جمعه، بهمن ۱۷، ۱۳۹۳

ریشه ضرب المثل گاوبندی چیست

هرگاه بین دو یا چند نفر در عمل و اقدامی مواضعه و تبانی شود عبارت گاوبندی مورد استشهاد و تمثیل قرار می گیرد . به قول علامه دهخدا :" با کسی گاوبندی داشتن ، یعنی : در منافعی نامشروع با هم شریک بودن یا آنکه با کسی گاوبندی کردن یعنی : با اودر عملی شریک شدن ."
کشاورزانی که در قرا و قصبات ایران به امر کشت و زرع اشتغال دارند دو دسته هستند :
دسته اول کشاورزان مقیم که در محل کار، صاحب خانه و زندگی هستند و همان جا کشاورزی می کنند که آنها را صاحب نسق می گویند .
دسته دوم کشاورزان غیرمقیم هستند که این دسته را در اصطلاح عمومی خوش نشین و در منطقه مازندران اکاره می گویند . خانه و زندگی خوش نشینها در روستاهای دیگر است ولی چون درمحل سکونت و زادگاهشان اراضی دایر و مزروع به قدر کفایت و احتیاج وجود ندارد اوایل بهار که فصل کشت و زرع است به روستاهای دوردست می رفتند و هرکدام قطعه زمینی از مالک قریه می گرفتند و مانند کشاورزان مقیم در زمین مورد اجاره گاوبندی و زراعت می کردند و پس از برداشت محصول و پرداخت بهره مالکانه به روستاهای خویش باز می گشتند .
عبارت گاوبندی در اصطلاح کشاورزی به معنی گاو نر ٬ گاو کاری برای شخم و زراعت است به این ترتیب که یک جفت گاو کاری را با نهادن یوغ در گردن به خیش می بندند و از آن برای شخم زدن و آماده کردن زمین برای زراعت استفاده می کردند .

تا چندی قبل که تراکتور و سایرآلات و ابزار موتوری وجود نداشت چون گاوکاری مورد استفاده قرار می گرفت لذا عبارت گاوبندی با امور کشت و زرع ترادف پیدا کرد و از آن به منظور کشاورزی و زراعت افاده معنی می شد .

اما معنی مجازی آن یعنی مواضعه و تبانی و شرکت در منافع نامشروع ، از آنجا سرچشمه گرفته است که مباشران و متصدیان وصول بهره مالکانه برای آنکه منافع بیشتری نصیبشان گردد با یک یا چند نفر از خوش نشینها در زراعت و گاوبندی شریک می شدند و منافع حاصله را با یکدیگر تنصیف و تقسیم می کردند.
منتها جان کلام اینجاست که در موقع برداشت بهره مالکانه که برمبنای مساحت اراضی تحت کشت تعیین و از کشاورزان وصول می شد جناب مباشر! مساحت زمینهای شراکتی را که با خوش نشینها گاوبندی کرده کمتر از میزان مقرر تقویم می کرد و یا اصولاً به حساب نمی آورد تا زیان و ضرری متوجه او و شریک گاوبندیش نشود .

علت اینکه مباشر یا کارپرداز با کشاورزان مقیم صاحب نسق گاوبندی نمی کرد ، یعنی شریک نمی شد ، و این کار با خوش نشینها و اکاره ها انجام می داد از این جهت بود که کشاورزان مقیم به اوضاع و احوال و مساحت زمینهای تحت کشت یکدیگر کاملاً آشنا بودند و احتمال می رفت که تبانی و گاوبندی مباشر با آنان به وسیله سایر کشاورزان مقیم فاش و برملا شود ولی خوش نشین و اکاره این شرایط را نداشت ، از جای دور آمده بود و میل داشت رضایت خاطر نماینده مالک ( مباشر ) را به هر نحوی جلب کند تا سالهای آینده نیز بتواند در آن منطقه کشاورزی و بهره برداری کند . به این جهت مباشر یا کارپرداز با اطمینان خاطر می توانست با او گاوبندی کند و منافع حاصله را بدون دغدغه و نگرانی بالا بکشد . استمرار در این عمل از طرف مباشر و خوش نشین موجب شد که از عبارت گاوبندی در افواه عمومی به معنی مواضعه و تباین و شرکت در منافع نامشروع استناد و تمثیل کنند.

چهارشنبه، بهمن ۱۵، ۱۳۹۳

تفکر خلاق چیست؟ (نگاه اجتماعی)

در آغاز، اجازه دهید اشتباه رایجی را که درباره مفهوم تفکر خلاق وجود دارد، رفع کنیم. تا کنون به ناروا، علم، فناوری، هنر و ادبیات، به عنوان تنها مجاری معتبر خلاقیت، شهرت پیدا کرده اند. برای بیشتر مردم، تفکر خلاق، تداعی گر اموری مانند کشف الکتریسیته یا واکسن فلج اطفال یا نوشتن یک رمان یا اختراع تلویزیون رنگی است. بی شک، همه این دستاوردها، شاهدی بر وجود تفکر خلاق است. هر گامی که برای تسخیر فضا برداشته شده است، نتیجه تفکر خلاق و پویایی آن است؛ ولی تفکر خلاق، به قلمرو خاصی اختصاص ندارد و منحصر به افراد فوق العاده باهوش نیست.

افراد یک خانواده کم درآمد، نقشه ای می ریزند تا بتوانند پسر خود را به دانشگاه معتبری بفرستند. برنامه ریزی آنها، ثمره یک تفکر خلاق است. خانواده ای، بدمنظره ترین زمین مخروبه خیابانشان را تبدیل به زیباترین فضای سبز آن ناحیه می کنند. اقدام آنها، نمایان گر اندیشه خلاق است. پیدا کردن راه هایی برای ساده تر کردن روش های دفتر اداری، فروش جنس به مشتری هایی که اصلاً در فکر خرید نیستند، واداشتن بچه ها را به مشغولیت های سازنده، ایجاد شرایطی برای افزایش علاقه کارمندان به کار و جلوگیری از وقوع یک جنجال «حتمی»، همه و همه نمونه هایی از فکر خلاق روزمره و علمی است. تفکر خلاق، یعنی یافتن راه های جدید و مؤثر، برای انجام دادن کارها. موفقیت های گوناگون - اعم از موفقیت در خانه، محل کار و اجتماع - به یافتن راه هایی برای انجام هر چه بهتر کارها .

