چهارشنبه، تیر ۰۳، ۱۳۹۴

زندگینامه محمد فرخی یزدی


محمد فرخی یزدی، میرزا محمد فرزند محمدابراهیم یزدی (سمسار) از شاعران و روزنامه‌نگاران آزادی‌‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. فرخی درسال ۱۳۰۶ هجری قمری برابر با ۱۲۶۸ خورشیدی در یزد زاده شد.

تحصیلات :
فرخی علوم مقدماتی را در یزد فرا گرفت و تا حدود سن ۱۶ سالگی تحصیل کرد وفارسی و مقدمات عربی را آموخت. وی به علت روح آزادی‌خواهی و اشعاری که علیه مدرسان و مدیران مدرسه مرسلین انگلیسی‌های یزد می‌سرود، از آن‌جا اخراج شد. سپس به کارگری پرداخت و ازدسترنج خود امرار معاش کرد. فرخی در اوان جوانی به سرودن اشعار سیاسی - اجتماعی با مضامین بکر و بی‌سابقه پرداخت.

فعالیت‌های سیاسی - اجتماعی :
فرخی یزدی تمام عمر خود را به طور جدی علیه ظلم وستم زورگویان مقاوت ورزید. در نوروز سال ۱۳۲۷ يا ۱۳۲۸ هجری قمری، فرخی شعری تند، خطاب به فرماندار یزد ساخت و در دارالحکومه خواند و ضیغم‌الدوله ‌قشقایی حاکم یزد دستور داد دهانش را با نخ و سوزن دوختند و به زندانش افکندند. تحصن مردم یزد در تلگرافخانه شهر و اعتراض به این امر موجب استیضاح وزير کشور وقت از طرف مجلس شد. فرخی شعر زیر را با ذغال بر دیوار زندان نگاشت:
به زندان نگردد اگر عمر طی من و ضیغم‌الدوله و ملک ری
به آزادی ار شد مرا بخت یار برآرم از آن بختیاری دمار

همچنین در همین زمینه سروده است:
شرح این قصه شنو از دو لب دوخته ام تا بسوزد دلت از بهر دل سوخته ام

مبارزه در تهران :
فرخی پس از آزادی از زندان، یزد را به مقصد تهران ترک گفت و در آن‌جا مقالات و اشعار مهیجی را در باره آزادی و بر ضد استبداد و زور و زورگویی در جراید به نشر سپرد و توجه طبقات رنج‌کشیده ایران را بخود جلب نمود. وی در جریان جنگ جهانی اول (۱۹۱۴ - ۱۹۱۸ برابر با ۱۲۹۳ - ۱۲۹۷ خورشیدی)، رهسپار بغداد و کربلا شد، در آنجا تحت پیگرد انگلیسی‌ها قرار گرفت. وی هنگامی‌ که به طور ناشناس عزم ورود به ایران، از طریق موصل را داشت به دست سربازان روسیه تزاری دستگیر و زندانی گشت.

در طلوع مشروطیت و پیدایش حزب دموکرات در ایران، فرخی از مبارزان خستگی‌ناپذیر یزد بود. وی در غزلی آزادی را چنین می‌ستاید:
قسم به عزت و قدر و مقام آزادی که روح‌بخش جهان است، نام آزادی
به پیش اهل جهان محترم بود آن‌کس که داشت از دل و جان، احترام آزادی
چگونه پای گذاری به صرف دعوت شیخ به مسلکی که ندارد مرام آزادی
هزاربار بود به ز صبح استبداد برای دسته پابسته، شام آزادی
به روزگار، قیامت بپا شود آن روز کنند رنج‌بران چون قیام آزادی
اگر خدای به من فرصتی دهد یک‌روز کِشم ز مرتجعین انتقام آزادی
ز بند بندگی خواجه کی شوی آزاد چو «فرخی» نشوی گر غلام آزادی

انتشار روزنامه توفان :
فرخی در روز جمعه، دوم سنبله، سال ۱۳۰۰ خورشیدی برابر با دوم ذی‌حجه ۱۳۳۹ هجری قمری در تهران روزنامه «توفان‌» را منتشر ساخت. صاحب‌امتیاز و مؤسس این روزنامه فرخی یزدی و مدیر مسؤل آن موسوی‌زاده بود. طوفان در طول مدت انتشار بیش از پانزده مرتبه توقیف و باز منتشر شده‌است؛

تا این‌که سرانجام در سال ۱۳۰۷ خورشیدی، فرخی یزدی به عنوان نماینده مجلس شورای ملی در دوره هفتم قانون‌گذاری، از طرف مردم یزد انتخاب گردید و همراه با نماینده رشت (محمودرضا طلوع) در جناح اقلیت قرار گرفت و با مخالفت‌های شدید بدخواهان روبرو شد. او به ناچار ایران را ترک گفت و نشریه طوفان برای همیشه تعطیل شد. طوفان عنوان روزنامه داشته و در سال اول، هفته‌ای دو روز (جمعه و دوشنبه)، و در سال‌های بعد سه نوبت در هفته (دوشنبه و چهارشنبه و جمعه) منتشر می‌شده‌است.

این روزنامه تا سال سوم چندین‌بار توقیف شد ولی فرخی به این زورگویی‌ها اعتنایی نداشته، افکار خود را در روزنامه‌های دیگر مانند: ستاره شرق، قیام، پیکار و ... منتشر می‌کرد. طوفان در سال هشتم خود به مجله‌ تبدیل شد اما این بار هم یک‌سال بیشتر دوام نکرد. پس از پایان دوره هفتم مجلس شورای ملی، وی از طریق شوروی به آلمان رفت و مدتی در نشریه‌ای به نام «پیکار» که صاحب‌امتیاز آن غیرایرانی بود، افکار انقلابی خود را منتشر ساخت.

سفر به شوروی :
فرخی یزدی برای شرکت در جشن دهمین سالگرد انقلاب کبیر سوسیالیستی، از طرف دولت اتحاد جماهیر شوروی همراه با عده‌ای از محترمین تهران، دعوت شد و مدت یازده روز در آن کشور اقامت گزید و در آن‌جا منظومه‌ای به مطلع زیر سرود:
در جشن کارگر چو زدم فال انقلاب دیدم به فال نیک بود حال انقلاب
من هم به نام خطهٔ ایران سپاس‌گوی بر قائدین نامی و عمال انقلاب

فرخی پس از بازگشت از شوروی، سفرنامه خویش را در روزنامه توفان به نشر سپرد اما بعد از چند شماره، روزنامه توقیف و سفرنامه ناتمام ماند.

