سه‌شنبه، مهر ۲۸، ۱۳۹۴

زناشويی در ايران باستان


در كيش ايران باستان زناشويی به منظور زندگی خوش و خرم و اتحاد و اتفاق و ازدياد نفوس و تشكيل خانواده چنان بر پايه صحيح و محكم استوار بوده كه خود به خود ضامن بقا و دوام زندگی مشترك بود و مهر ومحبت را بين زن و شوهر برای هميشه برقرار می ساخت.زرتشت در گات ها يسنا پنجاه و سه بند به پسران و دخترانی كه می خواهند با هم پيمان ازدواج ببندند اندرز می دهد كه ای دختران شوی كننده و ای دامادان ،اينك بياموزم و آگاهتان كنم .با غيرت از برای زندگانی پاك منشی بجوشيد.هر يك از شما بايد در كردار نيك از ديگری پيشی جويد و از اين راه زندگانی خود را خوش و خرم سازد.در كيش زرتشتی از لحاظ نظم به كارهای دنيا و محكم ساختن يگانگی و جلوگيری از فساد اخلاقی ،در مورد زناشويی تاكيد زياد گرديده و اين كار به خوبی ستوده شده است.چنانكه در فرگرد چهارم بند چهل و هفت ونديداد اهورامزدا می گويد:"ای اسپيتمان زرتشت هر آينه ،من مرد زندار را بر مرد بی زن و مرد حانه دار را بر مرد بی خانمان ترجيح می دهم...
"باز در فقره چهل و چهار می گويد:"وظيفه هر شخصی است كه برادران همكيش خود را در كسب مال و داشتن همسر راهنمايی و مساعدت كند."در دين زرتشت كمك كردن برای ازدواج كسانی كه به سن بلوغ رسيده و به علت ناداری بی همسر مانده اند،از كارهای خوب و پرثواب شمرده می شود.
عقد و ازدواج
در دين زرتشت عقد و ازدواج به پنج گونه انجام می گيرد.

۱. ادشاه زنی-اين ازدوالج عبارت از اين است كه پسر و دختر برای نخستين بار با رضايت والدين خود با يكديگر ازدواج كنند.
۲. ايوك زنی (يگانه-منحصر به فرد)-يعني مردی بخواهد با يگانه دختر پدری ازدواج كند.چون دختر نميتواند دارايی خانه پدر را به خانواده ديگر منتقل كند،موظف است كه پس از ازدواج،نخستين پسر خود را به جای فرزند پدرش قرار داده دارايی را به او بسپارد تا از انقراض خانواده پدرش جلوگيری كند.چنين زنی را ايوك زنی می گويند.

۳. چاكر زنی-اين ازدواج در مورد زن يا مرد بيوه است كه بخواهد پس از در گذشت همسر اول همسر ديگر انتخاب كند.چون برابر كيش زرتشتی ،جفت اول در گيتی و عالم پس از مرگ همسر شخص است و مقام پادشاه را دارد،لذا همسر دوم در عالم ديگر،مقام چاكر را در برابر همسر اول خواهد داشت.همچنين وقتی كه مرد بخواهد برای دارا شدن فرزند با رضايت زن اول همسر ديگری اختيار كند.زن دوم نيز در مقابل زن اول مقام چاكر زنی را خواهد داشت،يعنی در خقيقت به منزله چاكر و خدمتكار است.
۴. خودسر زنی-اين ازدواج عبارت است از اينكه دختر و پسر بالغ پيش از رسيدن به بيست و يك سالگی بخواهند بدون رضايت پدر و مادر خود با يكديگر ازدواج كنند،در اين صورت موبد حق دارد صيغه عقد را جاری سازد ،ولي مادامی كه نارضايتی اوليای آنها باقی است،اين زن و شوهر از ارث محروم خواهند بود.

(دختر در شانزده سالگی و پسر در هجده سالگی ميتواند با رضايت اوليای خود ازدواج كند).
۵. ستر زنی-اگر زن و شوهری بچه دار نشوند و بچه ای را از سر راه برداشته يا از قوم و خيشان بی بضلعت گرفته به فرزندی قبول كنند،در مورد اين بچه وقتي كه بزرگ شد مانند ايوك زنی عمل ميشود،بدين طريق كه اولين پسر آن دختر خوانده،فرزند پدر خوانده محسوب مي شود و پس از فوت پدر خوانده ،صاحب دارايی و املاك خواهد شد.

موانع زناشويی
زناشويی در ميان خويشاوندان در موارد زير ممنوع است:

۱. نسبت به زن-نزديكتر از پسر عمو و پسر خاله و پسر دايی و همچنين پدر خوانده،برادر خوانده و پسر شوهر جايز نيست.
۲. نسبت به مرد-نزديكتر از دختر عمو و دختر عمه ودختر دايی و نيز مادر خوانده،و دختر خوانده را به زنی گرفتن جايز نيست.

۳. نسبت به زن و مرد-در مورد برادران يا خواهران رضاعی بطور كلی موانع مزبور جاری است.
در مورد مهريه-در كيش زرتشتی چون رهايی اختياری نيست ، به اين جهت برای زناشويی مهريه ای قيد نميشود.
امكان فسخ زناشويی يا رهايی
۱. يكی از طرفين ديوانه بوده يا اختلال حواس داشته باشد در صورتی كه طرف ديگر آگاه نبوده باشد،بنا به تقاضای طرفی كه سالم است ازدواج قابل فسخ است.
۲. هرگاه شوهر عنين بوده و مردی نداشته باشد زن ميتواند تقاضای طلاق كند.

۳. هر گاه ثابت شود زن مرتكب زنا شده،شوهر ميتواند او را رها سازد و اگر ثابت شود كه شوهر با زن ديگر زنا كرده است ،زن هم ميتواند تقاضای طلاق كند.
۴. هر گاه شوهر به مدت سه سال مخارج زندگی زن را ندهد،زن ميتواند تقاضای طلاق دهد.

۵. هر گاه زن از اذيت شوهر در خطر باشد ميتواند تقاضای رهايی كند.
۶. هر گاه زن ناشزه(زنی كه به شوهر خود تمكين نكرده،نا فرمانی كند)باشد و رفتارش باعث خطر گردد،شوهر ميتواند تقاضای طلاق كند.
۷. هر گاه شوهر زن ديگری داشته كه در موقع ازدواج پنهان كرده و يا زن شوهر ديگری داشته باشد ازدواج بعدی خود به خود باطل است.

۸. وقتی كه مرد يا زن ترك دين زرتشت كند طلاق جايز است.
گواه گيران مجلس عقد
در اين مجلس بزرگان و موبدان حاضر می شوند،موبد پس از شنيدن اقرار رضايت از عروس و داماد اندرزهای سودمند اخلاقی و دينی داده برايشان چنين دعا ميكند:
هر دو تن را شادمانی افزون باد.هميشه با فر و جلال باشيد ، به خوبی و خوشی زندگی كنيد،در ترقی و افزايش باشيد،به كردار نيك سزاوار باشيد،نيك پندار باشيد،در گفتار نيكو باشيد،در كردار نيكی به جای آوريد،از هر گونه بد انديشی دور بمانيد.هر گونه بكاهد،هر گونه بدكاری بسوزاد،راستی پايدار باد،جادويی سرنگون باد،در مزديسنی استوار باشيد،محبت داشته باشيد با كردار نيك مال تحصيل كنيد.
با بزرگان يك دل و يك زبان باشيد،با ياران فروتن و نرم خو و خوشبين باشيد،غيبت مكنيد،غضبناك نشويد،از براي شرم گناه نكنيد،حرص مبريد،از براي چيزی بيجا دردمند نشويد،حسد مبريد،كبر و مني نكنيد،هوی و هوس نپروريد،مال كسان را به نا حق مبريد،از زن و شوهر كسان پرهيز داريد از كوشش نيك خود برخوردار باشيد،با حرص انباز مشويد،با غيبت كننده همراه نباشيد،با بدنام پيوند نكنيد،با بيچارگان پيكار نكنيد،پيش پادشاهان سخن سنجيده گوييد،مانند پدر نامور باشيد،در هر صورت مادر را نيازاريد،و به واسطه راست گفتن كامياب و كامروا باشيد.
پس از آن عروس و داماد دست پيوند بهم داده دور آتش ميگردند و ساير تشريفات عروسی به طور معمول است انجام ميشود.

