان می‌خندد یعنی یا می‌خواهد رعایت ادب کرده باشد یا دروغگوی ماهری است. یک لبخند صادقانه با عقب رفتن لب‌ها و چین خوردن پلک‌ها در سمت خارج همراه است. یک دروغگو معمولا تنها با دهان می‌خندد تا احساسات درونی خود را مخفی کند.

شنبه، اسفند ۰۷، ۱۳۹۵

تعریف مکتب رُمانتیسم یا رمانتیسیسم چیست ؟


رُمانتیسم یا رمانتیسیسم (به انگلیسی Romanticism) عصری از تاریخ فرهنگ در غرب اروپا است، که بیشتر در آثار هنرهای تجسمی، ادبیات و موسیقی نمایان شد.
رمانتیسم جنبه‌های احساسی و ملموس را دوباره به هنر غرب وارد کرد. هنرمندان رمانتیک آزاد از چهارچوب‌های تصویرگری‌های سنتی، به تحقق بخشیدن ایده‌های شخصی خود پرداختند.
رمانتیسیسم را همانطور که از نامش پیداست، باید نوعی واکنش احساسی در برابر خردمحوری به‌شمار آورد. تمایلی به برجسته کردن خویشتن انسانی، گرایش به سوی خیال و رویا، به سوی گذشته تاریخی و به سوی سرزمین‌های ناشناخته. از دید انسان رمانتیک، جهان به دو دسته خردگرا (به قول نووالیس: جهان اعداد و اشکال) و به دسته احساسات و یا به‌طور دقیق‌تر، والاترین‌ها و زیبایی‌ها تقسیم می‌شود.
رمانتیسم در اصل، جنبشی هنری بود که در اواخر قرن هجدهم و نوزدهم در ادبیات و سپس هنرهای تجسمی، ابتدا در انگلستان و سپس آلمان، فرانسه و سراسر اروپا رشد کرد. رمانتیسم تا حدودی بر ضد جامعه اشرافی و دوران روشنگری (به طور بهتر عقلانی) بود. گفته می‌شود که ایدئولوژی انقلاب فرانسه و نتیجه‌های آن این طرز فکر را تحت تأثیر خود قرار داد.
رمانتیسم را جنبشی ضد روشنگری می‌دانند. برلین، به‌خصوص، علاقه‌مند به استفاده از چنین لفظی برای اشاره به این جنبش بود. درحالی‌که روشنگری نهضتی فکری به‌حساب می‌آمد که با علم و منطق و پیشرفت‌های نظام‌های عقلانی بشری در فهم علوم تجربی و انسانی گره خورده بود، متفکرین و هنرمندان رمانتیک، تأکید فرهنگی بر خرد را محدودکننده و سرکوبگر روح آدمی می‌دانستند و بر مؤلفه‌هایی چون هنر، شور، هیجان، تخیل، مضامین معنوی، مناسک و نمادها تأکید می‌کردند. در میان اصحاب رمانتیک، امر خاص ارزشمندتر از امر عام بود و خاص‌بودن فرهنگ‌های بومی، تنوع و تکثر زبان‌های بشری، هویت‌های محلی و منحصربه‌فرد بودن آدمیان ستایش می‌شد (شرت: ۱۳۸۷، ص ۹-۸۸).
درباره
بحث اندیشه رمانتیک را بایستی در مقولاتی چون «قرارداد اجتماعی» و «نظریه اندام‌وار دولت» جستجو کرد که اولی در آثار افرادی چون روسو، هابز و لاک و دومی در نظریات اندیشمندانی چون هگل مشهود است.
این مکتب زائئده تمدن صنعتی و پیشرفت طبقه متوسط در سده نوزدهم می‌باشد. رمانتیکها به رؤیا و اندیشه خود بیش از هر انگیزه طبیعی و غیر طبیعی اهمیت می‌دادند و آنچه می‌نوشتند جلوه‌هایی از جهان نا شناخته اندیشه و پندار بود.
خیال پردازان قرن ۱۹ توده را آنگونه که بودند تصور نمی‌کردند بلکه آنگونه که می‌خواستند باشد تجسم می‌ساختند ؛ بنابراین رمانتیسم در برابر واقع‌گرایی بود.