خدمات فرهنگی و ادبی :
آثار فرخی از لحاظ ارزش ادبی مورد توجه و ستایش فرهنگیان و ادیبان فارسی‌زبان و استادان دانشگاه‌های بزرگ هندوستان و در نظر خاورشناسان یکی از مفاخر ادبی معاصر به شمار می‌رود. هنگامی که فرخی غزل معروف خود را سرود، مورد استقبال تمام شعرای پارسی‌زبان واقع گردید:
شب چو در بستم و مست از می نابش کردم ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم
ديدی آن ترک ختا دشمن جان بود مرا گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم
منزل مردم بیگانه چو شد خانه چشم آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم
شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع آتشی در دلش افکندم و آبش کردم
غرق خون بود و نمی‌مرد ز حسرت فرهاد خواندم افسانه شیرین و به خوابش کردم
دل که خونابهٔ غم بود و جگرگوشه دهر بر سر آتش جور تو کبابش کردم
زندگی‌ کردن من مردن تدریجی بود آنچه جان کند تنم‚ عمر حسابش کردم

پایان زندگی :
فرخی در سال۱۳۱۱ يا ۱۳۱۲ خورشیدی به ترغیب تیمورتاش که در برلن او را ملاقات کرد به ایران آمد و چندی بعد دستگیر و زندانی شد. در سال ۱۳۱۶ او را محاکمه و ابتدا به ۲۷ ماه زندان ‌محکوم کردند. در دادگاه تجدیدنظر مدت زندان وی به سه سال افزایش یافت و سرانجام در طی همان سه سال در بیمارستان زندان به سال ۱۳۱۸ خورشیدی پس از شکنجه و آزار فراوان درگذشت. از آرامگاه فرخی یزدی اطلاع دقیقی دردست نیست. ولی به احتمال در گورستان مسگر آباد تهران مدفون است.


شعری از فرخی یزدی
اين هم يك نمونه بارز و روشن از روحيات و آرمان های آن آزادمرد وطنخواه:
 
آن زمان كه بنهادم سر به پای آزادی       تا مگر به دست آرم دامن وصالش را
با عوامل تكفير، صنف ارتجاعی باز     در محيط طوفانزا ماهرانه در جنگ است
شيخ از آن كند اصرار، بر خرابی احرار     دامن محبت را گر كنی ز خون رنگين
فرخی ز جان و دل، می كند در اين محفل    دست خود ز جان شستم از برای آزادی
می دوم به پای سر در قفای آزادی       حمله می كند دايم بر بنی آزادی
ناخدای استبداد با خدای آزادی      چون بقای خود بيند در فنای آزادی
می توان تو را گفتن پيشوای آزادی      دل نثار استقلال، جان فدای آزاد

دوشنبه، تیر ۰۱، ۱۳۹۴

حرفش را به کرسی نشاند


ریشه تاریخی این ضرب المثل را در جریان عروسیهای ایران در ازمنه و اعصار گذشته باید جستجو کرد.

توضیح آنکه سابقاً در ایران معمول بود پس از انجام مراسم خواستگاری و بله بران و برگزاری جشن شیرینی خوری و انگشتر زدن به فاصله چند ماه برنامه عقدکنان و عروسی اجرا می شد.

امروزه برای آنکه پسر و دختر پس از بله بران مدتی با یکدیگر معاشرت کنند و از اخلاق و روحیات و طبابع و سلیقه های همدیگر در کلیه امور و شئون زندگی آشنایی حاصل کنند مراسم برگزاری عقد را جلو می اندازند تا از نظر حفظ شعایر مذهبی و رعایت آداب و سنن خانوادگی در زمینه معاشرت آنان خدشه و اشکالی رخ ندهد و آزادانه بتوانند سروش عشق زندگی را در گوش یکدیگر زمزمه و ترنم کنند.

در حال حاضر فاصله عقد و عروسی به علل و جهات مالی یا تحصیلی دختر و پسر ازیک تا چند سال هم ممکن است ادامه پیدا کند و از طرف خانواده عروس و داماد ابراز مخالفت نشود زیرا پسر و دختر شرعاً وعرفاً بر یکدیگر حلال هستند و نزدیکی آنان تا به حد تصرف هم مانع قانونی نخواهد داشت ولی در زمانهای قدیم چنین نبود و رسوم و سنن معمول و متعارف ایجاب می کرد که بین بله بران تا عقد و عروسی اقلاً چند ماه فاصله باشد و در خلال این مدت دختر و پسر جز از طریق پنهانی و دور از چشم خانواده عروس با یکدیگر تماس و نزدیکی نداشته باشند.

اما عقد و عروسی فاصله محسوسی نداشت و مدت آن از یک یا چند روز تجاوز نمی کرد. در عصر حاضر چون مبل و صندلی در خانه ها وجود دارد عروس را چه پس از برگزاری عقد و چه هنگام عروسی بر روی صندلی می نشاند تا کلیه بانوان و دوشیزگان محله یا آبادی او را تماشا کنند و اقارب و بستگان نقل و نبات و پول بر روی عروس بپاشند ولی در قرون و اعصار گذشته پس از آن که بین خانواده عروس و داماد راجع به مهریه و زر و خرج توافق حاصل می شد و قباله عقد – عقدنامه – را می نوشتند در ظرف چند روز مراسم عروسی را تدارک می دیدند و عروس را بزک کرده بر کرسی می نشاندند و در معرض دید و تماشای همگان قرار می دادند زیرا در قرون گذشته نه مبل وجود داشت و نه صندلی به شکل و هیئت فعلی ساخته و پرداخته می شد. کرسی بود و چهارپایه که البته مهتران و بزرگان بر کرسی جلوس می کردند و کهتران بر روی چهارپایه می نشستند.

ازآنجا که عروس را هنگامی بر کرسی می نشانیدند که پیشنهادات پدر ومادر عروس مورد قبول خانواده داماد واقع می شود و به کرسی نشانیدن عروس دال بر تسلیم خانواده داماد در مقابل پیشنهادات خانواده عروس بود لذا از آن پس دامنه معنی و مفهوم به کرسی نشانیدن حرف گسترش پیدا کرد و مجازاً در مورد قبولانیدن هرگونه حرف و عقیده و پیشنهاد صحیح یا سقیم به کار رفت و رفته رفته به صورت ضرب المثل درآمد.

جمعه، خرداد ۲۹، ۱۳۹۴

اولين کسی که گوجه فرنگی را به ايران آورد


تا عصر قاجار گوجه فرنگی در ایران ناشناخته بود. تخم گوجه فرنگی را نخستین بار در ۱۳۰۰ ه. ق. "دوست محمد خان معیرالممالک" از فرنگ فرستاد و در باغ فردوس تهران کاشته شد.

"دوستعلی خان معیرالممالک" فرزند نامبرده در "رجال عصر ناصری" می نویسد :

"عبدالصمد میرزا عزالدوله" برادر " ناصرالدین شاه "، هر تابستان یک بار از عمارت ییلاقی خود به دیدن پدرم به باغ فردوس می آمد. در آن زمان گوجه فرنگی را در ایران نمی شناختند و در اغذیه بکار نمی بردند. پدرم که در سالهای ۱۳۰۳- ۱۳۰۰ ه. ق. در اروپا می زیست، مقداری تخم سبزی، از جمله گوجه فرنگی فرستاده و در نامه خود سفارش کرده بود که در کشت و ازدیاد آن بکوشند. در تابستان ۱۳۰۲ که بنا به رسم هر سال، شاهزاده عزالدوله به باغ فردوس آمده بود، ضمن گردش در باغ چشمش به قطعه بزرگ گوجه فرنگی افتاد و بسیار تعجب کرد. بالاخره وقتی دانست کسی آن را نمی خورد، تعجبش بیشتر شده به باغبانها گفت تا مقداری از آن چیده به عمارت بیاورند. آنگاه با کمال شعف، نزد مادرم آمده مدتی به تعریف و تمجید این سبزی پرداخت و آشپز را خواسته به او دستور داد که آب آن را گرفته در چند خوراک مناسب که برای ناهار همان روز تهیه شده بود به کار برد. در سر سفره، اول به اغذیه سفارشی خود دست برد و دیگران را نیز به خوردن تشویق و ترغیب نمود. حضار که تا آن روز از خوردن گوجه فرنگی خودداری می کردند، چون دیدند که شاهزاده با منتهای میل مشغول خوردن است و بدون شک تصمیم مسموم ساختن خود را نیز ندارد، دست به خوردن زدند، و پس از چند دقیقه زمزمه تحسین و تمجید ازا طراف سفره برخاست..... فردای آن روز به دستور مادرم تفتهای بزرگ از گوجه فرنگی ترتیب داده برای شاهزاده بردند.