یکشنبه، مهر ۲۶، ۱۳۹۴

تربیت کودک


برای آموزش لفظ مناسب به کودک، کار خوب و بد را برایش مشخص کنید. به او بیاموزید ما کار خوب و کار بد داریم، نه بچه خوب و بچه بد! هدف از وضع قوانین، آموزش رفتارهای مناسب است نه تنبیه کودک. اگر چه به رفتار ناپسند او اعتراض می‌کنید ولی محبت خود را به او قطع نمی‌کنید.

۱) خـودت تـصـمـیم بگیر:

کودک و دوستش در اتاق مشغول بازی هستند. سر و صدای آنها باعث اذیت و آزار شماست، بهتر است بگویید: "بچه‌ها تصمیم بگیرید یا بی‌سر و صدا بازی کنید، یا از اتاق خارج شوید." اگر بعد از 5 دقیقه هنوز سر و صدا ادامه داشت، بگویید: "خوب می‌بینم تصمیم گرفتید که از اتاق بیرون بروید." این جمله، شما را از داشتن نقش منفی نجات می‌دهد، زیرا آنها می‌دانند این تصمیم آنها بوده که منجر به این نتیجه شده است. به این ترتیب کودک مسئول عمل خودش است.

۲) من تو را دوست دارم ولی این کار تو را نمی‌پسندم:

اگر می‌خواهید لفظی را به کودک بیاموزید، کار خوب و بد را برایش مشخص کنید. به او بیاموزید ما کار خوب و کار بد داریم، نه بچه خوب و بچه بد. هدف از وضع قوانین، آموزش رفتارهای مناسب است نه تنبیه کودک. اگر چه به رفتار ناپسند او اعتراض می‌کنید ولی محبت خود را به او قطع نمی‌کنید.

۳) از تو می‌خواهم مشکل مرا حل کنی:

اگر کودک کاری را انجام می‌دهد که باعث رنجش شماست، به او بگویید که دچار مشکل شده اید. مثلا ًبه او بگویید: "صدای بلند تلویزیون باعث می‌شود دچار سردرد شوم" و ازاو بخواهید در حل مشکل به شما کمک کند. در این صورت او که خود را دشمن شما نمی‌بیند خود را موظف می‌داند کاری انجام ندهد که برای شما مشکل آفرین باشد. اگر به رضایت خاطر شما اهمیت دهد، رفتار بد را خاتمه خواهد داد.

۴) احساس تو را درک می‌کنم:

وقتی کودک عصبانی است جملاتی را به کار می‌برد تا دیگران را متوجه احساس خود کند. مثلا ًمی گوید: "از تو متنفرم" یا "خیلی بدی". این تنها جملاتی است که همه ذهن او را پرکرده. شما می‌توانید به او کمک کنید تا جمله مناسب را به کار ببرد.

۵) آیا دوستت چیزی گفته که واقعیت ندارد و تو عصبانی شده ای؟:

افراد متفاوت، نـیازهای متفاوتی دارند. اغلب کودکان در اعتراض به والدین می‌گویند: "عدالت را رعایت کنید و منصف باشید" و این جملات زمانی مطرح می‌شوند که کودک می‌خواهد وسیله خاصی برایش تهیه شود؛ صرفاً به این دلیل که برای برادرش تهیه شده است. باید به کودکان بیاموزیم "انصاف و عدالت این است که هر فرد، هر چه را نیاز دارد تهیه کند. اگر شما به عینک نیاز‌داری و خواهرت به کفش، هر کدام وسایل مورد نیاز خود را خریداری خواهید کرد و این است اجرای عدالت. گمان نمی‌کنم زمانی که خواهر شما به عفونت گوش مبتلاست و آنتی بیوتیک مصرف می‌کند لازم باشد شما هم آنتی بیوتیک مصرف کنی"!

جمعه، مهر ۲۴، ۱۳۹۴

خشونت علیه زنان


خشونت علیه زنان آنقدر زشت است که قرآن بابت دستور به کتک زدن زنان، از درجه اعتبار ساقط می گردد./مگر می شود بدون نکوهش قرآن به خشونت علیه زنان اعتراض کرد؟

خشونت سیستماتیک و حمایت شده علیه زنان، تجاوز به حقوق انسانی آنها، نشات گرفت از قرآن است

مگر چقدر می شود چشم بر روی واقعیت بست ، تا چه اندازه می شود سر در برف فرو برد ؟!

خشونت سیستماتیک و حمایت شده علیه زنان، تجاوز به حقوق انسانی آنها، نشات گرفت از قرآن است،

فراموشمان نشود که قوانین مسخره ایران، بر اساس قرآن نوشته شده است.

آیه سی و چهار سوره النسا را ببیند:
الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا

ترجمه: مردان بايد بر زنان مسلط باشند چرا كه خداوند بعضى از انسانها را بر بعضى ديگر برترى بخشيده است، و نيز از آن روى كه مردان از اموال خويش [براى زنان‏] خرج مى‏كنند، زنان شايسته آنانند كه مطيع و به حفظ الهى در نهان خويشتندار هستند، و زنانى كه از نافرمانيشان نگرانيد، بايد نصيحتشان كنيد و [سپس‏] در خوابگاهها از آنان دورى كنيد [و سپس اگر لازم افتاد] آنان را کتک بزنید آنگاه اگر از شما اطاعت كردند، ديگر بهانه جويى [و زياده‏روى‏] نكنيد، خداوند بلندمرتبه بزرگوار است‏

در کشورهای پیشرفته ، اگر انسانی یک حیوان را مورد آزار قرار دهد(مثل کتک زدن)، انجمن های حمایت از حیوانات از او شکایت می کنند، قانون وجود دارد و فرد خاطی با مجازات زندان روبرو خواهد شد، چگونه است که قرآن به صراحت و بی شرمی تمام، دستور به کتک زدن زنان می دهد؟

موردی دیگر، قرآن به صراحت اجازه تجاوز به زنان را می دهد:

تجاوز شوهر به زن یک نمونه است، در قرآن به صراحت گفته شده که زنان کشتزار شما هستند و هرگونه که می خواهید از آنها کامجویی کنید. در اینجا هیچ حرفی از اینکه باید زن نیز به این رابطه و این کامجویی رضا باشد، زده نشده است.

سوره بقره آیه ۲۲۳ : نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّكُم مُّلاَقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ.

ترجمه : زنانتان کشتزار شما هستند. هرجا که خواهید به کشتزار خود درآیید. و برای خویش از پیش چیزی فرستید و از خدا بترسید و بدانید که به نزد او خواهید شد. و مومنات را بشارت ده.

در یک جامعه عاقلانه و منصفانه، اینکه یک مرد با زنی پیوند زناشویی دارد، دلیل نمی شود که هر موقع خواست و به هر شکلی با آن زن رابطه جنسی برقرار کند و این رابطه در صورتی که زن راضی نباشد، عمل تجاوز محسوب می شود و مرد با مجازات زندان طولانی مدت محکوم می شود. به دیگر عبارت ، پیوند زناشویی به معنای مالکیت مرد بر زن نیست که مرد هر کاری ، هر موقعی که خواست انجام دهد.این تجاوز آشکار است.