سه‌شنبه، بهمن ۱۴، ۱۳۹۳

معماری‌ دوره غزنويان (۶)

معماری‌ ايران‌ در عهد ‌غزنويان را می‌توان‌ تا حدودی‌ ادامه‌ معماری‌ دوره‌ سامانيان‌ دانست‌ با اين‌ حال‌ معماری‌ روزگار غزنوی‌ دارای‌ ويژگی‌های‌ خاص‌ خود می‌باشد. در معماری اين‌ دوره‌ ايجاد نوعی‌ مجد و عظمت‌ و شكوه‌ به‌ چشم‌ می خورد و كاخ‌های سلاطين‌ غزنوی‌ و تزئينات‌ داخلی اين‌ ابنيه‌ عقيده‌ ايرانيان‌ در مورد قدرت‌ شاهان‌ را در طول‌ تاريخ‌ به‌ اثبات‌ می‌رساند. آثار باستانی‌ باقی‌ مانده‌ از اين‌ سلسله‌ نحوه‌ به‌ كارگيری‌ از مصالح‌ ساختمانی آن‌ روز را به‌ خوبی‌ نمايان‌ می‌سازد به‌ گونه‌ای‌ كه‌ ظاهرا آجر خشت‌ مهمترين‌ عنصر مورد استفاده‌ در ساختمان‌ها بوده‌ است‌. آجركاری‌های‌ اين‌ دوره‌ نيز هنر معماری‌ غزنوی‌ را آشكار ساخته‌ و تركيب‌بندی‌ ظريف‌ آجركاری ها حكايت‌ از مهارت‌ معماران‌ آن‌ عهد دارد. جدای از آجر خشت‌، از آجر پخته‌ نيز در پوشش‌ بدنه‌ ابنيه‌ استفاده‌ می شده‌ است‌ و آجر پخته‌ بيشتر در مواقعی به‌ كار می رفته‌ كه‌ ضرورت‌های استاتيك‌ به‌ كار بردن‌ آن‌ را ايجاب‌ می‌كرده‌ است‌.نمونه‌های‌ اين‌ نوع‌ معماری‌ در ستون‌ها، مناره‌ها و پی پاسنگ‌ها به‌ چشم‌ می‌خورد و بهترين‌ نمونه‌ آن‌مناره‌ برج‌ مسعود سوم‌ است‌. در اين‌ بنای باشكوه‌ آجركاری با نهايت‌ دقت‌ انجام‌ گرفته‌ و به‌ مختصات‌ خاص‌ معماری از جمله‌ رانش‌ برج‌ توجه‌ شده‌ است‌.

مطالب‌ مندرج‌ در منابع‌ تاريخی و ادبی‌ اين‌ دوره‌ نمايانگر آن‌ است‌ كه‌ دو پادشاه‌ بزرگ‌ سلسله‌ غزنويان‌ سلطان‌ محمود و مسعود فعاليت‌ زيادی‌ در احداث‌ كاخ‌ها و ابنيه‌ مختلف‌ داشته‌اند و در مدت‌ حدود ۴۰ سال‌ حكومت‌ اين‌ دو دهها كاخ‌ و مسجد و ساختمان‌ در قلمرو پادشاهی غزنوی‌ احداث‌ گرديد. كاخ‌های شاهان‌ اين‌ سلسله‌ بيشتر تقليدی‌ از قلعه‌های خلفای‌ عباسی بودند و بخصوص‌ نمای بيرونی اين‌ قصرها يادآور قلعه‌های‌ عصر خلافت‌ عباسيان‌ بود. باستان‌شناسان‌ و محققان‌ ديوارهای‌بلند و برج‌ و باروهای‌ محكم‌ با دروازه‌ای‌ مستحكم‌ و طرح‌ محوری كه‌ در تخت‌ گاه‌ سلطان‌ متمركز می‌شده‌ است‌ را از ويژگي‌های اين‌ كاخ‌ها دانسته‌اند. اين‌ قصرهای‌ باشكوه‌ معمولا در درون‌ باغهای‌ بزرگی‌ قرار داشته‌اند. از بناهای‌ مشهور دوره‌ غزنوی‌ می توان‌ به‌ كاخ‌ سلطان‌ مسعود اول‌، مقبره‌ سلطان‌ محمود غزنوی، مسجد جامع‌ عروس‌ آسمان‌ و مسجد لشكری‌ بازار اشاره‌ نمود.

مسجد عروس‌ آسمان‌ بزرگ‌ترين‌ مسجد جامع‌ دوره‌ غزنويان‌ بوده‌ است‌ كه‌ بنا به‌ گفته‌ عتبی‌ سلطان‌ محمود پس‌ از بازگشت‌ از جنگ‌ سومنات‌ آن‌ را در غزنه‌ بنا نهاد. اين‌ مسجد كه‌ در حال‌ حاضرتخريب‌ شده‌ و آثاری از آن‌ برجای‌ نمانده‌ است‌ مسجد بسيار بزرگ‌ و باشكوهی‌ بوده‌ كه‌ در زمان‌ رونق‌ با مسجد جامع‌ دمشق‌ پهلو می زده‌ است‌. بنابر اطلاعات‌ موجود سلطان‌ محمود در قسمت‌ فوقانی‌ اين‌ مسجد دارای‌ جايگاه‌ خاص‌ خود به‌ نام‌ بيست‌ مكعبی بوده‌ است‌ و در بيرون‌ اين‌ بيت‌ هم‌ مقصوره‌ای‌ احداث‌ شده‌ بود كه‌ سه‌ هزار مرد مسلح‌ را در خود جای می‌داده‌ است‌. مسجد لشكری بازار از ديگر ابنيه‌ باشكوه‌ اين‌ دوره‌ است‌ كه‌ از دو شبستان‌ طولی‌ و يك‌ رواق‌ تشكيل‌ می‌شده‌ است‌. ستون‌هايی‌ از آجر پخته‌ سقف‌ مسجد را پابرجا می ساخته‌ و در درون‌ فضای ميانی‌ مقابل‌ محراب‌ها چهار ستون‌ قرارداشته‌ كه‌ گنبد بزرگ‌ مسجد را حفاظت‌ می‌كرده‌اند. گنبدهای كوچكتری نيز با ستون‌های‌ محافظ شبستان‌ مسجد را می‌پوشانده‌ است‌.