پنجشنبه، خرداد ۲۸، ۱۳۹۴

معماری‌ دوره صفويه (۱۰)


معماری‌ ايران‌ در دوره‌ حكومت‌ سلسله‌ صفويه‌ به‌ اوج‌ رونق‌ و كمال‌ خويش‌ رسيد و سبك‌ معماری‌ اين‌ عهد از جهات‌ بسيار در طول‌ تاريخ‌ معماری‌ ايران‌ بعد از اسلام‌ منحصر به‌ فرد شمرده‌ شده‌ است‌. در اين‌ دوره‌ بناهای‌ باشكوه‌ فراوانی از جمله‌ كاخ‌ها، مساجد، بازارها، پل‌ها و كاروانسراها با رعايت‌ كامل‌ جزئيات‌ ساختمان‌سازی احداث‌ گشت‌. اين‌ بناها كه‌ بسياری‌ از آنها به‌ سبب‌ قدمت‌ واستحكام‌ همچنان‌ سالم‌ و پابرجای مانده‌اند از شكوفايی اين‌ هنر در عهد صفويه‌ حكايت‌ می كنند.

در اين‌ دوره‌ سبك‌ معماری قديم‌ ايران‌ مجددا احياء شد و ساختمان‌ها عمدتا مطابق‌ نقشه‌ چهارايوانی احداث‌ می شدند. تزئينات‌ اين‌ بناها نيز بصورت‌ كاشی كاری معرق‌ و كاشی‌های‌ هفت‌ رنگ‌ صورت‌ می‌گرفت‌. در عهد صفويه‌ كاشی كاری رونق‌ فراوانی‌ يافت‌ و تقريبا تمام‌ اجزاء مساجد نظير گنبد،ايوان‌، طاق‌نما، سردر ورودی و حتی مناره‌ها با كاشی‌های‌ بسيار زيبای‌ رنگی‌ تزئين‌ می‌شدند. استفاده‌ از خطاطی‌ و خوش‌نويسی بر روی كاشی‌ نيز رواج‌ داشت‌ و هنرمندان‌ و خطاطان‌ اين‌ دوره‌ شاهكارهای‌ مسحور كننده‌ای‌ را بر در و ديوار مساجد نقش‌ كردند. در سبك‌ معماری صفوی‌ اصل‌ بزرگی‌ مقياس‌ ساختمان‌ها كه‌ در معماری‌ عهد تيموری رواج‌ داشت‌ تداوم‌ يافت‌; اين‌ ويژگی بخصوص‌ در بنای‌ مسجد امام‌ اصفهان‌ و حرم‌ مقدس‌ امام‌ رضا(ع‌) در مشهد به‌ خوبی مشهود است‌.

از ديگر ويژگی‌های‌ معماری اين‌ عصر عدم‌ توجه‌ به‌ تزئينات‌ خارجی ساختمان‌هاست‌. بسياری‌ از ابنيه‌ اين‌ دوره‌ از جهت‌ نمای‌ خارجی‌ با خشت‌های‌ كاشی منقوش‌ به‌ رنگ‌های‌ نسبتا كدر پوشيده‌ شده‌اند; بيشتر ساختمان‌های مشهور اين‌ عهد نيز فقط در نمای اصلي‌ تزئين‌ گشته‌اند و ساير ابعاد اين‌ ساختمان‌ها فاقد تزئينات‌ است‌.

از قديمی‌ترين‌ آثار معماری‌ صفويه‌ می‌توان‌ مسجد علی‌ در اصفهان‌ را نام‌ برد كه‌ دارای‌ نقشه‌ چهار ايوانی‌ است‌ و ايوان‌ جنوبی آن‌ بزرگتر از ساير ايوانهاست‌. شبستان‌ گنبددار مسجد نيز در پشت‌ ايوان‌ جنوبی قرار دارد. مسجد شيخ‌ لطف‌ا... و مسجد امام‌ از زيباترين‌ ابنيه‌ اين‌ دوران‌ می باشند. مسجد شيخ‌ لطف‌ا... از نظر تناسب‌ شكل‌ و زيبايی‌ طرح‌ و نقش‌ و رنگ‌ آميزی و كاشی كاری‌ در ميان‌ آثار عصر صفوی كم‌ نظير است‌. گنبد اين‌ مسجد مزين‌ به‌ كاشی كاری‌ معرق‌ و نقوش‌ اسليمی است‌ و روشنايی‌ داخل‌ مسجد بوسيله‌ روزنه‌هايی‌ كه‌ در اطراف‌ گنبد به‌ فواصل‌ منظم‌ تعبيه‌ شده‌ تأمين‌ می‌گردد. مسجد امام‌ از ديگر شاهكارهای معماری صفوی است‌. اين‌ مسجد نيز دارای نقشه‌ چهار ايوانی‌ است‌ و به‌ سبب‌ كاشی كاری و تزئينات‌ داخلی آن‌ شهرت‌ زيادی‌ دارد. گنبد مسجد امام‌ دو جداره‌ است‌ و ارتفاع‌ آن‌ از سطح‌ زمين‌ حدود ۵۴ متر است‌. مناره‌های مسجد با ارتفاع‌ ۴۸ متر و خطوط مارپيچ‌ تزئينی‌ از ديگر بخش‌های‌ زيبای اين‌ مسجد به‌ شمار می آيد. كاشي‌هايی‌ كه‌ در مسجد امام‌ به‌كار رفته‌اند عموما معرق‌ و هفت‌ رنگ‌ می‌باشند. در دوره‌ صفوی‌ به‌ جز مساجد بناهای مجلل‌ فراوانی نيز احداث‌ شدند. از جمله‌ اين‌ ابنيه‌ زيبا و باشكوه‌ می‌توان‌ به‌ مدرسه‌ چهار باغ‌،‌ كاخ‌ چهلستون، كاخ‌عالی قاپو، پل‌ خواجو، پل‌ ا... وردی خان‌، كاخ‌ هشت‌ بهشت‌، كاروانسرای شيخ‌ علی‌ خان‌ و كاروانسرای‌ مادرشاه‌ اشاره‌ كرد. ميدان‌ زيبای‌ نقش‌ جهان‌ از ديگر شاهكارهای معماری اين‌ دوره‌ است‌ كه‌ به‌ دستور شاه‌ عباس‌ اول‌ در طول‌ و عرض‌ تقريبی‌ ۵۰۷ و ۱۵۸ در مركز شهر اصفهان‌ تأسيس‌ گشت‌.