خشونت علیه زنان محکوم است، و این عمل آنقدر زشت است که قرآن بابت دستور به کتک زدن زنان، از درجه اعتبار ساقط می گردد.

دوشنبه، مهر ۲۰، ۱۳۹۴

افتتاح سد دز توسط محمد رضا شاه پهلوی، اندیمشک


سد دز یک سد بتُنی برق‌آبی است که در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی بر روی رودخانه دز توسط یک کنسرسیوم ایتالیایی در ۲۳ کیلومتری شمال شرقی شهرستان اندیمشک واقع شده‌است, احداث شد. این سد ۱۲۵۰۰۰ هکتار از اراضی پایین دست را آبیاری می‌کند و نقش مهمی در کنترل سیلاب‌های بالادستش دارد. نیروگاه این سد دارای قدرت نصب ۶۳۰ مگاوات می‌باشد.

احداث سد عظیم دز، در سال ۱۳۳۶ خورشیدی توسط ایتالیایی‌ها در کوه‌های زاگرس آغاز و در سال ۱۳۴۱ خورشیدی پایان یافت. این سد بتونی در ۲۳ کیلومتری شمال شرق اندیمشک واقع شده‌است. دریاچهٔ این سد ۶۵ کیلومترمربع مساحت داشته و گنجایش نهایی آن ۳٫۳ میلیارد مترمکعب می‌باشد.[۱] بر روی رودخانه دز. این سد با ارتفاع ۲۰۳ متر در زمان ساخت خود به عنوان یکی از مرتفع‌ترین سدهای جهان (ششمین سد جهان در آن زمان) شناخته می‌شد و در حال حاضر نیز پنجاهمین سد بلند دنیا در بین سدهای ساخته شده و در دست ساخت می‌باشد.

چهارشنبه، مهر ۱۵، ۱۳۹۴

حکایت تنبل خونه شاه عباسی


ریشه یابی عبارت تنبل خونه شاه عباسی

هنگامی که کسی زیاد تنبلی کند و یا کج و معوج بنشیند و یا لم بدهد، به او می گویند: مگه تنبلخونه شاه عباسه؟

امروز به ریشه یابی این مثل عامیانه می پردازیم.

شاه عباس کبیریک روز گفت: خدا را شکر! همه اصناف در مملکت ایران به نوایی رسیده اند و هیچ کس نیست که بدون درآمد باشد.

سپس خطاب به مشاوران خود گفت: همین طور است؟ همه سخن شاه را تایید کردند.از نمایندگان اصناف پرسید، آن ها هم بر حرف شاه صحه گذاشتند و از تلاش های شاه در آبادانی مملکت تعریف کردند.اما وزیر عرض کرد: قربانتان بشوم، فقط تنبل ها هستند که سرشان بی کلاه مانده.

شاه بلافاصله دستورداد تا تنبلخانه ای در اصفهان تاسیس شود و به امور تنبلها بپردازد. بودجه ای نیز به این کار اختصاص داده شد.کلنگ تنبل خانه بر زمین زده شد و تنبل خانه مجللی و باشکوهی تاسیس شد.

تنبل ها از سرتاسر مملکت را در آن جای گرفتند و زندگیشان از بودجه دولتی تامین شد.

تعرفه بودجه تنبل خانه روز به روز بیشتر می شد، شاه گفت: این همه پول برای تنبل خانه؟ عرض کردند: بله. تعداد تنبلها زیاد شده و هر روز هم بیشتر از دیروز می شود!شاه به صورت سرزده و با لباس مبدل به صورت ناشناس از تنبلخانه بازدید کرد. دید تنبلها از در و دیوار بالا می روند و جای سوزن انداختن نیست.

شاه خودش را معرفی کرد. هرچه گفتند: شاه آمده، فایده ای نداشت، آن قدر شلوغ بود که شاه هم نمی توانست داخل بشود. شاه دریافت که بسیاری از این ها تنبل نیستند و خود را تنبل جا زده اند تا مواجب بگیرند.شاه به کاخ خود رفت و مساله را به شور گذاشت.

مشاوران هریک طرحی ارائه دادند تا تنبل ها را از غیر تنبل ها تشخیص بدهند ولی هیچ یکی از این طرح ها عملی نبود.سرانجام دلقک شاه گفت: برای تشخیص تنبل های حقیقی از تنبل نماها همه را به حمامی ببرند و منافذ حمام را ببندند و آتش حمام را به تدریج تند کنند، تنبل نماها تاب حرارت را نمی آورند و از حمام بیرون می روند و تنبلهای حقیقی در حمام می مانند.شاه این تدبیر را پسندید و آن را به اجرا درآورد. تنبل نماها یک به یک از حمام فرار کردند.

فقط دو نفر باقی ماندند که روی سنگ های سوزان کف حمام خوابیده بودند. یکی ناله می کرد و می گفت: آخ سوختم، آخ سوختم. دیگری حال ناله و فریاد هم نداشت گاهی با صدای ضعیف می گفت: بگو رفیقم هم سوخت!

یکشنبه، مهر ۱۲، ۱۳۹۴

تعریف آنارشیسم چیست ؟


آنارشیسم در زبان سیاسی به معنای نظامی اجتماعی و سیاسی بدون دولت، یا به طور کلی جامعه‌ای فاقد هرگونه ساختار طبقاتی یا حکومتی است. آنارشیسم برخلاف باور عمومی، خواهان «هرج و مرج» و جامعه «بدون نظم» نیست، بلکه همکاری داوطلبانه را درست می‌داند که بهترین شکل آن ایجاد گروه‌های خودمختار است. طبق این عقیده، نظام اقتصادی نیز در جامعه‌ای آزاد و بدون اجباریک قدرت سازمان‌ یافته بهتر خواهد شد و گروه‌های داوطلب می‌توانند بهتر از دولت‌های کنونی از پس وظایف آن برآیند. آنارشیست‌ها به طور کلی با حاکمیت هرگونه دولت مخالفند و دموکراسی را نیز استبداد اکثریت می‌دانند (که معایبش کمتر از استبداد سلطنتی است). آنارشیسم خود زیرنحله‌های پرشماری می‌دارد که جز در یکی دو اصل بنیادین شباهت چندانی با هم ندارند. این خود تا حدی خواسته از ماهیت آنارشیسم است که وجود خویشتن را در نفی و مخالفت می‌جوید. ماهیت آزاد و غیرمتمرکز آنارشیست‌ها در سازمان‌ نیافتگی نسبی تشکیلات ایشان پیداست. ایشان ضمن التزام به اصول بنیادین آنارشیسم در تفسیر این اصول و به فعلیت درآوردن آنها اختلاف‌های اساسی دارند . مهم‌ترین این اصل‌های بنیادین چنانکه پیشتر گفته شد نفی حکومت است وعصارهٔ تفکر آنارشیستی تأکید بر آزادی فرد دارد . این تأکید منجر به تقبیح و مخالفت با هر گونه اقتدار بیرونی (خاصه حکومت) که مانعی در رشد و تعالی آزاد فرد تلقی می‌شود، می‌گردد.