بسياری‌ از آثار مربوط به‌ غزنويان‌ در طول‌ تاريخ‌ دستخوش‌ ويرانی گشته‌ است‌ و امروزه‌ جز چند بنای‌ كوچك‌ يادگاری از آن‌ دوره‌ نداريم‌. باستان‌شنان‌ كيفيت‌ سست‌ و ضعيف‌ مصالح‌ به‌ كار رفته‌ و آب‌ و هوای‌ متغير و يخبندانهای‌ شديد را از عوامل‌ اصلی‌ تخريب‌ اين‌ آثار دانسته‌اند. مهم‌ترين‌ ويژگی‌معماری‌ دوره‌ غزنوی‌ امتزاج‌ و اختلاط معماری‌ ايرانی‌ و هندی‌ است‌ چرا كه‌ سلطان‌ محمود در طی سفرهای‌ جنگی‌ خود به‌ هندوستان‌ بسياری از معماران‌ هندی‌ را به‌ ايران‌ آورد و آنان‌ نقش‌ مهمی در احداث‌ ابنيه‌ باشكوه‌ عهد غزنوی‌ ايفا نمودند. مسجد جامع‌ عروس‌ آسمان‌ از آثار مهمی‌ است‌ كه‌ بنايان‌ و معماران‌ هندی‌ در كنار معماران‌ ايرانی‌ هنر خود را در آن‌ به‌ كار بردند.

منابع‌:

۱- آربری‌، ا.ج‌: ميراث‌ ايران‌، ترجمه‌ احمد بيرشك‌، بهاءالدين‌ پازارگادو... ، تهران‌، بنگاه‌ ترجمه‌ ونشركتاب‌، ۱۳۴۶.
۲- پوپ‌، آرتور: معماری ايران‌،ترجمه‌ غلامحسين‌ صدری‌ افشار، تهران‌، فرهنگان‌، ۱۳۶۶.
۳- گدار، آندره‌: هنر ايران‌، ترجمه‌ بهروز حبيبی‌، تهران‌، دانشگاه‌ ملی‌، ۱۳۵۸.

یکشنبه، بهمن ۱۲، ۱۳۹۳

داستان اولین باغ وحش ایران

به هنگام سلطنت محمدشاه قاجار، میرزاحسین خان آجودانباشی مقدم ماموریت یافت تا به لندن عزیمت کند و پیرامون مسایل دخالت های وزیر مختار دولت انگلیس در امور ایران به مذاکره بپردازد. آجودانباشی ابتدا به وین سپس پاریس و بعد لندن رفت و سفرنامه ای جامع در رابطه با سفرهای خود تدوین کرد که بعدها به صورت کتابی انتشار یافت که در آن کتاب چگونگی رسوخ و رشد فرهنگ غربی در ۱۵۰ سال گذشته را به خوبی نشان می داد. این کتاب که در سال ۱۳۵۶ هـ..ش به چاپ رسید سه صفحه جالب توجهی در رابطه با ایجاد باغ وحش در پاریس داشت که در صفحات ۳۶۱ تا ۳۶۳ به آن اشاره کرده است که خواندنش خالی از لطف نیست:
«عمارات مرتبه به مرتبه بسیاری در گوشه و کنار باغ ساخته و هر آنچه طیور و حشرات الارض وجود داشت که به مرور از هر جنس آنها تعدادی زنده یا مرده، در آن عمارت نگاه داشته اند... بعضی ها را در یک قفس و یک خانه با وضعی به هم عادت داده اند که مطلقا اذیت قوی به ضعیف نمی رسد مثل شیر و میش، گرگ و بره، شاهین و صعوه یا مار و زاغ و...» «از جنس وحوش و طیور و سایر حیوانات بری و بحری، زنده باشد یا مرده، اقلا ۱۰ هزار در آن عمارت نگه داشته اند که بعضی از آنها در ایران معروف و مشهور نیست. از جمله ضرافه (زرافه) که رنگی شبیه به شتر دارد اما گردن و دست های پیشین اش دو برابر درازی دست و گردن شتر است و پاهای عقبش به غایت کوتاه بود مثل گاو و گاومیش.در هر دو پا ناخن دارد وقت راه رفتن مانند شتر راه می رود و مثل مناره ها سرش به آسمان است. در پاریس که زنده نگاه داشته اند، منحصر به یکی است. اما مرده اش خیلی است و...» این متون که برای اولین بار شاه و درباریان را با پدیده ای به نام باغ وحش آشنا کرد، بعد از مرگ محمدشاه و آغاز سلطنت ناصرالدین شاه باعث شد که او که شیفته الگوبرداری از غرب و تفریحات عجیب و غریب بود تصمیم بگیرد باغ وحشی برای خود ترتیب دهد و شخصا به تربیت و نگهداری انواع و اقسام حیوانات وحشی بپردازد.
متصدی مربوطه طی تلگرامی به قصد شاه اطلاع داد کار تلگراف تمام شده است و جوابی از ناصرالدین شاه دریافت کرد که: حال شیر خوب است؟ متصدی تلگراف جواب داد: به حمدالله حال حیوان ها خوب است. وقتی این تلگراف به حضور شاه رسید وی چنان برآشفت که متصدی تلگراف را به دشنام و ملامت گرفت و فریاد کشید: شیر حیوان نیست! حیوان کسی است که او را حیوان خطاب می کند!و در همان لحظه متصدی را از کار برکنار کرد.
به همین جهت بخشی از قصر دوشان تپه را که بر بالای تپه ای متروک و رو به کوهپایه های البرز بنا شده بود به باغ وحش اختصاص داد.
قصر دوشان تپه از یک ساختمان هشت گوش یک طبقه تشکیل شده بود و راه ورود به آن، جاده خاکی پرپیچ و خمی بود که داخلش شباهت زیادی به قصر سلطنت آباد داشت. به این دلیل ناصرالدین شاه، این منطقه را باغ وحش کرد چراکه زیستگاه انواع حیوانات وحشی بود و به این دلیل قصر را به گونه ای بنا نهاد که در زمانی که به شکار می رود در آنجا بیاساید و به همین جهت ناصرالدین شاه مقرر داشت تا از دروازه دوشان تپه (میدان شهدای فعلی) جاده ای به سمت مشرق احداث و در آنجا باغی ایجاد کنند. این باغ که سردرش با نقاشی های مختلفی از اشکال شیر، ببر، پلنگ و مناظری از شکارهای عصر ناصری تزیین شده بود در آن مجموعه ای از شیرهای بدون یال و تعدادی ببر مازندران نگهداری می شد که در روزهای تعطیل به ویژه سیزده بدرها جزو تفریحگاه های تهران نشین ها به حساب می آمد و جز در مواردی که شاه حضور داشت، بقیه اوقات مردم عادی به راحتی می توانستند در آن رفت و آمد کنند.
ناصرالدین شاه از هر فرصتی برای دیدار از دوشان تپه استفاده می کرد و نسبت به همه حیوانات، دلسوزی خاصی ابراز می کرد. ولی در میان همه حیوانات به شیرها علاقه بیشتری داشت و گواه این امر حادثه ای است که در سال ۱۲۵۷ هـ..ش رخ داد و تقریبا اکثر مورخان و سیاحان در آن زمان به این مورد اشاره کرده اند. مشروح ماجرا از این قرار است که در نخستین روزهای ماه محرم، یکی از شیرهای باغ وحش بچه ای زایید و چون شاه در شهر گرفتار برگزاری عزاداری در تکیه دولت بود، نتوانست از زائو دیدن کند! ناچار برای اینکه بتواند در جریان دقیق مزاجی شیر و بچه اش قرار گیرد، دستور داد چاپار ویژه ای بین تهران و باغ وحش دایر شود و هر نیم ساعت به نیم ساعت وی را از حال آنها باخبر کند.بچه شیر در ماه بهمن به دنیا آمد و در آن سال برف سنگینی سراسر تهران و حومه را پوشانیده بود و شاه که احساس می کرد با این وضع، رفت و آمد چاپارها با سرعت امکان پذیر نیست، مقرر داشت یک رشته سیم تلگراف به دوشان تپه کشیده و دفتر کوچکی درست مقابل قفس شیر دایر شود تا از این طریق دایم با باغ وحش در ارتباط باشد. همه کارها با سرعت انجام شد و به محض اینکه کار سیم کشی به پایان رسید متصدی مربوطه طی تلگرافی به قصر شاه اطلاع داد که کار دایر کردن ارتباط تلگرافی خیلی زودتر از آنچه که تصور می رفت، به پایان رسید.
این باغ که سردرش با نقاشی های مختلفی از اشکال شیر، ببر، پلنگ و مناظری از شکارهای عصر ناصری تزیین شده بود در آن مجموعه ای از شیرهای بدون یال و تعدادی ببر مازندران نگهداری می شد.
پس از سپری شدن ۱۰ روز اول محرم، ناصرالدین شاه فردای پایان مراسم به سرعت برق و باد همان شب به سمت دوشان تپه با اسب تاخت و وقتی شخصا از شیرها عیادت کرد با رضایت به تهران برگشت. دکتر فووریه، طبیب شاه نیز در مورد سایر حیوانات در این باغ نوشته است: «در باغ وحش یک میمون و چهار شیر نر و ماده از کوه های شیراز، سه ببر از مازندران و یک یوز و سه پلنگ از جاجرود و پنج خرس از دماوند وجود داشته اند

شنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۹۳

جنگ گاوگاملا دفاع مردانه ژنرال آریو برزن در برابر سپاه اسکندر (۱۷)

بر پايه يادداشتها روزانه "کاليستنسCallisthenes " مورخ رسم اسكندر، ۱۲ اوت سال ۳۳۰ پيش از ميلاد، نيروها اين فاتح مقدون در پيشروی به سو "پرسپوليس" پايتخت آن زمان ايران، در يك منطقه كوهستان صعب العبور (دربند پارس، تكاب در كهگيلويه) با يك هنگ ارتش ايران (۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ نفر) به فرمانده ژنرال «آريو برزن Ario Barzan » رو به رو و متوقف شدند و اين هنگ چندين روز مانع ادامه پيشرو ارتش دهها هزار نفر اسكندر شده بود كه مصر، بابل و شوش را قبلا تصرف و در سه جنگ، داريوش سوم را شكست و فرار داده بود. سرانجام اين هنگ با محاصره كوهها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پا درآمد و فرمانده دلير آن نيز برخاك افتاد. مورخ اسكندر نوشته است كه اگر چنين مقاومت در گاوگاملا Gaugamela (كردستان كنون عراق) در برابر ما صورت گرفته بود، شكست مان قطع بود. در "گاوگاملا" با خروج غير منتظره داريوش سوم از صحنه، واحدها ارتش ايران نيز كه درحال پيروز شدن بر ما بودند؛ در پ او دست به عقب نشينی زدند و ما پيروز شديم. داريوش سوم در جهت شمال شرقی ايران فرار كرده بود و « آريو برزن » در ارتفاعات جنوب ايران و در مسير پرسپوليس به ايستادگی ادامه می داد.
دلاور ها ژنرال آريو برزن، يك از فصول تحسين برانگيز تاريخ وطن ما را تشكيل می دهد و نمونه ای از جان گذشتگ ايران در راه ميهن را منعكس می كند.
آريو برزن و مردانش ۹۰ سال پس از ايستادگ لئونيداس در برابر ارتش خشايارشا در ترموپيل، كه آن هم در ماه اوت رو داد مقاومت خود را به همان گونه در برابر اسكندر آغاز كرده بودند. اما ميان مقاومت لئونيداس و آخرين ايستادگ «آريو برزن» در اين است؛ كه يونانيان در ترموپيل، در محل برزمين افتادن لئونيداس، يك پارك و بنا ياد بود ساخته و مجسمه او را برپا داشته و آخرين سخنانش را بر سنگ حك كرده اند تا از او سپاسگزار شده باشد، ول از «آريو برزن» ما جز چند سطر ترجمه از منابع ديگران اثر در دست نيست. چرا؟. اگر به فهرست درآمدها توريست يونان بنگريم خواهيم ديد كه بازديد از بنا ياد بود و گرفتن عكس در كنار مجسمه لئونيداس برا يونان هرسال ميليونها دلار درآمد گردشگری داشته است. همه گردشگران ترموپيل اين آخرين پيام لئونيداس را با خود به كشورهايشان می برند: ای رهگذر، به مردم لاكونی ( اسپارت ) بگو كه ما در اينجا به خون خفته ايم تا وفاداريمان را به قوانين ميهن ثابت كرده باشيم ( قانون اسپارت عقب نشينی سرباز را اجازه نمی داد). لئونيداس پادشاه اسپارتی ها بود كه در اوت سال ۴۸۰ پيش از ميلاد، دفاع از تنگه ترموپيل در برابر حمله ارتش ايران به خاك يونان را برعهده گرفته بود.