احداث‌ پل‌های‌ عريض‌ و پهناور بر روی رودخانه‌ زاينده‌ رود از ديگر جلوه‌های‌ معماری‌ اين‌ دوره‌ است‌. سی‌ و سه‌ پل‌ و پل‌ خواجو كه‌ هر دو در داخل‌ شهر اصفهان‌ قرار دارند اوج‌ پيشرفت‌ معماران‌ صفوی در احداث‌ اينگونه‌ پل‌های مستحكم‌ و استوار را بيان‌ می دارند. سدسازی‌ و احداث‌ تونل‌ نيز دراين‌ دوره‌ رواج‌ داشت‌ و سد بند فريدون‌ در ۸۵ كيلومتری جنوب‌ شرقی‌ مشهد با ارتفاع‌ ۳۶ متر و طول‌۸۵ متر از سدهای مهم‌ صفويه‌ به‌ شمار می‌رود. عمليات‌ اتصال‌ آب‌ كوهرنگ‌ به‌ زاينده‌ رود كه‌ امروز از طريق‌ تونل‌ كوهرنگ‌ انجام‌ می‌پذيرد نيز در دوره‌ صفويه‌ آغاز شده‌ بود و اين‌ تونل‌ عظيم‌ به‌ دستور شاهان‌ صفوی پيشرفت‌هايی حاصل‌ نمود.


منابع‌:

۱ ـ پوپ‌، آرتور: معماری ايران‌، ترجمه‌ غلامحسين‌ صدری‌ افشار، تهران‌، فرهنگان‌، ۱۳۶۶.

۲ ـ كيانی، يوسف‌: تاريخ‌ هنر معماری ايران‌ در دوره‌ اسلامی، تهران‌، سمت‌، ۱۳۷۰.

۳ ـ اسكارچيا، جيان‌ روبرتو: تاريخ‌ هنر ايران‌ (جلد دهم‌)، ترجمه‌ يعقوب‌ آژند، تهران‌، فارابی، ۱۳۷۶.

۴ ـ آربری، آرتور (گردآورنده‌): ميراث‌ ايران‌، ترجمه‌: احمد بيرشك‌، بهاءالدين‌ پازگاد و...، تهران‌، بنگاه‌ ترجمه‌ و نشر كتاب‌، ۱۳۶۶.

چهارشنبه، خرداد ۲۰، ۱۳۹۴

مقایسه جالب و حقیقی ، بسیار خواندنی و فکرکردنی

بعد از جنگ جهانی و اشغال فرانسه توسط نیروهای آلمان برخی از مردم آنجا رفتارعجیبی پیدا کرده اند. این عده نام فرزندان خود را هیتلر میگذارند.
برخی کار را از این هم فراتر برده و نام آنها را نوکرهیتلر و یا کنیز هیتلر میگذارند. نصف این جماعت هنوز برج ایفل را ندیده اند ولی حتمآ میروند و دیوار برلین را بازدید میکنند. با اینکه اصلا آلمانی بلد نیستند روزی چند مرتبه رو به دیوار برلین به زبان آلمانی دعا میخوانند.
آنهائیکه که بر اثر تجاوز ارتشیان آلمان به اجدادشان دورگه آلمانی فرانسوی شده اند، یک شال اس اس به کمرشان میبندند تا همه بدانند که اینها از پدر آلمانی و بر اثر تجاوز به دنیا آمده اند و البته به این امر افتخار هم میکنند.
یک عکس از یک جوان خوشتیب و خوش هیکل را توی خانه اشان قاب کرده اند و میگویند این عکس هیتلر است و به آن احترام می گذارند. هرچقدر هم دیگران عکس واقعی هیتلر را نشانشان می دهند، زیر بار نمی روند و می گویند اصلا هیتلر سبیل نداشته.
هروقت این ماجرا را برای آشنایان ایرانی مسلمان تعریف می کنم قاه قاه می خندند و می گویند اینها چه آدمهای احمق و نادانی هستند. یا می گویند این‌ها از یک خر کمتر هستند. دلشان شدید برای حماقت آنها می سوزد و به حالشان تاسف می خورند.
غافل از اینکه خودشان به همان اندازه ....
می پرسید چرا؟ ببینید متن پایین چقدر به متن بالا شباهت دارد.
بعد از حمله اعراب و اشغال ایران توسط سربازان عرب مردم ایران رفتارعجیبی پیدا کرده اند. آنها نام فرزندان خود را علی و حسین می گذارند. برخی کار را از این هم فراتر برده و نام آنها را غلامعلی و یا غلامحسین می گذارند.
نصف این جماعت هنوز به شهرهای دیدنی ایران سفر نکرده اند ولی حتمآ می روند و مکه و حرم امام رضا رو زیارت می کنند.
با اینکه اصلا عربی بلد نیستند روزی چند مرتبه رو به قبله به زبان عربی دعا می خوانند. آنهائیکه که بر اثر تجاوز اعراب به اجدادشان دورگه عرب-ایرانی شدهاند، یک شال سبز به کمرشان میبندند تا همه بدانند که اینها سید هستند و از پدر عرب و بر اثر تجاوز به دنیا آمده اند و البته به سید بودن افتخار هم می کنند.
یک عکس از یک جوان خوش قیافه با چشمهای درشت مژه های بلند مشکی و ابروهای برداشته کمانی را توی خانه شان قاب کرده اند و می گویند این عکس حضرت علی است و به آن احترام می گذارند. هرچقدر هم دیگران عکس واقعی علی را نشانشان می دهند، زیر بار نمی روند و می گویند علی زیبا بود ,,,

یکشنبه، خرداد ۱۷، ۱۳۹۴

بزرگترین سنگ نبشته جهان

سنگ‌نبشته بیستون بزرگترین سنگ‌نبشتهٔ جهان، نخستین متن شناخته شدهٔ ایرانی و از آثار دودمان هخامنشیان (۵۲۰ پ. م) واقع در شهرستان هرسین در سی کیلومتری شهر کرمانشاه بر دامنه کوه بیستون است. سنگ‌نبشته بیستون یکی از مهمترین و مشهورترین سندهای تاریخ جهان و مهم‌ترین متن تاریخی در زمان هخامنشیان است که شرح پیروزی داریوش بزرگ را بر گوماته مغ و به بند کشیدن یاغیان را نشان می‌دهد.
محوطه بیستون از آثار ملی ایران است و خود این اثر هم از سال ۲۰۰۶ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است.

جمعه، خرداد ۱۵، ۱۳۹۴

بیمار روانی

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟
روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.
من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌تر است.
روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد. شما می‌خواهید تخت‌تان کنار پنجره باشد؟

چهارشنبه، خرداد ۱۳، ۱۳۹۴

انترناسیونالیسم چیست ؟

بین‌الملل‌گرایی یا انترناسیونالیسم ( به انگلیسی Internationalism ) مغهومی کلی است که بر عقاید و سیاست‌های منجر به منافع مشترک اقوام و ملت‌ها، تکیه دارد. این عقیده، با ملی‌گرایی (ناسیونالیسم) پرخاشگر مخالفت دارد. اینترناسیونالیست‌ها برآن‌اند که در صورت امکان‌نداشتن همکاری میان حکومت‌ها، این مساعت بین ملت‌ها قاعدتا امکان پذیر است. این مکتب بر آن است که بشر را به این آگاهی برساند که هر فرد متعلق به یک جامعه جهانی است.
این باور همچنین تمایل به واگذاری درجه‌ای از حاکمیت ملی - از کمترین تا بیشترین - به موسسات بین‌المللی است. هواداران کمترین میزان واگذاری حاکمیت، آن را تا جایی می‌دانند که لازمهٔ حفظ و تقویت امنیت بین‌المللی است و هواداران بیشترین میزان واگذاری، از نوعی حکومت جهانی پشتیبانی می‌کنند و بین این دو نیز طیف‌های گوناگونی وجود دارد.