تفکرات
آنارشی مشتق از واژهٔ یونانی anarkos به معنای «بدون رئیس» و Anarchia به معنای «عدم حکومت» است. از اندیشمندان برجستهٔ آنارشیست می‌توان از ویلیام گادوین ، ماکس اشتیرنر، لئو تولستوی، پیر ژوزف پرودون، میخائیل باکونین، پطر کروپوتکین، الیزه رکلوز، ماری بوخین ، اما گلدمن ، نوام چامسکی ، و اخیراً متفکران آزادی‌طلب و محافظه‌کاری با گرایش آنارشیستی مانند هانس هرمان هوپ و موری روثبارد نام برد.
آنارشیست‌ها در فلسفه «بگذار انجام دهند» (Laissez faire) با هم اشتراک نظر دارند اما در تئوری به دسته‌های آنارشیسم تحول‌خواه، آنارشیسم کمونیست، و آنارشیسم اندیویدوالیست تقسیم می‌شوند.

برای مثال پرودون یک آنارشیست اندیویدوالیست بود و آنارشیسم به شکل یک جنبش اجتماعی با کتاب «مالکیت چیست» او آغاز شد. پرودون با مالکیت مخالف نیست بلکه نحوه اکتساب و بهره‌ برداری از آن را نیازمند اصلاح می‌داند. آنارشیسم از نظر روش‌های اجرایی به دو دسته آنارشیسم انقلابی و آنارشیسم مسالمت‌جو تقسیم می‌شود. آنارشیست‌های رادیکال (انقلابی) طرفدار ترور، اعتصاب و برانداختن ناگهانی تشکیلات دولت هستند. در سده ۱۹ آنها سیاستمدارن و پادشاهان بسیاری را ترور کردند. آنارشیست‌های مسالمتجو مانند لئو تولستوی، طرفدار عدم خشونت هستند.

آنارشیسم نوین
صورت بندی مدرن نظریهٔ آنارشیسم با اثر ویلیام گادوین در سال ۱۷۹۳با نام تفحصی پیرامون عدالت سیاسی و تأثیرش بر شادمانی و فضیلت عام آغاز شد. بسیاری چون پرودون باکونین، اشتیرنر، تاکر، تولستوی و کروپوتکین دنبالهٔ کار وی را گرفتند.
نظریه‌پردازان آنارشیسم معمولاً پیرو یکی از چهار شاخهٔ زیرند:

آنارشیسم کمونیست

آنارشیسم سندیکالیست (سندیکاگرا)

آنارشیسم اندیویدوالیست (فردگرا)

آنارشیسم دینی
آنارشیسم کمونیست
پطر کروپوتکین از شخصیت‌های محوری این نحله و واضع اصطلاح «کمونیسم آنارشیست» است. از نظر پیروان این نحله انسان موجودی به‌ ذات اجتماعی ‌است و سود اجتماع در ذات خود در تقابل با سود فرد نیست بلکه مکمل آن است. همنوایی میان انسان و اجتماع در سایهٔ نفی نهادهای اجتماعی اقتدارگر خاصّه دولت ممکن است.
آنارشیسم سندیکاگرا
آنارشیسم سندیکاگرا رستگاری را در نزاع اقتصادی و نه نزاع سیاسی طبقهٔ کارگر می‌جوید. پیروان آن با تشکیل اتحادیهٔ کارگری و سندیکاها قصد نزاع با ساختار قدرت را دارند واز نظر ایشان , سرانجام با یک انقلاب ,بنیادهای حکومت فعلی فرو می‌ریزد و نظم اقتصادی نوِ را دراجتماع بر پایهٔ سندیکاها تشکیل می دهد . اکنون در برخی از کشورهای اروپایی و آمریکای جنوبی به شکل جنبش وسیع توده‌ای درآمده است.

آنارشیسم فردگرا
بنیاد نظری آنارشیسم فردگرا را در آثار ماکس اشتیرنر آلمانی و بنجامین تاکر آمریکایی می توان پیدا کرد. اشتیرنر در کتاب شخص ,عقایدش را تشریح کرده‌است. به اعتقاد وی انسان حق دارد هر آنچه می‌خواهد انجام دهد و هر چه آزادی وی را سلب کند نابود باید گردد. اشتیرنر نه تنها با قانون و مالکیت خصوصی سر مخالفت می‌دارد بلکه با مفاهیم خدا و کشور و خانواده و عشق هم بنای ناسازگاری می‌گذارد.
نظریات تاکر را با نام آنارشیسم فلسفی نیز می‌شناسند و آن را سهم آمریکاییان در تاریخ نظریهٔ آنارشیسم قلمداد می‌کنند. معمولاً میان آنارشیسم فلسفی یا آنارشیسم فردگرا و آنارشیسم کمونیست یا توده‌گرایی تقابل می‌افکنند. از جمله تفاوت‌هایی که بیان می‌دارند تشویق به خشونت در دومی بر خلاف اولی‌ است. این تقابل‌افکنی مخالفانی هم می‌دارد. تاکر در نظریه ‌پردازی‌های خویش در کتاب دارایی چیست؟ از پرودون اثر پذیرفت. او با هرگونه اعمال قدرت از سوی دولت مخالف بود و آن را غیراخلاقی می‌دانست. تاکر و پیروانش با چهار انحصار اصلی‌ای که آبشخورشان وجود دولت می‌بود به مخالفت پرداختند: زمین، پول، دادوستد و حقوق پدیدآورندگان. نابودی این انحصارات را مایهٔ از میان رفتن فقر می‌دانستند. با قدرت‌گرفتن سندیکاها و سایر پیکره‌های اجتماعی در ایالات متحده آنارشیسم فردگرا افول کرد.
آنارشیسم دینی
تولستوی نظریه پرداز آنارشیسم دینی شناخته می‌شود گاه حساب آنارشیسم دینی را از دیگر زیرنحله‌های آنارشیسم جدا می‌کنند. آنارشيست بر مبنای تعقل ذاتی نيز برون مايه اي از همين تغييريات است.
آنارشیسم در قیاس با دیگر نحله‌های سیاسی
آنارشیسم در اصول و یا نسخه‌پیچی‌ها با دیگر نحله‌های سیاسی نظیر لیبرالیسم و سوسیالیسم شباهت‌هایی می‌دارد.
آنارشیسم و لیبرالیسم
در آنارشیسم همچو لیبرالیسم بر آزادی (فردی و سیاسی)، شادمانی و کامیابی فرد تأکید می‌رود. در لیبرالیسم کلید نیل به مقصود, دخالت حداقلی دولت در امور مردمان است , دخالت دولتها باید تنها از روی ضرورت باشد و غرض از آن جلوگیری از اخلال در سیر طبیعی و رفتار«دست نامرئی»‌ است. اما در آنارشیسم حکومت به‌ یک‌ بارگی نفی می‌شود و همین دخالت کمینه هم بر تافته نمی‌شود.
آنارشیسم و سوسیالیسم
رابطهٔ آنارشیسم و سوسیالیسم غامض‌ تر از آنارشیسم و لیبرالیسم است تا آنجا که برخی نویسندگان منکر خویشاوندی میان این دو نحله شده‌اند. این امر برخاسته از آن است که در نگاه نخست در سوسیالیسم تکیه بر حقوق اجتماع در مقابل فرد است در حالی که در آنارشیسم سخن از حقوق فرد در مقابل اجتماع است. با این حال در نهایت به نظر می‌آید که نسخه ‌پیچی‌های آنارشیست‌ها (خصوصاً نوع کمونیست) کم شباهت با نسخه‌ پیچی‌های سوسیالیست‌ها نیست. آنارشیست‌ها چون سوسیالیست‌ها با مالکیت شخصی مخالف‌اند. هر دو برای ساختن جامعه‌ای می‌کوشند که در آن هر کس در حد توانایی‌های خویش در خوشبختی اجتماع بکوشد و تا آنجا که نیاز دارد از خدمات اجتماع بهره‌مند شود.