سه‌شنبه، بهمن ۰۷، ۱۳۹۳

درس هایی برای زندگی زیباتر

۱- گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
۲ - سعی کنیم بیشتر بخندیم.
۳- تلاش کنیم کمتر گله کنیم.
۴ - با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم.
۵ - گاهی هدیه‌هایی که گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم.
۶ - در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت کنیم.
۷- هر از گاهی نفس عمیق بکشیم.
۸- زیر دوش آواز بخوانیم.
۹- سعی کنیم با حداقل یک ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .
۱۰- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.
۱۱- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.
۱۲- برای انجام کارهایی که ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی کنیم!
۱۳- از تفکردرباره تناقضات لذت ببریم.
۱۴- برای کارهایمان برنامه‌ریزی کنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته کار مشکلی است!
۱۵- مجموعه‌ای از یک چیز (تمبر، برگ، سنگ، کتاب و... )برای خودمان جمع‌آوری کنیم.
۱۶- در یک روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.
۱۷- گاهی کمی پابرهنه راه برویم!.
۱۸- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.
۱۹- گاهی کمی پابرهنه راه برویم!.
۲۰- بدون آن که مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی کنیم.
۲۱- وقتی کارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یک بستنی بخریم و با لذت بخوریم.
۲۲- در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا کنیم.
۲۳- سعی کنیم فقط نشنویم، بلکه به طور فعال گوش کنیم.
۲۴- رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .
۲۵- وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس کنیم.
۲۶- زیر باران راه برویم.
۲۷- کمتر حرف بزنیم و بیشترگوش کنیم .
۲۸- قبل از آن که مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش کنیم و مراقب تغذیه خود باشیم .
۲۹- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.
۳۰- اگر توانستیم گاهی کنار رودخانه بنشینیم و در سکوت به صدای آب گوش کنیم.
۳۱- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.
۳۲- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نکنیم.
۳۳- گاهی از دیدن یک فیلم در کنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.
۳۴- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه کنیم.
۳۵- از هر آنچه که داریم خود و دیگران استفاده کنیم ممکن است فردا دیر باشد.

یکشنبه، بهمن ۰۵، ۱۳۹۳

آداب و سنت حمام های ایران


سابقاً در همه جای ايران حمام عمومی وجود داشت و اهالی محل اقلاً هفته ای يک بار به منظور نظافت به حمام می رفتند. با اين تفاوت که مردان قبل از طلوع آفتاب تا ساعت هشت صبح حمام می گرفتند و از آن ساعت تا ظهر و حتی چند ساعت بعد از ظهر حمام در اختيار زنان بود. امروز هم حمام عمومی در غالب نقاط ايران وجود دارد، منتها فرقش با حمامهای قديم اين است که در حمامهای قديم از خزينه استفاده می شد؛ ولی در حمامهای عمومی جديد دوشتهای متعدد جای خزينه را که به هيچ وجه منطبق با اصول بهداشتی نبود گرفته است. در حمامهای عمومی خزينه دار که امروزه در ايران کمتر وجود دارد سنن و آدابی را از قديم رعايت می کردند که بعضاً جنبه ضرب المثل پيدا کرده است.
يکی از آن آداب اين بود که هر کس وارد حمام می شد، برای اظهار ادب و تواضع نسبت به افراد بزرگتر که در صحن حمام نشسته، مشغول کيسه کشی و صابون زدن بودند، يک سطل يا طاس بزرگ آب گرم از خزينه حمام بر ميداشت و بر سر آن بزرگتر می ريخت. البته اين عمل به تعداد افراد بزرگ و قابل احترام که در صحن حمام نشسته بودند تکرار می شد. و تازه وارد وظيفه خود می دانست که بر سر يکايک آنان با رعايت تقدم و تأخر آب گرم بريزد. بسا اتفاق می افتاد که يک يا چند نفر از آن اشخاص مورد احترام در حال کيسه کشيدن و يا صابون زدن بودند و احتياجی نبود که آب گرم به سر و بدن آنها ريخته شود، مع ذالک اين عوامل مانع از ادای احترام نمی شد و کوچکترها به محض ورود به صحن حمام خود را موظف می دانستند که يک طاس آب گرم بر سر و بدن آنها بريزند و بدن وسيله عرض خلوص و ادب کنند.
از آداب ديگر در حمام عمومی خزينه دار قديم اين بود که اگر تازه وارد کسی از آشنايان و بستگان نزديک و بزرگتر از خود را در صحن حمام می ديد، فوراً به خدمتش می رفت و به منظور اظهار ادب و احترام او را مشت و مال می داد يا اينکه ليف صابون را به زور و اصرار از دستش می گرفت و پشتش را صابون می زد.
سنت ديگر اين بود که هر کس وارد خزينه حمام می شد به افرادی که شست و شو می کردند سلام می کرد و ضمناً در همان پله اول خزينه دو دست را زير آب کرده، کمی از آب خزينه بر می داشت و به يکايک افراد حاضر از آن آب حمام تعارف می کرد. برای تازه وارد مهم و مطرح نبود که افراد داخل خزينه از آشنايان هستند يا بيگانه، به همه از آب مفت و مجانی تعارف می کرد و مخصوصاً نسبت به افراد بيگانه بيشتر اظهار علاقه و محبت می کرد زيرا آشنا در هر حال آشناست، و دوست و آشنا احتياج به تعارف ندارند. در هر صورت اين رسم از قديمترين ايام يعنی از زمانی که حمام خزينه به جای آب چشمه و رودخانه در امر نظافت و پاکيزگی مورد استفاده قرار گرفت، معمول گرديد.
بی فايده نيست که اطلاعات زير درباره حمامهای قديم و آداب حمام رفتن، از نوشته شادروان علی جواهر کلام نقل شود:
«در عهد قاجاريه حمام رفتن در فصل زمستان کار دشواری بود و غالب مردم اواخر پاييز حمام می رفتند و تا شب عيد رنگ حمام را نمی ديدند. اين وضع منحصر به ايران نبود، فرنگيها هم تا پيش از جنگهای صليبی اصلاً اطلاعی از حمام نداشتند و همين که ايام جنگهای صليبی به شرق آمدند با حمام آشنا شدند. مع ذالک باز هم تا مدتی بعد از آن حمام نرفتن در فرنگستان مد بود و مشهور است که يکی از ملکه های فرانسه هميشه افتخار می کرد که پنجسال است به حمام نرفته است.
حمامهای قديم معمولاً چند متر از سطح کوچه و بازار پايينتر بود؛ چون اگر غير از اين می بود آب به خزانه سوار نميشد. سر در حمام شکل ديو و رستم و يا شيطان و مالک دوزخ را نقاشی می کردند و هنوز هم بنده فلسفه آن را نفهميده ام که نقش شيطان و ديو و رستم، با سر در حمام، چه مناسبت دارد. در هر صورت چندين پله پايين می رفتيم تا به سر بنه يا رختکن می رسيديم. "بينه" يک حياط سرپوشيده ای بود که وسط آن حوض بزرگی قرار داشت. اطراف بينه سکوهای بلندی ديده می شد که در آنجا رخت می کندند. استاد حمامی در کنار يکی از آن سکوها يا بالای يکي از سکوها می نشست و جعبه دخل را هم بغل دستش می گذاشت. از سقف بينه چراغ بزرگ گرد سوز و گاهی هم چهلچراغ تا بالای حوض آويخته بود. دور تا دور سکوهای رختکن تير می گذاشتند و به آن تيرها گويهای شيشه ای رنگارنگ می آويختند. يک تغار (کاسه بزرگ سفالين) محتوی آلو و آب آلو روی چهارپايه نزديک حوض بود و چندين کاسه کوچک با قاشقهای چوبی پهلوی تغار می گذاشتند. در ايام زمستان به جای آب آلو، لبو و آب لبو را با کمی سرکه توی تغار می ريختند. علاوه بر استاد حمامی يک نفر به نام "جامه دار" يک نفر به اسم "مشت و مالچی" و يک نفر هم به عنوان "پادو" در سر بينه حضور داشتند و تا مشتری وارد می شد، پادو کفش مشتری را زير سکو می گذاشت و يک لنگ خشک روی سکو پهن می کرد. مشتری که لخت می شد، پادو يک لنگ ديگر به او می داد. مشتری آن لنگ دوم را به کمر می بست. لباسهايش را توی آن لنگ اول می پيچيد و از سکو پايين می آمد. از دالان تاريکی می گذشت، و در صحن حمام را می گشود و توی حمام می رفت. در اينجا چند شاه نشين و چند ايوان و چند طاق نما و يک حوض کوچک آب سرد بود و کارگران داخل حمام عبارت بودند از چند دلاک و يک پادو، آبگير و دو سه پادو....»
اين نکته جالب هم ناگفته نماند که ايرانيان تا عصر قاجاريه توی خزانه حمام نمی رفتند، زيرا به گفته مورخ معاصر شادوران رحيم زاده صفوی همه حمامهای ايران، درهايش بسته بود و يک روزنه به نام آخور می ساختند که به خزانه متصل بود و از آنجا آب برداشته خود را می شستند. در آن زمان مردم توی خزانه نمی رفتند و درهای خزانه ها فقط قرن گذشته باز شد و موجب کثافت گرمابه ها گشت.