شنبه، خرداد ۰۹، ۱۳۹۴

جایگاه آتش در میان ایرانیان زردشت

(( نیاکان ما آتش پرست نبوده اند ))
به دلیل جایگاه و تقدس بالای آتش در ادیان ایران باستان بویژه دین زرتشتی به اشتباه بسیاری زرتشتیان و حتی ایرانیان پیش از زرتشت را آتش پرست خوانده اند.
امروز برای افروختن آتش از انواع فندکها و یا در سختترین حالت از کبریت استفاده میکنیم ولی هزاران سال پیش همین کار بسیار ساده یکی از سختترین کارها برای اجداد ما بوده. برای امتحان میتوانید دو سنگ آتش زنه را برداشته و با مقداری برگ خشک اقدام به روشن کردن آتش کنید آن وقت متوجه خواهید شد که اینکار چه مشقتی دارد.
اما مسئله از این هم پیچیده تر بوده چرا که در ابتدا آتش توسط ساعقه بر درختهای خشک افروخته میشده و در زمانی که هنوز انسان نحوه روشن کردن آتش را حتی با سنگ آتش زنه نیاموخته بود مجبور بود برای حفظ آتشی که بطور طبیعی افروخته شده بود تمامی تلاش خود را انجام دهد تا این آتش را برای استفاده از نور و گرمای آن روشن نگاه دارد.
این امر پس از قرنها و به مرور زمان جنبه تقدس به خود گرفت چرا که آتش دیگر یکی از عناصر حیاط بخش زندگی بشریت به شمار میرفت و روشن نگاه داشتن آن بسیار الزامی بود بنابراین کم کم اماکنی برای روشن نگاه داشتن آتش ساخته شد و افراد خاصی نیز مسئول این اماکن و روشن نگاه داشتن آتش شدند.
 
بعد ها که انسان نحوه افروختن آتش را به دست خود فرا گرفت این جایگاههای روشن نگاه داشتن اتش که نام آتشکده را به خود گرفته بودند بخاطر سهم بسیار عظیمی که آتش در سیر تکاملی انسان داشت، جنبه ی تقدس خود را حفظ کرده و وارد باورها و اعتقادات اجداد ما شدند.
نکته ی دیگری که حائز اهمیت میباشد این است که در هر اعتقادی قبله ای وجود دارد . در اسلام مکه در مسیحیت تصویر یا مجسمه ی مسیح مسلوب در یهود اورشلیم و ... اما در ایران باستان این قبله نور و روشنایی میباشد و چه قبله ای زیباتر از نور. ایرانیان باستان به سمت نور که آن را نمادی از تجلی اهورا مزدا میدانستند نیایش میکردند. حال چه این نور از جانب خورشید بود چنانکه پیروان آئین مهر( میترائیسم ) پیش از زرتشت به سمت خورشید نیایش میکردند که آن را هدیه و یا نماد میترا میدانستند چه مانند زرتشتیان که به سمت آتش نیایش میکردند.
همانگونه که در اوستا آمده آنها آتش را بخشوده و نعمتی از سوی اهورا مزدا میدانستند. در آئین میترائیسم خدای یگانه مهر یا میترا بود ولی پیروان آن رو به خورشید نیایش میکردند پس آیا باید گفت که آنها خورشید پرست بودند؟؟؟ این مسئله در مورد دین زرتشت و اهورامزدا و آتش نیز صدق میکند. با تمام احترام و تقدسی که آتش در دین زرتشت داشت که دلیل آن نیز در ابتدای متن گفته شد ولی باز خدای یگانه اهورا مزدا بوده و هست.
نگذاریم دشمنان و یا انسانهایی که خود را دوست میدانند با نادانی خود به حیثیت تاریخمان خدشه ای وارد کنند.

چهارشنبه، خرداد ۰۶، ۱۳۹۴

۹ تصمیم مردانه برای داشتن ظاهری بهتر

برای اینکه به شما برای داشتن ظاهری بهتر کمک کنیم، تمرکزتان را به چه جنبه‌هایی معطوف کنید، لیستی از ۹ تصمیم مربوط به آرایش و پیرایش و سبک زندگی تهیه کرده‌ایم که اگر آن را دنبال کنید، بسیار جذاب‌تر از قبل به نظر خواهید رسید.

۱ - بعد از صرف غذا از آدامس‌های سفیدکننده دندان استفاده کنید
مهم نیست که نظر دندانپزشک تان چه باشد اما همراه داشتن همیشه مسواک و خمیردندان کاری غیر ممکن است، از این گذشته احتمالاً از مسواک زدن در یک توالت عمومی خجالت می‌کشید. پس بهتر است که به ‌جای آن بین وعده‌های غذایی یک آدامس سفید کننده دندان بجوید. ایجاد بزاق بیشتر در دهانتان باعث می‌شود خرده غذاهای باقیمانده لای دندان‌ها بیرون آمده و عامل روشن‌ کننده آن باعث می‌شود با کمترین تلاشی دندانهایتان سفیدتر به نظر برسند.


۲ - کفش‌هایتان را برق بیندازید
فراموش نکردن واکس زدن به کفش‌ها خیلی ساده است، اما بد نیست بدانید که اینکار نه تنها عمر کفش‌هایتان را بیشتر می‌کند، بلکه باعث می‌شود همه تصور کنند که همیشه کفش‌های نو پایتان می‌کنید. البته تمیز بودن کفش‌ها همیشه تاثیر اولیه بسیار خوبی هم در مخاطب ایجاد می کند.


۳ - زود به زود تیغ ریش‌ تراشتان را عوض کنید
بعد از هر چهار تا هشت مرتبه اصلاح تیغ ریش‌ترشتان را بیرون انداخته و یک تیغ نو جایگزین آن کنید. اینکار باعث می‌شود هربار که اصلاح می‌کنید پوستی صاف‌تر و نرم‌تر داشته باشید. و این را هم خوب به‌خاطر داشته باشید که خانم‌ها ترجیح می‌دهند که صورتتان مو داشته باشد تا اینکه هر بار که شما را می‌بینند جای بریدن تیغ روی صورتتان مانده یا صورتتان زبر باشد.


۴ - در هر وعده غذایی از پروتئین خالص استفاده کنید
پروتئین خالص باعث می‌شود با یک میزان کالری کم، مدت زمان بیشتری سیر بمانید. این ماده‌غذایی برای آن دسته از شما که تصمیم گرفته‌اید اضافه وزنتان را از بین ببرید و کمی هم عضله‌سازی کنید بسیار کارامد خواهد بود. برای ناهار و شام، می‌توانید از مرغ، بوقلمون و ماهی بدون پوست استفاده کرده و برای صبحانه هم سفیده تخم‌مرغ، ماست ساده و پودر پروتئین میل کنید.


۵ - در هر وعده غذایی از سبزیجات استفاده کنید
پر کردن یک قسمت بزرگ از بشقابتان با سبزیجات باعث می‌شود هم وزن کم کنید و هم سالم‌تر بمانید. مخصوصاً سبزیجاتی که سرشار از فیبر هستند باعث می‌شوند که مدت زمان طولانی‌تری احساس سیری کنید. پس اگر در نظر دارید که کمی وزنتان را پایین بیاورید، این سبزیجات بسیار به کارتان خواهند آمد. حتی اگر هم نمی‌خواهید وزن کم کنید، استفاده از سبزیجات باکیفیت باعث می‌شود پوستتان شاداب‌تر و روشن‌تر شود.