جمعه، مهر ۱۰، ۱۳۹۴

خصلتهای جالب ایرانیان باستان از زبان هرودوت یونانی


هرودوت (۴۹۰-۴۲۵ پیش از میلاد) بزرگترین تاریخ نگار جهان باستان است که او را پدر تاریخ نیز دانسته اند. هر چند در نگارش نبرد های ایران و یونان از هم زبانان یونانی خود پشتیبانی میکند، بخش مهمی از تاریخ باشکوه ایران باستان از نوشته های او یا به کمک آن ها شناخته شده است. شناخت کنونی ما از ملت های کهن دیگری مانند بابلی ها، مصری ها، فینیقی ها، نیز تا اندازه ی زیادی از نوشته های او به دست آمده است. به نظر می رسد او نخستین کسی باشد که واژه ی هیستوری (History) را به معنای تاریخ به کار برده است.

او درباره خصلت های پدران ایرانی مان می نویسد:

ایرانیان دروغ را بزرگ ترین گناه می دانند، و وام داری را ننگ می شمارند، و می گویند وام داری از این رو بد و ناپسند است که کسی که بدهکار باشد مجبور می شود که دروغ بگوید؛ از این رو همواره از ننگِ بدهکار شدن می پرهیزند.

هرودوت مینویسد که ایرانیان معبد نمی سازند، برای خدا پیکره و مجسمه نمی سازند. آنها خدای آسمان را عبادت می کنند و میترا و اَناهیتا و همچنین زمین و آب و آتش را میستایند.

ایرانیان به همسایگان احترام بسیار می گذارند، هرچه همسایه نزدیک تر باشد بیشتر مورد توجه است و همسایگان دور و دورتر در مراتب پائین تری از احترام متقابل قرار دارند.

ایرانیان هیچگاه در حضور دیگران آب دهان نمی اندارند و این کار را بی ادبی به دیگران تلقی می کنند؛ آنها هیچ گاه در حضور دیگران پیشاب نمی کنند و این عمل نزد آنها از منهیات مؤکد است. آنها هیچ گاه در آبِ رودخانه پیشاب نمیکنند و جسم ناپاک در آب جاری نمی اندازند؛ و این ها را از آن رو که سبب آلوده شدن آب جاری میشود گناه می شمارند.

در میگساری تعادل را مراعات میکنند و هیچگاه چنان زیاده روی نمی کنند که مجبور شوند استفراغ کنند یا عقلشان را از دست بدهند.

ایرانیان روز تولدشان را بسیار بزرگ می شمارند و در آن روز مهمانی و جشن برپا میکنند و سفره های گوناگون میکشند، گاو و گوسفند سر می برند و گوشت آنها را در میان دیگران بخش می کنند. (خیرات و صدقه میدهند)

دوشنبه، مهر ۰۶، ۱۳۹۴

۱۰ اشتباه زوجهای جوان

بعضی از همسران جوان آن چنان سرگرم جشن ازدواج می‌شوند كه نمی‌دانند درگیر چه مسایلی شده‌اند. شما متاهل شده‌اید.


۱ - فکر نکردن به فردای ازدواج :
بعضی وقت ها آنقدر سرگرم جشن ازدواج می‌شوید كه نمی‌دانید چیزهای مهم تری را رها کرده اید. چیزهایی مثل توجه کردن به همدیگر، تلاش برای شناخت بیشتر یکدیگر، پایه گذاری روابط خانوادگی، تنظیم مالی زندگی و...

۲ - تلاش برای عوض کردن خلقیات همسر :
بارها گفته ایم که نباید پا به ازدواجی بگذارید که هدفتان از آن، تغییر دادن اخلاق، عقاید یا روابط خانوادگی همسرتان باشد. طرف مقابل را همین طور که هست بپذیرید. آیا شما حاضرید به خاطر سلیقه طرف مقابل خود را عوض کنید؟ پس این حق را برای او هم قائل شوید.

۳ - رابطه بد با خانواده همسر :
اگر تا این لحظه به رابطه شما لطمه وارد شده، دست به هر كاری بزنید تا رابطه خود با خانواده همسرتان را بهبود ببخشید. اولین نفری باشید كه صلح را برقرار می‌كند، زیرا هنگام دعوای شما با خانواده همسرتان، تنها كسی كه آزرده خاطر می‌شود، همسرتان است كه احساس می‌كند بین شما گیر افتاده است.

۴ - مشاجره به‌ جای گفتگو :
پرخاشگری و فریاد زدن و جیغ كشیدن در حل مشكل یا اختلاف نظرها به شما و همسرتان كمكی نمی‌كند. گفتگوی آرام و منطقی شما را به پیش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانید خودتان را كنترل كنید، زندگی تان را به مخاطره می‌اندازید. پس هر كاری را كه شامل این موارد است از استراحت در میانه بحث تا طلب كمك به وسیله روش‌های درمانی انجام دهید.

۵ - کوتاه بودن افق دید :
هیچ‌كس دوست ندارد درباره مسایل سنگینی مثل كنترل مسایل مالی، راه‌های ممكن در صورت بچه‌دار نشدن، نحوه آمادگی برای اتفاقات پیش‌بینی نشده‌ای مثل مرگ، بحث كند. با این حال اكنون كه متاهل شده‌اید، چاره‌ای جز صحبت درباره این موضوعات ندارید. ازدواج شما به این مسایل وابسته است. عاقل باشید و در مورد تمامی این مسایل با همسر خود صحبت كنید. در صورت لزوم با دیگران مشاوره داشته باشید اما این مسایل را نادیده نگیرید. زندگی، تنها تفریح و مهمانی و خوشی نیست. درخود توانایی پذیرش مشكلات بزرگ‌تر را داشته باشید.

۶ - دعواهای بیهوده :
هر فرد متاهلی با همسر خود بر سر مسایلی بحث می‌كند اما سعی کنید بحث‌های خود را برای مسایل مهم‌تری نگه دارید. این دلخوری‌ها را به حال خود بگذارید.

۷ - حسادت :
همسرتان شما را برای زندگی انتخاب كرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان می‌شود كه تصور می‌كند شما به او اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با حسادت خود حتی برای او ایجاد مزاحمت كنید. این برای رابطه سم است.

۸ - زندگی کردن مانند مجردها :
الان زمان آن رسیده كه بزرگ شوید. گردش شبانه رفتن با دوستان، زمانی اشكال نداشت كه شما مجرد بودید و هیچ كس در منزل منتظر شما نبود. به عنوان یك فرد متاهل، انجام بعضی كارها شایسته نیست. شما می‌دانید درست و غلط چیست. پس كار درست را انجام دهید.

۹ - غرور در زندگی مشترك :
زن یا شوهری كه بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و كسی كه مهر و محبت همسر خود را انكار می‌كند، هیچ كار مفیدی برای زندگی مشترك‌شان انجام نمی‏دهد. او اجازه می‌دهد غرور و روش‌های حل مشكلات و عشق و علاقه او به همسرش راه پیدا كند و رابطه آنها به نتیجه برسد. باید ملایم‌تر باشید و راهی پیدا كنید كه مسوولیت اعمال خود را به گردن بگیرید.

۱۰ - با هم نبودن :
باید مانند یك گل از زندگی مشترك خود مراقبت كنید. گل، بدون آب، نور خورشید و مراقبت هرگز رشد نخواهد كرد. بنابراین، باید برنامه‌ریزی كنید تا مدت زمان بیشتری را در كنار همسر خود باشید.