پنجشنبه، بهمن ۰۲، ۱۳۹۳

دیکتاتور کیست ؟


دیکتاتوری نوعی قدرت مداری است که برخی از ویژگی‌های زیر را داشته باشد:
۱- در کار نبودن هیچ قانون و یا سنتی که کردار فرمانروا (یا فرمانروایان) را محدود کند و یا آنکه فرمانروا با قدرت نامحدود خود آنها را زیر پا بگذارد.
۲- به دست آوردن قدرت دولت با شکستن قوانین پیشین.
۳- نبودن قاعده و قانونی برای جانشینی.
۴- به‌ کار بردن قدرت در جهت منافع گروه اندک.
۵- فرمان‌برداری مردم از قدرت دولت تنها به سبب ترس از آن.
۶- انحصار قدرت در دست یک نفر.
۷- به‌کار بردن ترور به‌عنوان وسیله اصلی کار بستِ قدرت.
برخی از این ویژگی‌ها همگانی‌ترند؛ چنانکه می‌توان صفات دیکتاتوری را در مطلق بودن قدرت، به‌ زور به ‌دست ‌آوردن آن و نبودن قواعدی منظم برای جانشینی خلاصه کرد.

چهارشنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۹۳

بز وحشی ایرانی

نام علمی : Capra hircus
نام انگلیسی:  Feral Goat  
نام فارسی: بز وحشی
 
 پراکندگی
در برخی از مناطق بلوچستان تعدادی از بزهای اهلی كه به عللی از گله جدا مانده و در طبيعت تكثير يافته‌اند. به صورت وحشی مشاهده می‌گردند. در سال ۱۳۸۴ كه به اتفاق گروهی از كارشناسان مشغول بررسی زيستگاه‌های خرس‌سياه در مناطق كوهستانی شهرستان نيك‌شهر و رشته‌كوه آب بند بوديم تعدادی بز اهلی كاملاً به صورت وحشی درآمده بودند بطوريكه به محض ديدن و يا استشمام بوی انسان به سرعت فرار می‌كردند. طبق اظهار محيط بانان و شكارچيان محلی شكار اين بزها به مراتب مشكل‌تر از كل و بزهای وحشی است. در اين بررسی حدود ۲۵ رأس از اين بزهای وحشی شده و بزغاله‌هايشان در مناطق كوهستانی بسيار صعب‌العبور مشاهده گرديد. افراد محلی تعداد آنها را حدود ۱۰۰ راس تخمين می‌زنند.
 

یکشنبه، دی ۲۸، ۱۳۹۳

پیروز نهاوندی ابولولو


سپاه اعراب پیروزمندانه از نبرد نهاوند باز می گشت سراسر میدان نبرد پر از خون ریخته شده ایرانیان بود پیرمردی همراه با عده دیگری از اسرا دست و پا در بند توسط اعراب به پشت جبهه حمل می شد اما در آن لحظه تازیان متوجه نشده بودند که پیرمرد یکی از فرماندهان سپاه ایران است.
وقتی پیرمرد کشته ها و اسیران خردسال ایرانی را دید گفت:عمرجگرم را به اتش کشید سوگندکه قلبش را در می آورم در این لحظه بود که جرقه های انتقام از فرمانده دشم در دلش دمیده شد.
این اولین بار نبود که او اسیر شده بود یک بار در نبرد با رومیان نیز به اسرات در آماده بود.به همین خاطر عده ای نیز معتقد بودند که او از زرتشت به مسیحیت گرویده است.
پیرمرد به بردگی مغيره بن شعبه گماشته شد مغيره بدلیل اینکه پیرمرد دستان قدرتمندی داشت آهنگری و نجاری بلد بود و هنر های بسیار داشت به او لقب ابولولو داد.در آن زمان عمر ورود ایرانیان را به مدینه ممنوع کرده بود اما با اسرار های فراوان مغیره و بدلیل اینکه هنرهای فراوانی را بلد بود با ورود عمر به مدینه موافقت کرد.