آنها برعکس کلاسیسیست‌ها به خود نمی‌پرداختند، بلکه به فرمان احساس و اندیشه گوش می‌دادند.
البته رمانتیک‌ها کاوش عقلی را یکسره بیهوده نمی‌دانستند، بلکه معتقد بودند که عقل فقط نماینده جزئی از استعدادهای انسان است. بنابراین اغلب آنها برای درک تمامیت عالم به نگرش‌های زیباشناسانه و شهودی روی می‌آوردند و اعتقادشان این بود که بینش عقلی از درک هستی ناتوان است.
ژان ژاک روسو از مهمترین متفکرین رمانتیک می‌گوید: «در نهایت، عقل راهی را در پیش می‌گیرد که قلب حکم می‌کند».
هنرمند رمانتیک توده را دشمن می‌داند و چون از زندگی در اجتماع خویش گریزان است به دامان خیال‌ها و اندیشه‌های خویش پناه می‌برد و به دوران‌های باستانی و سده‌های میانه و روزگار کودکی و سرزمین آرزوها و تنهایی باز می‌گردد.
رمانتیسم فریاد خشم و اعتراض بر ضد بندگی انسان، کشاکش‌های سرمایه‌داری و برگرداندن به شهرهای کارگری و بر ضد صنعتگران سرمایه‌دار است.
بنیان رمانتیسم با ایده‌آلیسم (Idealism) نزدیکی دارد و هنرمند رمانتیک زندگی و اجتماع را زاییده اندیشه می‌داند و دگرگونی‌های توده را (بر خلاف واقع‌گرایان) وابسته به دگرگونی‌های اندیشه بشری می‌داند.
سردمداران رمانتیسیسم
موسیقی
ارنست هوفمان، بتهوون، شوپن، شوبرت، فلیکس مندلسون، روبرت شومان، فرانتس لیست، برامس، هکتور برلیوز، یوهان اشتراوس، آنتوان بروکنر، ریچارد واگنر، آنتوان بروکنر، و پیتر ایلیچ چایکوفسکی از برجسته‌ترین موسیقی‌دانان و آهنگ‌سازان رمانتیک محسوب می‌شوند.
ادبیات
فرانسه: ویکتور هوگو (بنیانگذار)، ژان ژاک روسو، شاتو بریان، استاندال.
انگلستان: ورد زورث، لرد بریان.
آلمان: گوته.
روسیه: پوشکین، گوگول.
از دیگر پیشوایان جنبش رمانتیک در ادبیات می‌توان به شیلر و لرمانتوف اشاره کرد.
نقاشی
در زمینهٔ هنرهای تجسمی، رمانتیسیسم با کنار نهادن خطوط خشک و مضمون‌های باستانی کلاسیسیسم، حرکتی نو در طرح و رنگ به‌وجود آورد. اوژن دولاکروا، کاسپار داوید فریدریش، تئودور ژریکو و گرو نمایندگان برجستهٔ این جنبش در نقاشی و داوید دانژه و باری در مجسمه‌سازی بودند.
اصول رمانتیسیسم
۱- اهمیت دادن به فردیت و احساس هنرمند .
۲- در این مکتب احساس به خاطر احساس و عاطفه به خاطر عاطفه اهمیت دارد .
۳- عدم تبعیت از قوانین ثابت و پیروی از امیال ذهنی .
۴- بر تر شمردن عواطف انسانی و مسائل معنوی. (رمانتی سیسم در نقاشی با عبارت برتری و غلبه احساس بر عقل توصیف می شود)
۵- استفاده از هنر به عنوان وسیله ای برای تحریک احساسات .
۶- نمایش فضاهای خیال انگیز و اسرار آمیز و حالت غیر عادی آشفته و گاه جنون آمیز انسان ها.
۷- نمایش هیجان طوفان و طبیعتی سر کش شیوه ای پر از حرکت و رنگ را می طلبد.
۸- آزادی؛ بدین معنی که هنرمند هر بخشی از زندگی را که خواست می تواند آزادانه به تصویر بکشد.
۹- رمانتیک‌ها با نوعی حالت عارفانه به زندگی می نگرند. (کشف و شهود)
۱۰- کوشش برای فرار از واقعیت که افراط رمانتیک‌ها در این اصل باعث پیدایش جنبش واقع‌گرایی شد.