پنجشنبه، مهر ۰۲، ۱۳۹۴

عارف قزوینی: پس از صرف چائی و شربت و شيرينی مرا زير بار ننگينی بردند یعنی عمامه بر سر من کردند


عارف قزوینی: پس از صرف چائی و شربت و شيرينی مرا زير بار ننگينی بردند یعنی عمامه بر سر من کردند

پدرم با داشتن دو پسر از من بزرگ تر چون مرا روضه خوان خيال می کرد، وصی خود قرار داده، روزی از جمعيتی دعوت شد پس از صرف چائی و شربت و شيرينی مرا زير بار ننگينی بردند یعنی عمامه بر سر من کردند. البته اشخاص حساس می دانند با اين حال من در چند روز اولی که عبور از کوچه و بازار می کردم با اين بار ننگين شرم آور در چه حالی بودم.
 
منهم آن چه را بر سرم آورده بودند، چون بميل و دلخواه من نبود و بر خلاف ميل، تلافی آنرا به آخرت نگذاشته، کردم آنچه را که نمی شود کرد. در واقع همان طوری که عمامه مرا شرمنده و رسوا کرد من نيز او را در پيش اهل علم صورت يک پول سياه قلمداد کردم.

فراموش نشدنی است که سفر اولی که از طهران به قزوين مراجعت کردم با موی سر و پوطين برقی با لباسی که تا چند روز چنين هيکلی را هيچکس نديده بود روز بیست و یکم ماه رمضان بمسجد شاه قزوين رفتم، غافل از اينکه با اين فرم مناسب نبوده است در چنين روزی خود را آفتابی کنم. اتفاقأ برای خوبی هوا و صف های جماعت در صحن مسجد بسته شده بود وعاظ شهر هر کدام بوسعت دايرة عوام فريبی خود را گرم و خود را سرگرم خر درست کردن نموده بودند.

ورود بی موقع من، مثل خروس بی محل، چنان جلب نظر کرد که ديگر هيچکس گوش بياوه سرائی آنها نداده جهت پريشانی حواس جمعيت را وقتيکه فهميدند، مسئله شراب ثلث ( که ذکر خواهم کرد) اطلاع داشتند (در سر منبر چه کردند و چه گفتند) همانروز روزی بود که خود منهم فهميدم اسلام دارد از ميان میرود و من هم زير پای جمعيت که مانع رفتن اسلامند پامال شده خدای نکرده اسلام که رفته هيچ، منهم از ميان بروم

بقول .... که به انگليسها فرموده بود مملکت بجهنم جان من در خطر است اينجاست که گفته اند کلام الملوک ملوک الکلام در هر صورت رسيده بود بلايی که بخير گذشت. کاری که شد اين بود يازده روز ديگر باقيماندة از ماه مبارک" صحبت کفر من اندرسر منبر میشد.

یکشنبه، شهریور ۲۹، ۱۳۹۴

جنگ زرگری


به گفته شادروان « عبدالله مستوفی » جنگ زرگری کنایه از تظاهر در مناقشه و مشاجره است که هیچ یک از طرفین نمی خواهند واقعا با هم بجنگند .

جنگ زرگری به این ترتیب بود که گاهی مشتری چاق و پولداری برای خریداری جواهر گرانبها و سنگین قیمت به دکان زرگری مراجعه می کرد و از کم و کیف و عیار و قیمت جواهر می پرسید .

در این موقع زرگر قیمت جواهر مشتری را به چند برابر قیمت واقعی اعلام می کرد و ضمنا با چشمک زدن ، زرگر رو به رویی را و یا به وسیله ی شاگردش زرگر مغازه ی همسایه را خبر می کرد تا به ترتیبی که مشتری متوجه جریان قضیه نشود سر و گوش آب دهد و وارد معرکه شود . زرگر دومی که گوشی دستش بود به بهانه ای خود را نزدیک می کرد و بدون تمهید مقدمه ، مطلبی قریب به این موضوع به مشتری می گفت : « من این جواهر را در مغازه دارم و به این قیمت – کمتر از قیمتی که زرگر اولی گفته بود - می فروشم و بدین تریب زرگر اول با زرگر دومی به جدال و نزاع ساختگی برمی خاست و فی المثل می گفت : « چرا جلوی مغازه من آمدی و چه حق داری که در گفتگوی ما دخالت کنی ؟ » زرگر دومی جواب می داد : « تو دین نداری ! تو انصاف نداری ! تو دروغگویی و می خواهی مالی را که این مبلغ قیمت دارد به چند برابر بفروشی . من نمی گذارم سر این آقای محترم – یا خانم محترمه – کلاه بگذاری و پولش را بالا بکشی ! »

زرگر اولی می گفت : « دروغگو تو هستی که می خواهی جنس بنجل کم عیارت را آب کنی . »

زرگر دومی می گفت : « اگر جنس من کم عیار باشد می تواند به سنگ محک بزند تا سیه روی شود هر که دروغش باشد . کاسبی و زرگری حساب و کتاب دارد . تو می خواهی برای چند دینار زیادتر از قیمت واقعی آبروی تمام زرگرها را ببری و ما را کنفت کنی ! »

خلاصه این بگو و آن بگو ، جنگ در می گرفت و قشقرقی برپا می شد .

مشتری ساده لوح که این صحنه را حقیقی و از روی خیرخواهی تلقی می کرد بدون اعتنا و توجه به سر و صدای زرگر اولی به مغازه ی زرگر دومی می رفت و جنس مورد نظر را به قیمتی که زرگر دومی گفته بود ، بدون کمترین تحقیق و چانه زدن می خرید و قیمتش را تمام و کمال می پرداخت .

در نتیجه مشتری بی چاره ضرر می کرد و دو نفر زرگر مورد بحث ، سود حاصله را با یکدیگر تقسیم می کردند .

این جنگ مصلحتی و صوری و ساختگی را که صرفا اختصاص به زرگرها داشت – و شاید بعدها به سایر اصناف بازار هم سرایت کرده باشد – در عرف به اصطلاح جنگ زرگری می گفتند که رفته رفته بر اثر مرور زمان به صورت ضرب المثل در آمد و در رابطه با هرگونه مناقشه و مشاجره و نزاع مصلحتی که برای اغفال و فریفتن شخص ثالث باشد مورد استفاده و اصطلاح قرار گرفت .

پنجشنبه، شهریور ۲۶، ۱۳۹۴

اولین خیابان تهران کجا بود؟



در حالی که امروزه در شهر تهران حجم بیشر ساخت و ساز بر آزادراه ها متمرکز است اما زمانی داشتن یک خیابان بدون گرد و خاک برای اعیان تهران یک آرزو محسوب می شد.
تهران در زمان ناصر الدین شاه اولین رشد کالبدی موثرش را تجربه کرد تجربیات ناصر الدین شاه از سفر فرنگ وی را برآن داشت که پایتختی در خور قبله عالم برای خود فراهم کند. حاصل این میل، خیابان کشی ها در تهران بود. تهرانی که تا قبل از آن فقط کوی و برزن داشت. در بسیاری از شهرهای کهن سال ایران از قبیل اصفهان، خیابان کشی وجود داشته، ولی در پایتخت تا اواسط دوران سلطنت ناصرالدین شاه، که سطح شهر تهران و خانه سازی در آن دچار تحول عظیم گشت، کلمه «خیابان» در میان عناصر معماری در شهرسازی تهران وجود نداشت، در بررسی نخستین نقشه های تهران و مطابقت آن ها، این واقعیت بیشتر آشکار می شود. نقشه برزین روسی به سال ۱۲۵۸ قمری، در عهد محمد شاه از تهران برداشت وتهیه شد و ده سال بعد در مسکو به چاپ رسید.
نقشه موسیو کرشش، معلم دارالفنون در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه از سطح شهر برداشت و به سال ۱۲۷۵ قمری، چاپ و منتشرشد.