۶ - یک مدل موی جدید و روی مُد برای خودتان انتخاب کنید
به‌روز کردن مدل موهایتان یکی از سریعترین راه‌ها برای بهتر کردن ظاهرتان است. مدل‌ موهای جدید امسال بسیار متنوع هستند و برای هر نوع شکل و فرم صورت مدل موی جدیدی وجود دارد. برای این منظور از آرایشگرتان هم می‌توانید کمک بگیرید تا بهترین مدل مویی که مناسب صورت شماست را انتخاب کنید.


۷ - از یک کرم نرم‌ کننده با کیفیت و آنتی‌اکسیدانه استفاده کنید
با مصرف منظم یک نرم‌کننده مناسب، خشکی پوست و چین و چروک‌های آن برطرف خواهد شد. برای اینکه مطمئن شوید محصول خوبی می‌خرید، دنبال نرم‌کننده‌ای باشید که در پنج ترکیب اول خود ویتامین C یا چای سبز داشته باشد.


۸ - یک کانسیلر بخرید
شاید فکر کنید استفاده از کانسیلر مخصوص خانم‌هاست اما با اضافه کردن آن به عطر و ادوکلن‌های جلوی آینه دستشوییتان با پوست بد خداحافظی کنید. برای اینکه ببینید از چه محصول و چه برندی خرید کنید، از فروشنده لوازم آرایش کمک بگیرید. کانسیلر بسیار عالی جذب پوستتان می‌شود و بدون اینکه به چشم بیاید پوستتان را بسیار زیباتر نشان می‌دهد. فقط کافی است کمی از آن را روی پوستتان گذاشته و آنقدر با انگشت آن را روی پوست بمالید تا کاملاً جذب پوست شود.


۹ - یک کت زیبا و خوش‌دوخت بخرید
اگر مناسبت خاصی پیش روی ندارید که بخواهید یک دست کت‌ و شلوار نو بخرید، می‌توانید یک ژاکت یا کت تک خوش‌ دوخت بخرید که به تنتان بیاید. خواهید دید که چقدر اعتماد‌ به‌ نفستان بالا خواهد رفت. برای اینکه مطمئن شوید پولتان را به‌ جا خرج می‌کنید، اول خوب همه فروشگاه‌ها و بوتیک‌ها را بگردید بعد مورد مناسب خودتان را انتخاب کنید.

دوشنبه، خرداد ۰۴، ۱۳۹۴

اولین قربانی تصادف رانندگی در ایران

غلامحسین درویش معروف به درویش خان یکی ازنامداراترین موسیقی‌‌دانان ایران، اولین قربانی تصادف رانندگی در ایران است.
ماجرا از این قرار است که:آخر شب دوم اسفند ماه سال ۱۳۰۵ هجری شمسی جهت عزیمت استاد از محفل موسیقی به منزل درشکه ای دو اسبه کرایه می‌کنند و استاد سوار بر درشکه به طرف منزل حرکت می‌نماید.
درآن زمان اتومبیل به تازگی وارد خیابانهای شهر شده بود و تعداد آنها به سختی به ۵۰ دستگاه می‌رسید و همچنین اخذ گواهی نامه رانندگی هنوز وجود نداشت و رانندگان عموما” ناشی بودند و قوانین راهنمایی و رانندگی نیز نه وجود داشت و نه اعمال می‌شد.
زمانیکه درشکه حامل درویش خان از خیابان امیریه به سمت شمال می‌پیچد، اتومبیل فوردی از جهت مخالف با درشکه و اسبهای آن تصادف می‌کند ، اسبهای درشکه درجا تلف می‌شوند و استاد از درشکه به بیرون پرتاب شده و از ناحیه سر به زمین برخورد می‌کنند، بلافاصله مردم رسیده و مجروح را به بیمارستان نظمیه تهران که بهترین بیمارستان آن زمان تهران بود می‌رسانند.
اما متاسفانه ضربه سنگین بوده و استاد گرانقدر موسیقی ایران بعد از ۵ روز ، به دلیل ضربه مغزی فوت نموده و جامعه موسیقی را سیاه پوش و داغدار فقدان خود می‌نماید . درویش خان در زمان مرگ ۵۴ ساله بود، پیکر استاد را در گورستان ظهیر الدوله جنب مزار مراد خود ظهیرالدوله داماد درویش مسلک ناصرالدین شاه دفن نمودند.
مزار درویش خان در خیابان دربند گورستان ظهیر الدوله پایین آرامگاه ظهیرالدوله است .

شنبه، خرداد ۰۲، ۱۳۹۴

آخرین سخنرانی دکتر شاپور بختیار پیش از کشته شدنش بدست عوامل حکومت اسلامی ایران

شاپور بختیار آخرین نخست‌وزیر ایران، پیش از انقلاب ۱۳۵۷
 
سپتامبر ٬۱۹۸۹ هلند – به دعوت نهضت مقاومت ملی در هلند٬ دکتر شاپور بختیار حضور به عمل رسانید تا پاسخگوی سئولات افرادی از طیفهای مختلف از جمله جبهه ملی٬ حزب توده و دیگر گروهها باشد. سخنرانان این برنامه دکتر ایرج پزشکزاد عضو شورای نهضت مقاومت ملی و داریوش مجلسی بودند.
گزیده ای از این گفتگو در زیر آمده است.
در ابتدای برنامه داریوش مجلسی اشاره دارد به همبستگی و اتحاد طیف های مختلف و اپوزیسیون خارج از کشور . او نقش دکتر شاپور بختیار در وحدت واتحاد ملی با حضورش در آینده سیاسی ایران را بیان می کند. پیروزی توطئه بیگانگان نباید سرنوشت ایران را رقم زند. لاهه شهری که یک زمانی دکتر مصدق حقانیت ملی ایران را فراخواند٬ امروزه جامه سکوت برابر عمل ننگین اشغال سفارت آیالات متحده گرفته است .
در ادامه برنامه دکتر بختیار به سئوالات جواب میدهند.
 
او اشاره میکند :
در ده سال گذشته حوادثی که ایران و نسل جوان آن را مقابل استبداد گذشته و به مراتب سهمگین تر ویران تر و خطرناک تر در حکومت کنونی قرار داده است. فتنه خمینی ننگین ترین ٬ زشت ترین و سیاه ترین تاریخ این کشور و حتی دنیا را در برداشته است. باید صحبت از حوادثی که ایران را ویران خواهد کرد در میان باشد و آگاهی داد. تمرین دمکراسی کنیم و همدیگر را بپذیریم به غیر از بغض و کینه حزبی که ایران را به انحطاط می کشاند. مملکتی که در دوران گذشته نواقصی داشت و به درستی اداره نمیشد هم اکنون بصورت غیر قابل تصور فکر ایران و ایرانی پیش میرود. مشروطه خواهان و بنیان گذاران مشروطه تمام مسئولیت خود را انجام داده و شخص من و دوستان هم فکر در این اندیشه بوده که قانون ۱۹۰۶ اجرا شود. زندانی شدیم ولی افسوس که قانون اجرا نشد تا خمینی پدید آید. در سال ۱۹۵۵ در آرشیو و تاریخ ثبت شده نامه ای که گوشزد کردیم و خطر را حس کردیم و آخوند را . دموکراسی یعنی حفظ حقوق مخالفان و شنیدن صدای آنها. قانون ۱۹۰۶ نواقص زیادی داشت ولی برای آن سال بسیار مفید و ارزنده بود. اگر قانون اساسی ناقص هم اجرا می شد هرگز چنین روز ایران را نمی دیدیم. من هرگز نمی ترسم و حرفم را می زنم من به اکثریت تمکین می کنم. اکثریت باید به اقلیت احترام بگذارند. حقوق اقلیت باید محفوظ باشد. زمانی که من نخست وزیر بودم تابع قانون اساسی بودم من شاپور بختیار اعلام جمهوریت نمیکنم ولی در هر صورت تابع رای مردم و ملت خواهم بود.
پرسشی دیکر به این صورت مطرح می شود.
آیا تاکنون کوششی برای نشست با احزاب دیگر داشته اید؟
انحصار وطن دوستی و آزادی را قبول ندارم. من پنجاه سال است که سوسیال دموکرات هستم.بی اندازه با دوستانی که به ایران فکر می کنند ولی در نهایت مارکسیست هستند را پذیرا هستم. توده ای اگر قبول به اشتباه کرد آنچه که با مصدق کرد و یا خمینی و الان به ایران فکر کند قابل گفتگو است. ولی متاسفم که دبیر کل حزب کنونی توده را با این چنین افکار نخواهم پذیرفت و مجالست با این سبک مشکل آفرین است.
در جواب به سئوالی در مورد با حضور روحانیون در سطوح بالا افزود.
 