او بارها از ظلمهایی که توسط اربابش به او می شد به عمر شکایت برد اما جوابی نشنید وقتی که زنان و دختران ایرانی را در کوچه های شهر می دید که دسته دسته به کنیزی اعراب گرفته می شدند روحش در آتش می سوخت.
بعدها می گویند فیروز به بردگی عمر در آمد و تا آنجا که عمر روزی دو درهم به او می داد که مبلغ بسیار زیادی بود و تا آنجایی توانست اعتماد عمر را بدست آورد که اجازه می داد در پشت سر او و در کنار یاران پیامبر نماز بخواند.
روزی عمر از او پرسید می گویند تو بسیار هنرمند هستی می توانی برای من آسیاب بسازی؟
فیروز نهاوندی لحظه ای اندیشید ظاهرا فکری به ذهنش رسیده بود بعد از درنگ گفت:چنان آسیابی برایت بسازم که آوازه اش در غرب و شرق طنین انداز شود.
در اینجا دو نظریه وجود دارد که نظریه دوم به نظر درست تر می آید:

عده ای معتقد هستند که فیروز همزمان با ساخت آسیاب خنجر دوسری را ساخت و وقتی عمر برای دیدن آسیاب آمده بود با آن خنجر عمر را کشت و در هنگام فرار با دلاوری تمام شش تن از محافظان عمر را نیز هلاک کرد و شش نفر دیگرشان را زخمی کرد.
گروه دوم نیز معتقد هستند که فیروز در مسجد به عمر حمله کرد و با سه ضربه او را کشت سپس به سرعت از میان جمعیت عبور کرد و به هر کس که می خواست بر او شمشیر بکشد ضربتی وارد نمود.
عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت می نویسد:
توطئه قتل عمر که بعضی از ایرانیان ساکن مدینه در آن دست اندرکار بودند در ماه ذی الحجه بامداد سپیده دم عمر به نماز بامداد بیرون شد به مزیگت(گرگ و میش)و همه یاران پیامبر صف کشیده بودند و این فیروز نیز پیش صف اندر نشسته و کاردی حبشی داشت.دسته به میان اندر چنانکه تیغ هر دو روی بود.و راست و چپ بزند و اهل حبشه چنان دارند چون عمر پیش صف آید و فیروز شش ضرب زد از راست و چپ بر بازو و شکم و یک زخم از آن بزد زیر ناف از آن زخم شهید شد و فیروز بجست.

پیروز پس از گریختن از مدینه یازده سال در ایران بطور پنهانی زندگی کرد زن و فرزندانش را سپاهیان اعراب پیدا کردند و به بهانه انتقام جویی از عمر کشتند پس از سالها روز مکان وی نیز لو رفت و به محاصره در آمد و کشته شد عده ای نیز معتقد هستند وقتی خود را در محاصره اعراب دید خودکشی کرد و در آن لحظه بود که روحش به جمع همراهان و یارانش مانند رستم فرخزاد پیوست.
امروز در تاریخ ایران: (۲۳ آگوست ۶۵۱ میلادی) یکهزارو سیصد و شصتمین سالگرد شهادت پیروز نهاوندی (همدانی) بدست اعراب است.
تصاویری از آرامگاه پیروز نهاوندی در کاشان

 

پنجشنبه، دی ۲۵، ۱۳۹۳

باید مرد باشی‌

مرد بودن سخت ترین کار دنیاست، درست مثل بیدار شدن از خواب در صبح روز های پاییزی که یکی از سخت ترین کار های دنیاست!

مرد که باشی همه دنیا از تو انتظار دارند، انتظارات بجا و نابجا! اما تو مردی باید خورد شوی و شکسته شوی و تکه تکه شوی اما دم نزنی!

مرد که باشی دنیا و زمین و زمان برایت کوتاه میشوند، نیست میشوند، دیده نمیشوند!

مرد که باشی روزها را سپری میکنی و وقتی به خودت می آیی که موهایت سفید شده و به گذشته فکر میکنی!

مرد که باشی شبها برای فردایت برنامه ریزی میکنی، فکر میکنی، فکر میکنی، فکر میکنی!

مرد که باشی باید مسئول باشی، بزرگ باشی، بچه نشوی، باید پدر باشی، بچه بازی نکنی، باید تکیه گاه باشی
 
باید شانه برای همدمت باشی، باید با طوفان درونت کوه آرامش اطرافیانت باشی

مرد که باشی باید بخوری و دم نزنی، باید بریزی توی خودت، مچاله شوی، خرد شوی، تکه تکه شوی اما دم نزنی!

مرد بودن سخت ترین کار دنیاست، آشوب که باشی، طوفانی که باشی،
 
باید مثل گردباد همه چیز را درون خودت قورت دهی تا مبادا آرامش و آسایش اطرافیانت بهم بریزد!
 
مرد که باشی نباید از مسئولیت شانه خالی کن، باید استوار باشی، محکم باشی، پدر باشی!
 
مرد که باشی باید مصمم باشی، پر قدرت باشی، پر انرژی باشی و همیشه امیدوار!

آری مرد بودن سخت ترین کار دنیاست،
 
باید مرد باشی تا هم خودت باشی و هم چیزی که دیگران میخواهند،
 
باید مرد باشی تا بدانی مرد بودن درست مثل مادر بودن، سختترین کار دنیاست

سه‌شنبه، دی ۲۳، ۱۳۹۳

معماری ايران‌ در دوره آل بویه (۵)


معماری ايران‌ در دوران‌ اوليه‌ اسلامی دچار تحول‌ عمده‌ای‌ شد و پيشينه‌ فرهنگی و هنری‌ خود را با هنر اسلامی تلفيق‌ داد. در اين‌ عهد شيوه‌ معماری‌ و مهندسی اگرچه‌ هنوز نشانه‌هايی‌ از روزگار باستانی‌ خود را حفظ كرده‌ بود ولی‌ از عظمت‌ طلبی‌ و بلندی گرايی آن‌ عصر به‌ تواضع‌ و تسليم‌ روی‌ آورد كه‌ اين‌ امر در ساختمان‌های‌ اوليه‌ اسلامی‌ بخوبی مشهود است‌. دوره‌ حكومت‌ آل‌ بويه‌ را می‌توان‌ مقدمه‌ای‌ بر آغاز اين‌ سبك‌ معماری‌ دانست‌ كه‌ موجب‌ احداث‌ دهها مسجد در نقاط مختلف‌ تحت‌ حاكميت‌ اين‌ سلسله‌ گرديد. در اين‌ دوره‌ شيوه‌ نوينی از معماری‌ به‌ نام‌ معماری رازی پديد آمد كه‌ خصوصيات‌ معماری ايران‌ باستان‌ و اسلام‌ را در خود جاری‌ ساخت‌.