در هر دو نقشه هیچ اثری از نام خیابان مشاهده نمی شود. بلکه تمام معابر با نام های مرسوم آن دوره یعنی کوچه، گذر، گذار، بازارچه بازار، راسته، رسته و ... مشخص شده است.
با گذشت زمان و رسیدن سال های میانی پادشاهی ناصرالدین شاه، تهران ناگهان دچار تحولات وسیعی شد جمعیت افزایش یافت و اراضی چند صد ساله ساخته شد. در این سال ها به ضرورت و نیاز حصار صفوی را خراب کردند و حصار جدید ناصری را وسیع تر ساختند.
سطح شهر گسترش قابل توجهی یافت، معابر جدید بنا شد، گذرگاه های تازه ای احداث کردند که شکل کالبدی آن ها به خیابان های امروزی بیشتر شبیه بود، تا به کوچه باغ های قدیمی.
این معابر کما بیش از کوچه ها و گذرهای قدیمی تهران، عریض تر و با کمی اغماض به خط مستقیم کشیده شده بودند، گذرگاه های جدید را خیابان نام نهادند و بدین ترتیب خیابان در معماری و شهرسازی این شهر تولد یافت.
اولین نقشه تهران ترسیمی نجم الدوله (چاپ ۱۳۰۹ قمری ) پس از این دوره برای نخستین بار متضمن نام «خیابان» است.
اولین خیابان های پایتخت که در این زمان شکل گرفتند عبارتند از: خیابان های باغ جنت (ولی عصر)، باغ انگوری (ولی عصر)، جناب وزیر (ولی عصر)، امیریه (ولی عصر)، امیریه (امام خمینی)، باغ شاه (امام خمینی)، جلو قبرستان (مولوی)، دروازه گمرک (مولوی) و ...

کی خیابانها آسفالت شدند؟
نخستین بار بر اساس نوشته روزنامه "وقایع اتفاقیه" در دوران صدارت میرزا تقی خان امیر کبیر برخی از کوچه های ارگ تسطیح و سنگفرش شد. تا آن ها برای عبور کالسکه مناسب و آماده گردد. کالسکه هایی که از فرنگ می آمد و یا در کارخانه معیرالممالک ساخته می شد.
روزنامه وقایع اتفاقیه در شماره ۳۶ به سال ۱۲۶۷ قمری و در دوران صدارت میرزا تقی خان امیر کبیر نوشت که برخی از کوچه های ارگ تسطیح و سنگفرش شد تا آن ها برای عبور کالسکه مناسب و آماده شود. کالسکه هایی که از فرنگ می آمد و یا در کارخانه معیر الممالک ساخته می شد.
بعدها در دهه پایانی سلطنت طولانی ناصرالدین شاه، «شوسه» که طریقی بود برای آماده سازی سطح معابر جهت عبور راحت تر کالسکه، درشکه ، گاری و ... وارد عرصه راه سازی پایتخت شد. اما هنوز خبری از«آسفالت» نبود.
با فرا رسیدن سال ۱۳۱۰ خورشیدی آسفالت برای اولین بار وارد خیابان های تهران شد. در این سال پیش از ورود ملک فیصل پادشاه عربستان به تهران، بلدیه پایتخت به تکاپو افتاد و برای نخستین بار آسفالت را که پدیده جدیدی در صنعت راه سازی به شمار می رفت، وارد خیابان های تهران کرد.
در مدت زمان کمی خیابان کوتاه الماسیه (باب همایون)، میدان توپخانه و اوایل خیابان لاله زار آسفالت شدند. بعدها خیابان باغ شاه و خیابان ولی عصر و البته تا حدودی کافه بلدیه (تئاتر شهر امروز) و دیگر خیابان ها آسفالت شد و بدین ترتیب رفته رفته آسفالت نه تنها وارد خیابان ها و معابر تهران که به تمام شهرها و جاده های کشور کشیده شد.

دوشنبه، شهریور ۲۳، ۱۳۹۴

معماری‌ دوره‌ زنديه‌ (۱۲)


سبك‌ معماری دوره‌ زنديه‌ بيشتر دنباله‌رو معماری‌ عصر صفويه‌ است‌ و در شيوه‌های‌ خاص‌ خود از معماری‌ سلجوقی‌، ساسانی‌ و معماری‌های‌ هندی و اروپايی نيز بهره‌ جسته‌ است‌. بسياری‌ از كاخ‌ها و ساختمان‌های‌ زنديه‌ به‌ سبك‌ عمارات‌ باشكوه‌ صفوی‌ ساخته‌ شده‌ و در بخش‌هايی نيز از سبك‌ معماری هندی‌ پيروی‌ شده‌ است‌. برجك‌های‌ نبشي‌ كه‌ در بعضی ايوان‌هاي‌ اين‌ عصر به‌ كار رفته‌ ملهم‌ از سبك‌ هندي‌ است‌ و نيمه‌ گلداني‌هاي‌ سنگی نصب‌ شده‌ بر ازاره‌ها و در زيركاشی‌های‌ منقوش‌ برگرفته‌ از سبك‌ معماری تزئينی‌ اروپايی‌ است‌. نقش‌ زيبای‌ (شاخ‌ وفور نعمت‌) كه‌ در تزئين‌ چند عمارت‌ مجلل‌ در شيراز استفاده‌ شده‌ نيز خاستگاه‌ اروپايی خود را آشكار می‌نمايد. به‌ كار گيری‌ سرستون‌های ساسانی از ديگر مختصات‌ معماری‌ دوره‌ زنديه‌ است‌. ويژگی عمده‌ معماری‌ زنديه‌ كه‌ بيشتر حالت‌ ابتكاری‌ دارد بهره‌گيری از خشت‌های كاشی‌ با نقش‌ زير لعابی است‌ كه‌ با طيف‌ رنگی‌ تازه‌ای‌ متمايل‌ به‌ صورتی‌ به‌ كار رفته‌ و به‌ كاشی‌ زندی معروف‌ گشته‌ است‌. استفاده‌ از نقش‌ها و تصاوير برجسته‌ و كاشی‌ كاری‌ های‌ رنگی مزين‌ به‌ صحنه‌های افسانه‌ای‌ و الهام‌ گرفته‌ از اساطير باستانی‌ ايران‌ نيز مورد علاقه‌ معماران‌ اين‌ عهد بوده‌ است‌. اينگونه‌ تصاوير در بسياری‌ از عمارات‌ باشكوه‌ اين‌ دوره‌ نظير ارك‌ كريم‌خانی‌ و عمارت‌ كلاه‌ فرنگي‌ مشاهده‌ می شود.

در مجموع‌ می‌توان‌ گفت‌ معماری ايرانی در دوره‌ حكومت‌ كريم‌خان‌ و جانشينانش‌ به‌ پيشرفت‌ قابل‌ ملاحظه‌ای‌ دست‌ يافت‌ و علاقه‌ كريم‌خان‌ زند در ايجاد اقدامات‌ اساسی‌ و بازسازی‌ ايران‌ موجب‌ رشد اين‌ هنر اصيل‌ ايرانی‌ شد. معماران‌ در طول‌ دوره‌ زمامداری‌ شاه‌زند كاخ‌ها و ساختمان‌های‌ زيادی‌ در شيراز و ساير شهرهای ايران‌ احداث‌ كردند و تأكيد كريم‌خان‌ مبنی‌ بر اينكه‌ شيراز بايد به‌ نگين‌ اين‌ پادشاهی بدل‌ گردد موجب‌ اوج‌ رونق‌ اين‌ شهر شد. در طول‌ حكومت‌ خان‌ زند شهر شيراز بسرعت‌ گسترش‌ يافت‌ و مساجد وبازارها و كاروانسراهای متعددی‌ در شهر گل‌ و بلبل‌ احداث‌ گشت‌. كريم‌خان‌ خود نيز توجه‌ بسيار زيادی‌ به‌ توسعه‌ معماری‌ شيراز داشت‌ و بناهايی‌ همچون‌: برج‌ و باروی شهر،ارك‌ سلطنتی، عمارت‌ ديوانخانه‌، عمارت‌ كلاه‌ فرنگی‌ و مسجد وكيل‌ بدستور مستقيم‌ وی صورت‌ تحقق‌ يافتند. علاقه‌ خان‌ زند به‌ آبادانی‌ پايتخت‌ خود به‌ اندازه‌ای بود كه‌ حتی‌ در بعضی‌ موارد طرح‌ اوليه‌ اين‌ عمارت‌ را خود پيشنهاد می‌كرد و در مراحل‌ مختلف‌ ساختمانی‌ از نزديك‌ نظاره‌گر روند ساخت‌ اين‌ بناها بود. نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ كريم‌خان‌ خود دستور ساخت‌ ارگ‌ شيراز (ارگ‌ كريم‌خان‌) را صادر كرد و به‌ دستور او معماران‌ و هنرمندان‌ از سراسر كشور به‌ شيراز فراخوانده‌ شدند و مصالح‌ اصلی‌ ارگ‌ نيز از نقاط مختلف‌ كشور به‌ شيراز حمل‌ گرديد.