آخوند قبل از آنکه به فکر شریعت باشد به فکر منافع خویش است. البته معدود استثنا وجود دارد. ولی اکثریت منافع ایران برایشان نا مفهموم است. من لائیک هستم. ضد مذهب نیستم بلکه پایبند به احترام به مذهب هستم. ولی من صلوات و لعنت را قبول ندارم و شما میبینید که ما در این کره خاکی هیچ کشوری را نداریم که قانونش بر پایه مذهب دموکراسی در آن رعایت شده باشد.
سئوال بعدی در مورد ژنرال هایزر است.
ژنرال هایزر هر سال به ایران می آمد من هرگز قسم می خورم با این آدم ارتباط داشته باشم . روزی آقای قره باغی از من خواست با این آدم چه کار باید کرد. من گفتم اگر این آدم به درد نیروی هوایی ایران می خورد قبولش کنیم در غیر این صورت حضورش بی معناست. تا زمان حرکت محمد رضا شاه من دیگر نامی از او نشنیدم. بعد از هشت سال ایشان در کتابش اشاره که داشته بختیار همانند چایی می ماند که هر چه آب داغ روی آن میریزیم پاک خواهد شد.
من زمان حضورم در پاریس مردمی را طرف شدم که واهمه داشتند و از ترس هم دور می شدند. حکومت خمینی رعب و وحشت خفناکی در دل راه انداخته بود و بیگانه هم دخیل بود. ولی من تلاش کردم همه جمع شویم. در اولین نشستم گفتم که من دیر شد که به سمت نخست وزیری رسیدم و بسیار کوتاه بود ولی از پای نخواهم نشست و در ادامه مبارزه می کنم. من همیشه گفتم من نه حزب می خواهم و نه گروه. ما تنها باید با آخوند مبارزه کنیم که معضلی بزرگ است. مبارزه تا آخر عمر است. پیشنهاد من بعد از ده سال این است که پایبندم مردم بیایند احزاب تشکیل دهند با اصول اساسی و نه هزاران تکه احزاب کوچک. من حزب ساز و حزب باز نیستم. نهضت مقاومت ملی در ایران نمی تواند در ایران فعالیت کند و سرکوب می شود در خارج باید زمینه مقابله با این حکومت ویرانگر را ساخت.
سئوالی از دکتر بختیار شد در زمینه امیدی برای تغییر حکومت اسلامی ایران( هنگام طرح این سئوال خنده حضار شنیده میشود!).

امید را باید از دست نداد. قوایی که با آخوند هنوز سرکار دارند هنوز نمی دانند که سرمدارانی چون رفسنجانی و خامنه ای و خمینی تنها تهدیدی برای نا بودی کشورهستند. خمینی کشور را به جنگ کشاند ده سال رهبر بود با کارنامه هشت سال جنگ. رجال ما همیشه به اجنبی خود فروشی کردند. روزی که نیروی ملی حکم فرما شد یعنی پیروزی.

پنجشنبه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۹۴

زندگینامه سردار اسعد بختیاری (۱۲۳۶ ـ۱۲۹۶ه.ش)

از سران بزرگ مشروطیت ایران
سردار اسعد بختیاری از چهره های مشهور سیاسی اجتماعی تاریخ معاصر ایران و از مفاخر ملی به شمار می رود. وی که از سران بزرگ مشروطیت بود، نقش زیادی در تحولات کشور به ویژه در دوران نهضت مشروطیت داشت. درخصوص زندگی و مبارزات وی نظرات متفاوتی ابراز شده است. دراین نوشتار زندگانی وی را به اختصار بررسی می نماییم.
در کتاب تاریخ بختیاری در شرح احوالات وی این گونه آمده است: «...علیقلی خان سردار اسعد، چهارمین فرزند برومند حسینقلی خان ایلخانی کل بختیاری است... در سال ۱۲۷۴ ق/۱۸۵۷ م. در قشلاق بختیاری متولد شد» پدر سردار اسعد «حسینقلی خان ایلخانی» از رجال متنفذ دورن قاجاریه و ایلخانی بختیاری بود که توانست با متحد کردن طوایف مختلف بختیاری به قدرت و موقعیت بزرگی در آن روزگار دست یابد. مادر سردار اسعد، «بی بی مهری جان، دختر نجف خان و نوه الیاس خان بختیاری» است. سردار اسعد در کودکی به تعلیم زبان فارسی و عربی پرداخت و بعدها مطالعات خود را در زمینه های دیگر تکمیل نمود. و بنابر اصول تربیت ایلی فنون رزم، اسب سواری و تیر اندازی را در دامان طبیعت زیبای بختیاری فرا گرفت.
قدرت روز افزون حسینقلی خان ایلخانی موجب هراس حکام قاجاریه گردید که در صدد نابودی وی برآمدند و نهایتاً به دستور ناصرالدین شاه و توسط ظل السلطان حاکم اصفهان به قتل رسید. (۲۷رجب ۱۲۹۹ ق/۱۸۸۲ م.) پس از قتل حسینقلی خان ایلخانی بلافاصله اسفندیارخان و علیقلی خان سردار اسعد که دو تن از پسران ارشد وی بودند، دستگیرشده و سپس به تهران منتقل و در آنجا زندانی می شوند. سردار اسعد پس از یکسال با وساطت امین اسلطان صدراعظم که روابط نزدیکی با بختیاری داشت از زندان آزاد می گردد و در آنجا به ریاست جمعی از سواران بختیاری که عهده دار امور نظم و امنیت پایتخت بودند برگزیده شد. «سردار اسعد هنگام قتل ناصرالدین شاه در سال ۱۳۱۳ ه.ش با درجه سرتیپی ریاست یکصد سوار بختیاری را داشت و جزو اداره امور دیوانی بود»