در معماری‌ رازی‌ فضا، سازه‌ و تزئين‌، كه‌ از اركان‌ اصلی معماری اسلامی می‌باشند محاسبه‌ و بررسی شده‌ است‌ كه‌ نقطه‌ عطفی‌ در تاريخ‌ معماری ايران‌ بعد از اسلام‌ به‌ شمار می‌رود. تا پيش‌ از ايجاد اين‌ سبك‌ ساختمانها اكثرا از آجر و سنگ‌ ساخته‌ می‌شدند و به‌ سبب‌ اينكه‌ آجر آن‌ روزگار بيشتر از نوع‌ مصالح‌ زبر بود و كاربرد سنگ‌ با ملاط از لحاظ به‌ كار بردن‌ تزئينات‌ مختلف‌ چندان‌ مرغوب‌نبود لذا سطوح‌ اكثرا با گچ‌ پوشيده‌ می‌شدند و از كيفيت‌ بالايی برخوردار نبودند. سبك‌ معماری رازی با بهره‌گيری از طرح‌ و فضاهای جديدتر و سازه‌های‌ قوی‌تر آثار هنری‌ در خور توجهی بوجود آورد كه‌ نمايانگر پيشرفت‌ معماران‌ اين‌ دوره‌ در چگونگی استفاده‌ از آجر و سنگ‌ بود. معماران‌ و مهندسان‌ مبدع‌ سبك‌ رازی‌ پس‌ از رواج‌ اين‌ شيوه‌ هنری به‌ ترميم‌ ابنيه‌ و ساختمان‌های بزرگ‌ قلمرو آل‌ بويه‌ پرداختند و در اولين‌ مرحله‌ خود مسجد جامع‌ قديمی‌ اصفهان‌ را كه‌ در قرن‌ دوم‌ هجری‌ قمری‌ احداث‌ شده‌ بود تعمير نمودند. مسجد جامع‌ اصفهان‌ مسجد بزرگی‌ بود با پوشش‌ چوبی‌ و حفاظها وستون‌های‌ آجری كه‌ تمام‌ ستون‌ها بالايه‌های‌ گچی پوشيده‌ شده‌ بود. معماران‌ دوره‌ آل‌ بويه‌ با بهره‌گيری‌ از سبك‌ معماری‌ رازی يك‌ حلقه‌ ستون‌ جديد در داخل‌ حياط مركزی مسجد بوجود آوردندو به‌ جای‌ پوشش‌ گچی‌ از نقوش‌ آجری استفاده‌ كردند. در دوران‌ آل‌ بويه‌ ستونها از سنگ‌ به‌ آجر تبديل‌ شد و از اين‌ زمان‌ به‌ بعد سبك‌ استفاده‌ از آجر پيش‌ بر متداول‌ گرديد. از آثار مهم‌ معماری اين‌ عهد سر در مسجد جرجير اصفهان‌ است‌ كه‌ دارای‌ تزئينات‌ آجر كاری‌ بسيار زيبايی‌ می باشد. ميل‌ قابوس‌ گنبد يكی ديگر از آثار مهم‌ اين‌ دوره‌ است‌ كه‌ از شاهكارهای تاريخ‌ معماری‌ ايران‌ در دوره‌ اسلامی از لحاظ نحوه‌ اجرای دقيق‌، محكم‌ و باشكوه‌ آن‌ به‌ شمار می‌رود. اين‌ ميل‌ دارای‌ يك‌ پلان‌ ستاره‌ای‌ شكل‌ است‌ كه‌ بر روی سكوئی‌ از پيش‌ ساخته‌ شده‌ قرار گرفته‌ و ديوارهای‌ آن‌ با يك‌ شيب‌ ملايم‌ به‌ سمت‌ داخل‌ اوج‌ می‌گيرد. در قسمت‌ بالای‌ اين‌ بنای‌ باشكوه‌ نقابی احداث‌ گشته‌ كه‌ بصورت‌ يك‌ سايبان‌ در نظر گرفته‌ شده‌ و گويای‌ تفكر معمارانه‌ و اجرای ماهرانه‌ اين‌ اثر در دوره‌ آل‌ بويه‌ است‌.(۱) از ديگر ويژگی‌های‌ معماری اين‌ دوره‌ ادغام‌ معماری‌ و مهندسی و تزئين‌ است‌ كه‌ با هم‌ ادغام‌ شده‌ و جلوه‌های زيبايی از هنر دوره‌ اسلامی‌ را بوجود آورده‌اند. در برخی از ساختمان‌های‌ عهد آل‌ بويه‌ اين‌ خصوصيت‌ به‌ خوبی بچشم‌ می خورد و نمايانگر علم‌ و تجربه‌ اجرايی‌ معماران‌ و سازندگان‌ اين‌ ابنيه‌ در زمينه‌ طراحی‌ فضا و تزئينات‌ داخلی است‌.

معماری‌ ايران‌ اسلامی‌ در دوره‌ آل‌ بويه‌ تجارب‌ مهمی‌ در اشكال‌ مختلف‌ ساختمان‌سازی‌ بدست‌ آورد و اين‌ يافته‌ها را به‌ دوره‌های‌ بعدی منتقل‌ نمود.

منابع‌:

۱- پيرنيا، كريم‌: شيوه‌های‌ معماری‌ ايران‌، تهران‌، مؤسسه‌ نشر هنر اسلامی، ۱۳۶۹.

۲- پوپ‌، آرتور: معماری‌ ايران‌، ترجمه‌ غلامحسين‌ صدری‌ افشار، تهران‌، فرهنگان‌، ۱۳۶۶.

۳ - كيانی، يوسف‌: تاريخ‌ هنر معماری ايران‌ در دوره‌ اسلامی‌، تهران‌، سمت‌، ۱۳۷۰.


۱- ميل‌ قابوس‌ يا گنبد قابوس‌ مقبره‌ قابوس‌ بن‌ وشمگير (۳۶۶ - ۴۰۳ ه. ق‌) حكمران‌ آل‌ زيار در گرگان‌ ونواحی اطراف‌ آن‌ بوده‌ و در سال‌ ۳۹۷ ه. ق‌ احداث‌ گشته‌ است‌. ارتفاع‌ اين‌ بنا ۶۱ متر است‌ و ۱۱ متر آن‌ در زيرزمين‌ قرار گرفته‌ است‌. گنبد قابوس‌ از آجر ساخته‌ شده‌ و قديمی‌ترين‌ بنا از لحاظ سبك‌ معماری دوران‌ اسلامی‌ به‌ شمار می رود. بعدها با الهام‌ از شيوه‌ معماری‌ اين‌ برج‌ حدود ۵۰ بنای‌ ديگر در مناطق‌ مختلف‌ ايران‌ احداث‌ شد كه‌ اكثر اين‌ بناها هنوز پابرجا می باشند و نمايانگر تأثير اين‌ گنبد عظيم‌ در معماری ساير ادوار تاريخی‌ ايران‌ است‌. دانشمندان‌ و محققان‌ گنبد قابوس‌ را از نظر آجركاری‌ در زمره‌ شاهكارهای ابنيه‌ آجری می‌دانند و شهر گنبد فعلی‌ در استان‌ گلستان‌ نام‌ خود را از اين‌ عمارت‌ باشكوه‌ گرفته‌ است‌.