كريم‌خان‌ زند همچنين‌ آرامگاه‌ سعدی و حافظ را مرمت‌ و بازسازی كرد و اطراف‌ اين‌ دو مقبره‌ باشكوه‌ را به‌ باغ‌های‌ بزرگ‌ و مصفا بدل‌ ساخت‌. مسجد چهل‌ ستونی‌ وكيل‌ از ديگر ابنيه‌ای بود كه‌ به‌ دستور كريم‌خان‌ احداث‌ گشت‌ و در سبك‌ ساخت‌ آن‌ از شبستان‌های چهل‌ ستونی‌ جانبي‌ مسجد امام‌ اصفهان‌ الهام‌ گرفته‌ شد. اين‌ مسجد از شاهكارهای‌ معماری ايران‌ اسلامی خوانده‌ شده‌ و در بخش‌های مختلف‌ آن‌ از سبك‌های‌ معماری ادوار مختلف‌ ايران‌ قبل‌ از اسلام‌ و شيوه‌ هندی استفاده‌ گشته‌ است‌. از معماران‌ معروف‌ اين‌ دوره‌ استاد غلامرضای‌ تبريزی است‌ كه‌ به‌ دستور شاه‌ زند حصار و خندق‌ ارگ‌ تهران‌ را احداث‌ نمود. خلوت‌ كريم‌خان‌ واقع‌ در مجموعه‌ كاخ‌ گلستان‌ از ديگر ابنيه‌ باشكوه‌ دوره‌ كريمخانی است‌ كه‌ باستان‌شناسان‌ آن‌ را يكی‌ از زيباترين‌ آثار معماری‌ ايران‌ در قرن‌ دوازده‌هجری قمری خوانده‌اند.


منابع‌:

۱ ـ ورهرام‌، غلامرضا، تاريخ‌ سياسی و اجتماعی ايران‌ در عصر زند، تهران‌، معين‌، ۱۳۶۶.

۲ ـ اسكارچيا، جيان‌ روبرتو: تاريخ‌ هنر ايران‌ (جلد دهم‌)، ترجمه‌ يعقوب‌ آژند، تهران‌، مولی، ۱۳۷۶.

۳ ـ كيانی‌، يوسف‌: تاريخ‌ هنر معماری‌ ايران‌ در دوره‌ اسلامی‌، تهران‌، سمت‌، ۱۳۷۰.

۴ ـ پوپ‌، آرتور: معماری ايران‌، ترجمه‌ غلامحسين‌ صدری افشار، تهران‌، فرهنگان‌، ۱۳۶۶.

پنجشنبه، شهریور ۱۹، ۱۳۹۴

جنگ سورس نبرد اردشیر اول ساسانی با رومیان (۲۲)


چنانچه ذکر شد ادامه ضعف دولت پارتها مصادف شده بود با اوج قدرت امپراطورى روم و به نظر مى رسيد روميها نيز علاقه اى به هجوم به شرق ندارند گو اينكه از طرف ديگر خيالشان از پارتيها راحت بود چرا كه اين اواخر آنها در چند نبرد منطقه اى ايرانيها را شكست داده بودند.
اما اتفاقى جديد اين توازن را بر هم زد. در ۲۲۶ ميلادى، اردشير پادشاه پارس اردوان را در ۳ جنگ متوالى شكست داد و سلسله اشكانى را از ايران حذف كرد. اردشير درسال ۲۲۶ سپاهى بزرگ گردآورد و پس از انقياد كامل نقاط مختلف ايران و توسعه مرزهاى شرقى در ۲۲۸ از فرات گذشت تا شكستهاى اخير ايرانيان را تلافى كند و در ضمن روميها را از آسياى غربى بيرون كند.
قيصر روم در اين زمان جوانى به نام سوروس بود كه مايل به جنگ با اردشير نبود چرا كه مى دانست نبرد با سپاه گردآورى شده ايرانيها، لااقل يك سال زمان مى برد و پادگانهاى سوريه به تنهايى قادر به مقابله با مردان اردشير نبودند.
وى ابتدا نامه اى به اردشير نوشت و از او خواست تا از قدرت عظيم نظامى روم كه ضرب شست آن را قبلاً تراژان به ملل شرق نشان داده برحذر باشد اما اردشير پاسخ امپراطور را با اعزام ۴۰۰ سفير با پيام هاى تند براى سوروس داد. قيصر نيز دستور بازداشت اين افراد را داده و آماده جنگ شد.
در ۲۳۱ ميلادى سوروس نيروى بزرگى را در انطاكيه فراهم آورد ولى بزرگترين اشتباه نظامى خود را مرتكب شد.
سپاه وى گويا متجاوز از ۱۰۰ هزار نيروى جنگى بوده وقادر بود از عهده سپاه اردشير برآيد اما سوروس به اشتباه سپاه خود را ۳ دسته كرده يك دسته را به شمال براى حمله به آتروپاتن (آذربايجان) و ماد فرستاد و يك بخش را نيز مأمور فتح جنوب ايران كرد و خود به قلب ايران و پارس حمله كرد.
اردشير از اين اشتباه نهايت استفاده را كرده و به نيروهاى شمالى دستور داد كه با جنگ و گريز سپاه روم را خسته كنند و خود با حمله به سپاه جنوبى رومى كه در حوالى شوش بود آنها را كاملاً از بين برد. تضعيف سپاه شمالى و نابودى سپاه جنوبى، سوروس را در مواجهه با شاه ايران تنها گذاشت و در نتيجه وى وحشت زده به داخل سوريه عقب نشست. اگرچه اردشير دراين مرحله قادر به نابود كردن ساخلوى رومى در سوريه و انطاكيه و خارج كردن كامل روميها از آسياى غربى بود اما ترجيح داد به خلع يد روم از بين النهرين و ارمنستان قناعت كند و خود را درگير نبرد بزرگتر نكند. بنابراين دژ نصيبين و حران را در تصرف نگاه داشت و با قيصر صلح كرد.


نتيجه نبرد
اين پيروزى پس از ۲۵۰ سال مجدداً رخ داد. (اگرچه ايران درنبردهاى فرعى موفق به شكست روميها شده بود) و چنانكه گذشت زمان نيز ثابت كرد مواضع روميها را در بين النهرين ضعيف كرد و اين امپراطورى را در اوج قدرت مجبور به پذيرش يك امپراطورى قدرتمند ديگر در مرزهاى شرقى خود كرد.
اين جنگ همچنين سبب مطرح شدن دولت ساسانى در سطح جهان شد.