در سال ۱۳۱۸ ق/۱۹۰۰م. سردار اسعد از راه هندوستان به مسافرت اروپا رفت و مدت دوسال در آن دیار اقامت داشت در مدت این سفر زبان فرانسه را فرا گرفت و علاوه بر سیر و سیاحت، به مطالعه تاریخ و فرهنگ و قوانین اروپا یرداخت و در محافل رسمی و پارلمان های کشورهای اروپایی حضور یافت و به عنوان یکی از رجال سیاسی اجتماعی اشتهار یافت. بار دیگر در سال ۱۳۲۴ق/۱۹۰۶م. به منظور معالجه چشم به اروپا سفر کرد و در همین سفر بود که با مشروطه خواهان آشنا شد و در محافل آنها راه یافت.مشروطه طلبان از وی برای پیروزی نهضت مشروطیت کمک خواستند. تلگراف علما نجف مبنی بر حمایت از مشروطه نیز عاملی گردید تا سردار اسعد که روحیه آزادی خواهی و عدالت طلبی داشت برای حمایت از مشروط راسخ تر گردد.
دکتر مهدی ملک زاده مورخ و از رجال مشروطیت در کتاب خود با « انقلاب مشروطیت ایران» در خصوص شخصیت سردار اسعد می نویسد: سردار اسعد به اروپا مسافرت کرد و در پاریس پایتخت فرانسه که در آن موقع مهد تمدن و آزادی و اندیشه های تازه و نوین بود اقامت گزید و در اندک مدتی جذب افکار مترقی و آزادی خواهانه اطرافیان خود شد. چرا که از تجربه تلخی که از دوران استبدادی به خاطر داشت از صمیم قلب آرزو می کرد که روزی ایران از زیر یوغ استبداد رها شده و بتواند به یک آزادی واقعی و عدالت اجتماعی دست یابد.


فتح تهران
پس از این وقایع سردار اسعد تلگراف هایی به برادر خود صمصام السطنه می نماید و از وی می خواهد با متحد نمودن بختیاری و گردآوری سواران برای حمایت از مشروطه عازم فتح اصفهان و تهران شوند. و خود نیز راهی ایران شد. او از راه هندوستان وارد خوزستان گردید و سپس به بختیاری عزیمت نمود. فتح اصفهان به درخواست علما و روحانیون اصفهان صورت گرفت. سردار اسعد و بختیاری ها روابط نزدیکی با روحانی بزرگ اصفهان حاج آقا نوراله نجفی اصفهانی داشتند . بنا به گفته دانشورعلوی(از مشروطه خواهان) در کتاب تاریخ مشروطه ایران: «[سردار اسعد] با حاج آقا نوراله و دیگر آزادی خواهان عضو کمیته برای جلسه ای تشکیل داد و تصمیم تصرف اصفهان به وسیله بختیاری ها در همین نشست گرفته شده بود» . در این حال صمصام السلطه و ابراهیم خان ضرغام السطنه(از رجال نامدارمشروطه) به اتفاق سواران بختیاری اصفهان را فتح کردند.
بعد از فتح اصفهان سردار اسعد، رهبری سپاه بختیاری را برای فتح تهران به عهده گرفت. در کتاب تاریخ ایران نوشته حسن پیرنیا در مورد فتح اصفهان و تهران به دست بختیاری ها آمده است «علیقلی خان سردار اسعد، از روسای روشنفکر این طایفه[بختیاری] که در فرنگستان بود به اصفهان آمد و به دستیاری صمصام السلطنه، اصفهان را از دست قوای دولتی گرفت و ملیّون از چند طرف به عزم فتح تهران و برانداختن شاه عازم پایتخت شدند. و در جنگ مختصری که در قریه بادامک نزدیک کرج اتفاق افتاد، قوای قزاق و سیلاخوریِ حامیان شاه را شکست دادند و در صبح جمادی الاخری ۱۳۲۷ [قمری] وارد تهران شدند.» (۲۵ تیر ماه ۱۲۸۸ه.ش/۱۹۰۹ م.) محمد علی شاه به سفارت روسیه پناهنده شد و حکومت مشروطه با خواست مردم اسقرار یافت. «روز آدینه بیست و پنجم تیرماه ۱۲۸۸ (۲۷ جمادی الثانی۱۳۲۷) در تهران روز پر جوشی بود... سردار اسعد و سپهسالار بهارستان را نشیمنگاه گرفته و مردم دسته دسته به آنجا می شتافتند..»


پروفسور گارثویت نیز در همین زمینه می نویسد: «بختیاری ها در خلال سال های ۱۹۱۱ـ۱۹۰۵ در یک مسیر مهم و پر تشنج گام نهادند و رهبری جنبش مشروطیت ایران را به عهده گرفتند» و در جای دیگر ضمن اشاره به ویژگی های برجسته شخصیت سردار اسعد می گوید: «پر واضح است سردار اسعد می توانست که نقش والا و برجسته ای در جنبش مشروطیت ایفا کندسردار اسعد در کابینه اول مشروطه وزیر داخله بود و در آن شرایط بحرانی به شایستگی کشور را اداره کرد. همچنین در کابینه های بعدی برادرش صمصام السلطنه با رای مجلس شورای ملی رئیس الوزرا(نخست وزیر) حکومت مشروطه گردید. بختیاری ها در جنگ های پس از استقرار مشروطه نیز برای دفاع از حکومت مشروطه رشادت های فراوانی نشان دادند. مجلس شورای ملی دوران مشروطه به پاس خدمات سردار اسعد به کشور از او تجلیل و لوح سپاس ویژه ای به وی اهدا کردند. اما بعدها به دلیل بروز اختلافات فراوان میان مشروطه خواهان، ظهور چهره های جدید و دخالت های بیگانه ، سردار اسعد و بختیاری ها به تدریج از حکومت مشروطه کنار زده شدند.
ویژگی های شخصیتی سردار اسعد:
بی تردید سردار اسعد فردی آزادی خواه، وطن پرست و بیگانه ستیز بود. و در تاریخ و فرهنگ ایران زمین و بختیاری نقش ارزنده ای داشت و به عنوان انسانی فرهنگ دوست و روشنفکر خدمات شایانی را در عرصه های فرهنگی و اجتماعی به ثمر رساند . ادبا و بزرگان تاریخ معاصر ایران از جمله علامه قزوینی، علامه دهخدا ، ملک الشعرا بهار، وحید دستجردی، دکتر مهدی ملکزاده(فرزند ملک المتکلمین) و... از شخصیت ممتاز وی تجلیل کردند. سردار اسعد از چهره های حامی فرهنگ و هنر ایران بود. برای اولین بار در بختیاری مدارس جدید را تاسیس نمود از جمله در مرکز استان چهارمحال بختیاری و جونقان اولین مدارس جدید را تاسیس کرد و معلمینی را از تهران برای تدریس به منطقه اعزام داشت. وی علاقمند به نشر کتاب بود آثاری را از زبان فرانسه ترجمه نمود و به دستور وی کتاب تاریخ بختیاری تنظیم گردید. بسیاری از جوانان بختیاری به تشویق و با همت وی برای تحصیل به خارج اعزام شدند. شخصیت آرام و عدالت جوی وی باعث گردید که در بختیاری به عنوان میانجی مورد قبول همه باشد و برای رفع اختلافات ایل پیشگام بود. علیرغم دیدگاه های متفاوتی که در خصوص شخصیت و مبارزات سردار اسعد گفته شده است وی به عنوان یکی از اسطوره های سرزمین بختیاری همواره مطرح است.
«سردار اسعد در روز پنج شنبه ۱۴ محرم ۱۳۳۶ ه.ق. برابر با ۱۹۱۷ میلادی در حالیکه از هر دو چشم نابینا و زمین گیر شده بود درگذشت. جنازه‌اش از طرف دولت با تشريفات رسمی و احترام نظامی در حالی که جسد وی روی توپ حمل می‌شد تشيع گرديد و به اصفهان منتقل گرديد و با احترام و شکوه خاصی در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد.
رضابهرامی دشتکی ـ۱۳۹۱